Monday 20 July 2009

به پیش به سوی رفراندم و همه پرسی عمومی


چرا راهی جز همه پرسی باقی نمانده است
.


چرا علی تنهاست؟!؛
محسن کدیور

علیرغم اینکه بسیجی‌های محترم، با شور و حرارت تمام در هر نماز جمعه و دیگر مراسم سیاسی مذهبی با شعار سازمانی خود "ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند" با شبیه سازی با صدر اسلام، اعلام می کنند که با بودن ایشان در گرد آقا و مقتدایشان حضرت آیت الله سید علی خامنه ای، معظم له، برخلاف امام علی ابن ابی طالب (ع) در نیمه دوم دهه چهارم هجری در شهر کوفه تنها نیستند؛ اما به نظر می رسد بر خلاف این شعار آشنا، علی بتدریج تنها شده است، بسیار تنها. زیرا در کنار خیل بسیجی‌هائی که بالاخره به لحاظ سازمانی و مقررات شبه نظامی نمی توانند علی را تنها بگذارند، ملاک تنها نبودن درادبیات رایج شیعی، برخورداری از پشتیبانی قابل توجه علما، فقها و مراجع است. بیشک تنهائی علی با سیاهی لشکرعزیزانی که بالاخره علیرغم شور و احساس غیر قابل انکار برخی، حقوق می گیرند، رفع نمی شود

اما علی در حوزه تنهاست. اخیرا تعداد حامیانش در میان علمای شاخص به زحمت به تعداد انگشتان یک دست می رسد. در میان مراجع تنها یک نفر به رئیس جمهور نورچشمی معظم له تبریک گفت و اتفاقا آن یک نفر هم از دیدگاه جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم در زمره «مراجع جائز التقلید» به حساب نمی آید. (برای اطمینان بیشتر به سایت این تشکل حوزوی مراجعه کنید.) پس از مراجع در میان علمائی که در حوزه قم اصطلاحا آیت الله محسوب می شوند کسانی که پس از نماز جمعه تاریخی 29 خرداد، ایشان را فصل الخطاب دانستند عبارتند از حضرات آیات شیخ محمد یزدی، شیخ محدتقی مصباح یزدی و شیخ مرتضی مقتدائی. حتی ائمه جمعه قم (حضرات آیات امینی، جوادی آملی و استادی) هم با ظرافت خود را کنار کشیدند و بر تفکیک قوا تأکید کردند و از راهپیمائی هتاکانه برخی طلاب در قم گلایه کردند

آیت الله محمد یزدی در انتهای مصاحبه اخیرش با خبرگزاری ولائی فارس در مورد تحصن عده‌اي از طلاب در جريان انتخابات گفته است: «اين افراد هم مجوز داشتند و هم نداشتند؛ يعني از مسئولان بالاتر اجازه گرفته بودند، اما از مقام‌هاي پائين‌تر اجازه نداشتند

با درک این سخن معنای "قانونی بودن" در فرمایشات مقام رهبری بهتر درک می شود. طلابی که در دفاع از تصمیمات مقام معظم رهبری به مراجع و ائمه جمعه قم اهانت کردند، نیازی به اخذ مجوز از مراجع ذی‌صلاح نداشتند، چرا که از مقامات عالی رتبه مأموریت داشتند

در نظام ولائی حتی راه پیمائی های "خودجوش" هم نیاز به امریه و مجوز شرعی از مقام ولایت دارد. به نظر آیت الله شیخ محمد یزدی در مصاحبه یادشده «مراجع عظام شخصيت‌هاي وارسته‌اي هستند كه مباني اسلامي در قلب و دل آنها ريشه دارد و متكي به مباني اسلامي هستند، اما مسائلي وجود دارد كه ممكن است براي آنها روشن نباشد و بايد با برگزاري ديدارهاي دوطرفه و چندطرفه مطالب را روشن كرد

معنای این سخن این است که مراجع در مسائل سیاسی روشن و مطلع نیستند و امثال حضرت ایشان مراجع را ارشاد می کنند. به زبان واضح تر مراجع تقلید نمی‌فهمند و منصوبین مقام رهبری از جمله ایشان می‌فهمند

لازم به ذکر است که از تصمیمات تاریخی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به رسمیت شناختن تنها شش نفر به عنوان مراجع جائز التقلید است که در صدر آنها حضرت آیت الله خامنه ای قرار دارد. از دیدگاه این تشکل حوزوی حضرات آیات عظام منتظری، موسوی اردبیلی و صانعی جائز التقلید شمرده نمی شوند

دیگر تصمیم مهم این حزب سیاسی، اعلام عدم مشروعیت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است که اکثر رهبران آن الآن در زندان اوین تحت فشارند

سومین تصمیم تاریخی این تشکل به رسمیت شناختن نتیجه انتخابات بیست و دو خرداد هشتادوهشت و حمایت بی چون و چرا از تصمیمات مقام رهبری بوده است

درست است که ائمه محترم جمعه کشور و نمایندگان محترم ولی فقیه در نهادهای مختلف از جمله سپاه و ارتش و بسیج و ادارات و ... همگی قاطبتا از تصمیمات اخیر معظم له حمایت کامل کرده اند، اما تمام این سروران از منصوبین معظم‌له هستند و از ایشان حقوق می گیرند و در صورت عدم حمایت از مقام خود عزل میشوند، لذا پشتیبانی ایشان بواسطه عدم استقلال‌شان فاقد ارزش حقوقی است

نتیجه اینکه علی در میان عالمان دین و فقیهان اهل بیت به شدت تنهاست

اکنون پرسیدنی است چرا علی تنها شده است؟ پاسخ چندان دشوار نیست

علی تنها شده چون از سنت پیامبر رحمت (ص) دور شده است. قرآن به صراحت به پیامبر خدا می فرماید اگر خشن و غلیظ القلب باشی مردم از حولت پراکنده می شوند. راز تنهائی علی دور شدن از "رحماء بینهم" است. علی تنها شده چون از سیره امام علی (ع) فاصله گرفته است. امام علی (ع) هرگز اجازه نداد مستقبلین به دنبالش بدوند. او صریحا به اهالی شهر انبار اعتراض کرد که به شیوه شاهان ایران به استقبال و بدرقه من نیائید و دنبال مرکب من ندوید. امام علی (ع) هرگز منتقد غیر مسلح را سرکوب نکرد، به زندان نیفکند و نکشت. او با منطق قوی خود به منتقدان تند زبانش پاسخ‌های منطقی داد. امام علی(ع) همواره نصیحت به ائمه مسلمین و امر به معروف و نهی از منکر را حق مردم می دانست و آنان را تشویق می کرد به این وظیفه شرعی خود عمل کنند. امام علی (ع) هرگز کسی را به زور به بیعت با خود مجبور نکرد و آنان را که با او بیعت نکرده بودند هرگز به زندان نیفکند و از حقوق و امتیازات اجتماعی محروم نکرد. امام علی هرگز منتقدان و مخالفانش را نه به زندان افکند و نه در زندان با فشار به اقرار واداشت و هرگز مخالفی در زندانش کشته نشد. امام علی (ع) به شدت استاندارنش را از ریختن خون بیگناهان برحذر داشته به ایشان یادآوری می کرد که مردم یا هم دین تواند یا هم نوع تو، پس با ایشان مهربان باش. امام علی (ع) زمانی که شنید برخی سپاهیانش به زور زیور از پای دخترکی یهودی در سرزمین تحت حکمرانی او در آورده اند، همچون مارگزیده به خود می پیچید و می گفت ای کاش علی مرده بود و چنین مصیبتی را نمی شنید

آری! امام علی (ع) اینگونه بود برادر بسیجی

ارزیابی راه علی‌های زمانه، با امام علی (ع) چندان دشوار نیست. شیعیانِ امام علی (ع) هم منش و روش علوی را می‌شناسند، هم با راه و رسم اموی آشنایند. اگر کسی به زبان از علی (ع) بگوید اما مردم احساس کنند که دانسته یا ندانسته به راه خلفای بنی امیه می رود، او را تنها می گذارند. آنها فریب اسم علی را نمی خورند، مردم تشنه عدالت، آزادگی و ایثار امام علی (ع) اند، نه شیفته اسم بی مسمای او. امام علی (ع) بیست و سه سال بخاطر عظمت اسلام از حق شخصی گذشت و چون مردم توانائی‌های او را نشناختند و به او اقبال نکردند خانه نشین شد. این همان حدیثی است که آیت الله هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه بیست و پنج تیر تهران از زبان پیامبر (ص) به آن اشاره کرد.علوی بودن یعنی وقتی حاکم دانست از پشتیبانی اکثریت مردم برخوردار نیست، حکومت را رها کند، چرا که حکومت بدون رضایت مردم مشروعیت ندارد. به قول ابن فهد حلی (رحمة الله علیه) حکمرانی بدون رضایت مردم مجاز نیست

اینکه مجمع روحانیون مبارز در بیانیه تاریخی بیست و هشت تیر خود برای برون رفت از بحران عدم مشروعیت نظام، رفراندم را پیشنهاد کرده به همین دلیل است. اگر میزان رأی مردم است، اکنون که اکثریت - یا به نظر حکومت حداقل یک سوم مردم - در امانتداری، صداقت و عدالت دست اندرکاران نظام شک کرده اند و علیرغم نصیحت مشفقان، حکومت در نزاعش با مردم به حکمیت مراجع هم تن نداد، تنها راه بازگرداندن جمهوریتِ در شرف احتضارِ نظام و زدودن تنهائی علی، تن دادن به رفراندم البته با ناظرانی امین و مورد اعتماد مردم است

مردم صاحبان اصلی نظام و مالک سرنوشت خودند. هرگونه تصرفی در ملک مشاع، بدون اجازه صاحبانش غصب و تصرف عدوانی محسوب شده، شرعا حرام است. علی برای رفع تنهائیش باید به میزان رأی مردم تن دهد، و با عمل به سیره علوی و سنت نبوی به وظیفه شرعی و اخلاقی خود عمل کند. آن گاه همه مردم ایران با او خواهند بود و دیگر حقیقتا تنها نخواهد بود

خوش بود گر محک تجربه آید به میان / تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
بیست و هشت تیر هشتادوهشت
استاد آزاده حجت الاسلام و المسلمین محسن کدیور
به نقل از سایت راه سبز
http://www.rahesabz.info/fa/news/news.php?id=7

Saturday 18 July 2009

به پیش به سوی رفراندم و همه پرسی سراسری

همراه با هاشمی رفسنجانی
.

به پیش به سوی رفراندم و همه پرسی سراسری
.
طلاب شریف حوزه های علمیه سراسر ایران
با تبریک به پایمردی عموم شما
مبارزات و ابرامهای شما بر سر موضع شرافتمندانه دفاع از حق در برابر باطل درحال نتیجه بخشی است

خطبه های نمازجمعه علی اکبر هاشمی رفسنجانی راهی برای خروج از منجلاب این بحران پیش رو گذاشته و او به دنبال گیری از سیاست اعلام شده اش رهسپار مشهد شده تا با آیات عظام راحل در خراسان یا مسافر به خراسان، رایزنی و نظرخواهی کند. حماقت اخیر احمدی نژاد هم راه را بر او و مجمع تشخیص مصلحت" و "خبیران خبرگان" هموارتر کرده است
اما نشست خبری محمد یزدی رئیس بدنام سابق قوه قضائیه خبر از هراس عمیق مرتجعانِ پشت پرده دارد که از روی وحشت پرده را کنار زده و بی پرده برون فکنی میکنند. این خبر مهمی بود که محمدیزدی، بدون نقاب و از موضعی فرادست سخن گفت! محمدیزدی، یارغار مصباح یزدی است. او معاون هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان است! در این سمتِ فرودست، به "رئیس نهاد تشخیص مصلحت نظام" و" ریاست مجلس خبرگان" میگوید "شما چه کاره ای که نظر میدهی؟" یعنی "شما – بااینکه ریاست دو نهاد مهم نظارتی را برعهده داری- کاره ای نیستی که نظر بدهی"!؛
طلاب شریف پیرو اسلام ناب محمدی
توجه دارید که محمدیزدی و مصباح یزدی و مافیای مرتجعان، کارشان بجایی رسیده که اصلاً هیچکسی را در این مملکت کاره ای نمیدانند، و هر کاری که در زدن و بستن و آدم ربایی وسلب آزادی و دستور کشتار و سرکوب به نظرشا ن میرسد، در قبال مسلمانان و هموطنان ما انجام میدهند
وظیفه شرعی ما شما برچیدن این علفهای هرز از صحن حوزه علمیه است
محمدیزدی ، پسرش و اعضای خانواده اش عموماً دزد و غارتگر اموال عمومی اند
محمد یزدی را یا باید در دارالمجانین به زنجیر کشید یا به دار مکافات آونگید
اما وحشت محمد یزدی و مصباح یزدی از کجاست؟؛
چرا محمد یزدی با هراس فریاد زد که هاشمی رفسنجانی اشتباه کرده و غلط گفته؟؛
چرا محمدیزدی خشمگینانه، نشست مطبوعاتی راه انداخت و علیه اظهارات هاشمی موضع گرفت؟؛
چرا محمدیزدی گفت که هاشمی درصدد است تا فتیله اغتشاشات را بالا بکشد؟؛
چرا محمد یزدی گفت که مردم تنها موجب مقبولیت حکومتند، نه مشروعیت حکومت؟؛

به راستی محمد یزدی از چه میترسد؟؛
چرا روز قبل از برپایی نماز جمعه،محمدیزدی با هاشمی رفسنجانی دیدار و گفتگو کرد و کوشید او را از موضعی که دارد وادار به عقب نشینی کند؟؛
به راستی موضع حقیقی هاشمی رفسنجانی چیست؟؛

طلاب شریف حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی
هاشمی رفسنجانی به مشهد رفته تا با جلب نظر مراجع خواستار برپایی یک نظر پرسی عمومی شود
هاشمی رفسنجانی در پی به راه اندازی یک رفراندم سراسری است

همین قضیه است که رعشه بر اعضای بدنهای فرتوت عموم مرتجعان انداخته است
.
به پیش به سوی همه پرسی سراسری
.
به پیش به سوی برپایی برنامه مراجعه به آراء عمومی
.

طلاب حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی

Friday 17 July 2009

پنج هفته پس از کودتا جنبش مردم تنومند تر شد پیکر کودتاچی‌ها تکیده‌تر


دیکتاتور کوتوله! مرگ به نیرنگ تو – خون عزیزان ما، میچکد از چنگ تو

خون عزیزان ما، میچکد از چنگ تو

.

کودتاچی های بیست و دوم خرداد نه می خواهند و نه می توانند واقعیت آنچه را در حال تکامل است درک کنند. این خصلت ارتجاع است. مهم نیست که مذهبی باشد یا فکُلی. همین که حاکمیتی از درک و قبول واقعیت عاجز مانده و علیه آن مقاومت کند مرتجع است. پنج هفته از کودتای انتخاباتی بیست و دوم خرداد گذشته است و مرتجعان در حاکمیت هنوز بر این تصورند که می‌توانند بر اوضاع مسلط شوند. نفهمیده اند که جنبش "ضد کودتا"، از جنس قیام مسلحانهء مجاهدین خلق نیست! وقتی در صف راهپیمایان و معترضان پیر و جوان، چادری و کم حجاب، کارگر و بیکار، فرهنگی و کاسب، دانشجو و دانش آموز حضور دارند و در تمام فیلم هائی که در این پنج هفته منتشر شده قابل مشاهده اند، این دیگر اعتصاب رانندگان شرکت واحد نیست که رهبران سندیکایش را بگیرید و راننده های سپاه را پشت فرمان اتوبوس ها بنشانید!؛
عزم دیروز مردم برای شرکت در نماز جمعه تهران که تمام خیابان های اطراف دانشگاه تهران و بسیاری از میادن و خیابان های مرکزی شهر را در بر گرفت، به هر عقب افتاده حکومتی هم باید فهمانده باشد که وقتی پس ازپنج هفته سرکوب خونین، مردم در اولین فرصت می ریزند به خیابان ها، نام این "شکست کودتا" است! کودتا شکست خورده است و هر روز که در پذیرش این شکست تاخیر می شود، عقب نشینی برای کودتاچی ها پرهزینه تر خواهد شد. کودتاچی ها هر چه داشتند در خیابان ها و زندان ها نشان دادند. بعدش چه دارند نشان بدهند؟ اعدام مشتی زندانی سیاسی؟ حتی در اینصورت جنبش قابل کنترل می شود؟!؛
ده در صد آن میلیون ها مردمی که می آیند به خیابان ها نیز نمی دانند جلائی پور کیست و یا رمضان زاده چه کسی است؟ حتی نمی دانند سعید حجاریان کیست! بنابراین، اعدام آنها، تنها باعث آغاز آشنائی با آنها می شود و خون خواهی را در جنبش تقویت می کند. بنابراین، آن آخرین حربه هم اگر به کار گرفته شود بی فایده است. به همانگونه هر روز تاخیر در قبول شکست و کنار رفتن برای کودتاچی ها پرهزینه تر
چه کسی دو ماه پیش فکر می کرد، علی خامنه ای اینچنین با سر در میان مردم به زمین سقوط کند! چه کسی تصور می کرد هاشمی رفسنجانی در عرض چند ماه چنین چهره مطلوبی در میان مردم پیدا کند که دیروز، در نماز جمعه پیدا کرد؟
این ها حکم قطعی و بی بازگشت هر تحول اجتماعی است. همین حکم می گوید، هرچه عقب نشینی و قبول شکست با تاخیر انجام بگیرد، جنبش تنومندتر و حاکمیت تکیده تر می شود
نماز جمعه دیروز همین را نشان نداد؟!؛
مردمی که حالا دیگر میدانند با گلوله شکار می شوند، در زندان می روند زیر شکنجه و چماق، تجاوز و... اما در آن حجم میلیونی می آیند به خیابان، مردمی اند تنومند. یعنی جنبشی اند تنومند که روز به روز تنومند تر نیز می شود. و به صف نخست نماز جمعه دیروز تهران نگاهی دوباره بیاندازید. ناطق نوری، امامی کاشانی، حسن روحانی و... همه به خطبه های هاشمی گوش می دهند و پشت او نماز می خوانند. حکومت تکیده تر نشده؟!؛

حالا اگر تظاهرات در تهران آزاد اعلام شود، هفت – هشت میلیون نفر می ریزند به خیابان، درحالیکه در تظاهرات دوشنبه بعد از انتخابات و هفته زنجیر سبز، حداکثر نیمی از این جمعیت به خیابان آمده بود
اگر دو روز بعد از انتخابات، آن را باطل اعلام می کردند و انتخاباتی دوباره برگزار می‌کردند، نتیجه آن چنان نبود که اگر امروز باطل اعلام کنند و انتخابات تازه ای برگزار کنند بدست می آید. یعنی شاید رقمی برابر نود و هشت درصد مردم به میرحسین موسوی رای می دهند

طلاب شریف حوزه علمیه قم و حوزه های سراسر ایران
در نماز جمعه بیست و شش تیر هشتادوهشت جمعیت میلیونی حاضر در صحنه یکصدا شعار میدادند :"رهبر ما قاتله، ولایتش باطله". این فتوای علمای عالیقدر و مجاهد حوزه علمیه قم است که به صورت شعار توده گیر به میان مردم برده شده است دیروز جنایتکاران به سوی مردم آتش گشودند و آنها را در خون پاک خود غلطاندند. دیروز ماموران ویژه با هدایت هلیکوپترها به مردم حاضر درصحنه که برای دفاع از دین و وطن خود به فتوای مراجع عالیقدر به میدان آمده بودند درگیر شده و خواهران و مادران ما و شما را بیرحمانه جلادی میکردند
برخیزید و قرآن به سر بگیرید و با شعار بلند :"دولت کودتا! استعفا، استعفا"، و "زندانی سیاسی ! آزاد باید گردد"، و دیکتاتور کوتوله! مرگ به نیرنگ تو – خون عزیزان ما، میچکد از چنگ تو" پایان دوره ارتجاع شیطان پرستی را فریاد بزنید، و حوزه ها را تطهیر کنید

طلاب حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی

Thursday 16 July 2009

آقای خامنه ای ! شما آبروی اسلام و روحانیت را بردید" حجت الاسلام هادی غفاری

دلایل دلالت "جفرجامع" بر زوال حکومتی که خامنه ای رهبر آن است

دلایل دلالت "جفرجامع" بر زوال حکومتی که خامنه ای رهبر آن است
آقای علی خامنه ای
شما بازنده اید. خود نیز براین امر آگاهید. معذلک برای ثبت شدن در جریده ایام، دلایل انحطاط و زوال نظامی که پیشوائیش را شما برعهده دارید متذکر میشویم

الف- شما خود را رهبر نظامی میشمارید که نه فقط سیاسی است بلکه اعتقادی نیز هست. نظام اعتقادی-سیاسی که شما رهبری آن را برعهده دارید، مدعی است که مشروعیت خود را از تعهد آن آن به اصول شریعت غرّا کسب میکند. مرحوم امام ره بنای نظامی را برپایه شریعت نهاد، و خارج از محدوده شریعت را دیکتاتوری شمرد، و دیکتاتورها و جباران تاریخ را طاغوت لقب داد و مسلمانان را از اطاعت از طاغوت و حتی از دادخواهی از طاغوت منع کردند
نظامی که از امام خمینی ره به شما به ارث رسید منبع مشروعیتش در تعالیم دینی بود. اما اکنون نیست. پس نظام شما مشروعیت ندارد، قانونیت هم ندارد
ب – مردم به نتایج انتخابات معترض بودند. اصولا مجمع تشخِیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان به این دلیل توسط حضرت امام ره تاسیس شد، که به هنگام داوری و رسیدگی به اختلافات آراء، جنبهء " و امرهم شوری بینهم" مراعات گردد. و میدانید و میدانیم که ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و ریاست مجلس خبرگان خواهان ابطال نتایج انتخابات و برگزاری انتخابات جدید بود. اما شما رأی هردو موسسه بنا شده توسط حضرت امام ره را در خطبه نمازجمعه بعد از انتخابات ابطال کردید و به سنت "آریامهری" رجوع نمودید که گفت هرکس این نقض را نمیپسندد مسئول همه خونهایی است که بر زمین ریخته خواهد شد. پس نظام شما تکیه مردمی نیز ندارد و یک نظام "ضدجمهوری" است
ج – وقتی مردم – یعنی جمهوریت - و اصول شریعت – یعنی اسلامیت- هر دو را یکجا، پشت سر بلکه زیرپا میگذارید چه چیزی برای شما باقی میماند که به عنوان تکیه گاه از آن استفاده کنید؟!؛
مدافعان شما عده ای آخوندکهای کاسه لیس اند که ننگ لباس روحانیتند، و علما و فضلای حوزه قم و سایر حوزه ها در صددند تا یا به وسیله ای آنان را وادار به خلع لباس کنند، یاخودشان این لباس را از تن بیرون آورند
مسّلم آن است که روحانیت اصیل حوزه، طلاب حوزه علیمه قم و سایر حوزه های علمیه ایران و فضلا و علما و مدرسان و محققان شریف و باوجدان از شما روی برگردانده اند. "پیروان اسلام ناب محمدی" شما را و حامیان و دست نشاندگان شما را از زمرهء "شیطان پرستان سفیانی" که آرزوی احیای "سلطنت دجال" را در سر دارند به شمار می آورند، و إنّهُم کُلّهُم مِنکَ و مِن أصحابِک مُعرِضِون و بکُم مُعترضون
د- بخت از شما برگشته است. مدافعان شما، در دفاع از شما ناشیانه عمل میکنند. اما روحانیت متعهد و آگاه که پیروان اصولی اسلام ناب محمدی هستند، به دلایل عقلانی متکی به محکمات وحیانی به شما خرده میگیرند و خطاهای شما را برمیشمارند
د – منتقد شما حضرت آیت الله العظمی منتظری است و ایشان بنا به همان دلایلی نظام شما را نامشروع و ید شما را غصبی و تصرف شما را جبارانه و خود سرکار را از جبابره میشمارند، که سی سال قبل از این "نظام آریامهری" را غاصب و نامشروع و جبار و طاغوت میشماردند. آیت الله العظمی منتظری استوانه مشروعیت نظام جمهوری اسلامی بود، و الحال نظامی را که سرکار متصدی آنید نظامی طاغوتی میداند
ه – شما به عنوان پدر، و آقا مجتبی خامنه ای به عنوان پسر، یادآور همان "پدر و پسر پهلوی" هستید که حضرت امام ، نظامشان را طاغوتی دانستند و اطاعت مسلمانان را از آن نظام ، حرام اعلام کردند
و – دخالت فضولی سایتهایی مانند رجانیوز و رسانیوز و تبیان نیوز در کارهای حوزه به دستور آقای مصباح و باچراغ سبز سرکار و با دخالت مستقیم مافیای رسوای باند موسوم به "عدالت طلب" و با همکاری گردانهای "مُعاودین بدر "و "آوارگان فلسطینی" و "حزب الله لبنانی" و "استشهادیون قدس" ، زیر نظر "نئوفاشیستها" و "نئونازیست"هایی مانند "محمدعلی رامین" و "حسن عباسی" و "محمداسماعیل کوثری" و "صفار هرندی" و "مجتبی هاشمی ثمره" و سایر ایادی آقا "مجتبی خامنه ای" صورت میگیرد. أفّ لَکَ و للذین مَعَک که به حمایت "أشباه الرجال" سنگر گرفته در خاکریزهای ترکش خورده ای مانند "کیهان" دل خوش کرده اید. غافل از آن که "إنّ أوهَنُ البُیوت لَبَیت العنکبوت! أفّ لَکَ و للذین مَعک که نصایح و توصیه های ناصحانی مانندحضرت آیت الله استادی و یاران و همپیمانان ایشان را نادیده میگیرید و به عربده کشیهای وارثان مرده ریگ شعبان بیمخهای "ضدجمهوری مداحان" دل میبندید
این تبهکاران سیاهدل ملبس به لباس آخوندک، مارمولکهای اژدها صفتی هستند که تلاش میکنند حوزه علمیه را از پایه هایی که مرحوم استاذنا الاعظم آیت الله العظمی بروجردی به تأسی از روش مولانا المعظم حضرت حاج شیخ عبدالکریم حائری بنانهاد، ویران سازند و برپایه های خرافات و چاه پرستی و امام زمان بازی و نایب امام سازی، قرار دهند و این دوروزه دنیا را با تملق و چاپلوسی و دست و پابوسی سرکار سپری کنند تا زبانیهء قهر جحیم دروازه های هاویه را برآنان باز کند و آنان را در شهیق و زفیر درک اسفل روانه سازد. این آخوندکهای تبهکار که به سنت حوزه های علمیه خیانت بیّن روا میدارند آبروباختگانی عمروعاص صفت امثال احمد جنتی و احمدخاتمی و محمد یزدی و مقتدایی و هاشم حسینی بوشهری و جزایری و امثال ذلکند و کُلّهُم مِن أصحابِ الّسَقَر
ز- اگر خیال میکنید که با تکیه به چماق بسیج و کلاشینکف سپاه میتوانید چند صباحی بیشتر در اریکه قدرت مستقر باشید، خطا میکنید. ایکاش هرچه زودتر این خیال خام را از مخیله خبط آلود خود به کناری نهید، زیرا بسیج و سپاه و مومن ترین نیروهای ارزشی سپاه دچار ریزش عقیدتی شده، و با بحران سخت هویت دست به گریبان گشته اند. امروز روز ریزش آنهاست، و فردا روز تمرّدشان. احمدی نژاد و هادیان سیاسی سپاه هم در برابر متمردین و نیروهای ریزشی سپاه عددی نیستند تا در "یوم یفّرالمَرءُ مِن أخیه و صاحِبَته و بَنیه" به کمک شما بشتابند
ح – اما اگر با همه این مقدمات هنوز هم مفّری برای بقای خود تصور میکنید، هوشدارید و هوشیار باشید که إنّکَ عَلی خَطر عظیم" و دلیل این امر را ما از "جفر جامع" اقامه میکنیم که حکمش خطا ناپذیر است، و از برابر قطعیت احکامش گریز و گزیری نیست، پس به بادکنکهای پر گاز گوگردی مانند تیمسار فیروزآبادی "بیمخ" دل نبندید
"جفر جامع" دلالت دارد بر آن که دولت "این پدر و پسر" رفتنی است و نحسی کیوان دامنگیر طالع نکبت زده آنان است "وَ یَرونَه بَعیداً و نَریهُ قَریباً و إذا جَاء أجلهم لایَستَقدِمون ساعه و لا یَستَأخِرون"؛

Wednesday 15 July 2009

ایکاش خونی ریخته نمی شد و بسیجیان در هیبت لباس شخصی به میان نمی آمدند

ریشه یابی تردیدهای من و امثال من
.
از : گاه نوشت محمد نوری زاد
سمفونی " ایکاش "های من
من از تبار طایفه ای هستم که درحد خود برای آرمانهای این انقلاب زحمت کشیده است . چه با حضور تنگاتنگش در میان محرومین مناطق دور و مرزی ، چه در سالهای جنگ ، و چه در حضور رسانه ای اش که عمدتا همان جامعه آرمانی را در کم کاری و بدکاری و خوب کاری مسئولین رصد می کرده است . من ، دراین سی سال عمر انقلاب ، بسیار از باید ها و نباید ها نوشته و تصویر ساخته ام . و در این راه ، خدای می داند که آبروی خود را نیز به میان آورده ام و برای فرزندان و خانواده خویش زحمت تراشیده ام . و چون وامدار کسی و جریانی نبوده ام ، تیز گفته ام و تیز نوشته ام . بقدر بضاعت خود ، تلاش کرده ام دراین تیز گفتن و تیز نوشتن ، جانب انصاف و درستی را بگیرم .این روزها اما ، روزهای تعلیق من و امسال من است . چرا ؟ خواهم گفت . من و امثال من ، در این سالها ، هرکجا که کم می آوردیم و بغضمان به مرحله شکفتن پا می نهاد ، به مولایمان خامنه ای پناه می بردیم . کاستی های خود را در کمال او غنا می بخشودیم . به زندگی ساده او غرور می ورزیدیم . از این که او به راه امام اصرار می ورزد، در پوست نمی گنجیدیم . واز این که او ، فرزندان خود را از ورود به کارهای اقتصادی و مالی و مسئله دار برحذر داشته ، ذوق زده می شدیم . من با لذت ، از میزان دارایی او که اگر قرار بر اسباب کشی باشد ، می شود اسباب و اثاثیه خانه او را در پشت یک وانت جای داد ، نوشته ام و ذوق کرده ام . من از انصاف و بزرگی و عدالت و شجاعت و سرزدن گاه و بی گاهش به صاحبان انقلاب نوشته و به آن بالیده ام .این روزها که روزهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری است ، برای من و امثال من ، روزهای معلق بودن است . کسی نیست به سئوالها و ابهام های ما پاسخ بدهد . ما معلقیم . خامنه ای ما فصل الخطاب همه درماندگی ها بود ، اما من امروز به دنبال رهایی بخشی می گردم که مرا با گذشته ام آشتی دهد . من این روزها لذتی از سالهای خدمتم به انقلاب نمی برم . من از این که هموطنانم درخیابانهای شهر کشته می شوند ، به انقلابی بودن خود تردید می کنم . من افقی برای جامعه خود ترسیم کرده بودم که درآن افق ، حتی به اغتشاش و آتش زدن و خراب کردن اموال عمومی ، به دیده عبرت می نگرد و برای آن اعتبار و شانی قائل است . من جامعه ای را برای خود ترسیم کرده بودم که بزرگان نظام ، به مردم ، به چشم عیال خود می نگرند . حتی عیالی که به آنها پشت کرده باشد و در نجوای جهالت خود به آنها ناسزا بگوید . چه کنم ؟ من اینگونه جامعه ای را برای خود آراسته بودم . حکایات بعد از انتخابات ، بساط فکری مرا به هم ریخته است . این روزها من و امثال من دچار تردید شده ایم . قرار نبود در افق این انقلاب ، ظلم عربده بکشد و قداره به کمر ببندد . چه از طرف نظام چه از طرف مردم . قرار بود ما با برپایی این نظام ، خلا ایمانی و انسانی جوامع دیگر را به رخشان بکشیم . قرار بود به آنها بیاموزیم : مردمداری یعنی چه ؟ قرار بود صبوری و کرامت و درستی و انصاف و عدالت و زیبایی های گمشده انسانی را به نمایش درآوریم . من این روزها دریک خلا تعلیقی بسر می برم . از یاد آوری گذشته خویش هیچ لذت نمی برم . به مسئولین هم که نگاه می کنم ، آنها را برآمده از حق و انصاف نمی بینم
راستش را بخواهید این تردید درست بعد از اولین حادثه های بعد از همین انتخابات درمن و امثال من پیدا شده است
تا روز قبل از آن ، ما همان فداییان این انقلاب و نظام بودیم . یعنی فداییان آرمانهای خوبی که قرار بود این نظام برای مردم ما و مردم جهان به صحنه آورد . اما اکنون چه کنم ؟ خود را با چه ادله ای و احتجاجی متقاعد کنم که این روزهای جامعه من ، ادامه روزهای پیش از انتخابات است ؟ وهمان است که شهدا برای برپایی آرزوهای آرمانی این نظام از خود گذشتند ؟ این روزها من دست بر پشت دست خود می زنم و سرگردانم و ایکاش ایکاش می کنم
چه ایکاشهایی
خواهم گفت :۱- ایکاش رهبر ما درست یک روز پس از اخذ رای که هنوز شمارش آرا به پایان نرسیده ، پیام نمی داد و از نتیجه حاصله ابراز شادمانی نمی کرد . ایکاش به شکوه میلیونی شرکت کنند گان بسنده می فرمود .۲ - ایکاش رهبر ما با اولین جرقه های اعتراض ، مثل یک بزرگ بسیار بزرگ ، جانب انصاف و عدل را می گرفت و به معترضین می فرمود : مگر خامنه ای مرده است که شما احساس دلتنگی می کنید ؟ خامنه ای هست برای این که هر معترضی احساس تنهایی نکند . خامنه ای هست تا کسی احساس نکند در این نظام فریاد رسی نیست . و می فرمود : من تا مادامی که رای دهندگان به اقناع کامل نرسند و نسبت به سلامت و صحت و نتیجه آرا خود احساس آرامش نکنند ، به جانبداری از رای دهندگان خواهم پرداخت و از حقوق آنان دفاع خواهم کرد.۲- و کاش با اولین راهپیمایی معترضین ، خود به صفوف آنان می پیوست و در شکوهی باور نکردنی ، محبوبیت خود را صد چندان می کرد . معترضین مگر چه می خواستند ؟ غیر از احقاق حق ؟ و در میان همان جمعیت ملیونی معترضین ، می فرمود : به چه معترضید ؟ به نتیجه آرا ؟ من درهمین جا اعلام می کنم که با شما برای احقاق حق تان همصدایم . برای من که رهبر شمایم ، در وجه حقوقی ، موافق و مخالف یکسانند .۳ - ایکاش بعد از اولین درگیری ها و اولین کشته ها ، خامنه ای ما اعلام عزای عمومی می کرد . چرا ؟ برای این که کشته شده ها ، از اسراییل و آمریکا نیامده بودند و ضد انقلاب و منافق هم نبودند . از مردم بودند . گیریم که آنها در راهپیمایی غیرقانونی کشته شده اند ، و گیریم که به هشدار دستگاههای انتظامی اعتنا نکرده اند ، اما ایرانی که بودند . انسان که بودند . چرا ما برای کشته های دیگران ارج می نهیم و برای هموطنانمان ارعاب و اختفا و تنش پیشنهاد می کنیم ؟۴ - ایکاش خامنه ای ما در خطبه های نماز جمعه بعد از انتخابات و بعد از تشنجات اخیر ، از خانواده های کشته شدگان دلجویی می کرد . اخلاق پیامبران اینگونه است . پیامبر ما به فرموده قرآن ، از جهل مردم آنچنان می گداخت و نسبت به آنان دلسوزی می کرد که خدای متعال به او هشدار می دهد . که ای رسول ما ، تو در جانبداری از جهال و نافهم ها ، داری خودت را از پای در می آوری ! مردم ما که به آن درجه نفهم نیستند . سئوالی داشته اند که در پاسخگویی نسبت به آن تعلل شد.۵ - ایکاش نیروهای بسیجی و انتظامی و سپاهی وارد معرکه نمی شدند . مگر چه شده بود که اینهمه نیرو باید به میان می آمدند . خدا خوب می داند که با سخن گفتن درست با این مردم ، می شد همه آنان را مجاب کرد و محبت آنان را برای نظام ذخیره کرد و از این انشقاق بزرگ ایجاد شده جلوگیری کرد . مگر دیگر می شود این مردم زخم خورده را که تعدادشان هم کم نیست ، بار دیگر به جانبداری از نظام دعوت کرد .۶ - ایکاش خامنه ای ما بلافاصله بعد از بالا گرفتن اعتراضات به تلویزیون دستور می فرمود تا برای آقای موسوی ، حتی بعنوان یک مجرم ، فرصتهایی ایجاد کنند تا او نظرات خود را باز بگوید . اگر این اتفاق می افتاد چه بسا فاجعه های بعدی رخ نمی داد که برای ما و برای نظام ما تا ابد لکه ننگی به شمار آید .۷ - ایکاش مراجع ما سکوت خود را می شکستند و با صراحت در باره اغتشاش های اخیر اعلام موضع می کردند و تنها به کلی گویی و دعوت به آرامش و مراجعه به شورای نگهبان اکتفا نمی فرمودند . و مثلا آیت الله جوادی آملی ، در یک بیانیه بسیار آرام و روشنگرانه ، داستان هاله نور را که رییس جمهور جلوی چشم همه آن را ساختگی اعلام کرد ، یک حقیقت و یک ماجرای درست و رخداده بیان می کردند و نسبت به دروغگویی آقای احمدی نژاد ابراز تاسف می کردند . مگر نه این که مومن باید راست بگوید اگر چه به زیانش تمام شود ؟۸ - خامنه ای ما در نماز جمعه ، منصفانه نسبت به کاندیداها و ناسزاگویی های آنان موضع درستی گرفت . اما ایکاش کسی از مردم ، حداقل عموم مردم ، از گرایش ایشان به آقای احمدی نژاد خبردار نمی شد . امام خمینی عزیز ، هیچگاه نسبت به بنی صدر - که حتما با وی مخالف بود - اعلام نظر صریح نکرد و به انتخاب مردم - اگر چه اشتباه - احترام نهاد .۹ - ایکاش خامنه ای ما در ملاقات با نمایندگان مجلس ، که هنوز شورای نگهبان نظر قطعی خود را درباره صحت انتخابات اعلام نکرده ، انتخابات را سالم و تمام شده برنمی شمرد و همکاری نمایندگان با دولت را به بعد از اعلام نظر شورای نگهبان موکول می فرمود .۱۰ - ایکاش خونی ریخته نمی شد و بسیجیان در هیبت لباس شخصی به میان نمی آمدند و برای یک چنین مسئله ساده ای که به راحتی می شد به نفع نظام و همان جمعیت چهل ملیونی شرکت کننده درانتخابات مصادره اش کرد ، قشون کشی حیرت انگیزی صورت نمی گرفت .
گاه نوشت محمد نوری زاد
سمفونی "ایکاش"های من!
http://mohammadnurizad.blogfa.com/post-48.aspx

Monday 13 July 2009

سند سازی رسوای رجانیوز برعلیه آیت الله استادی برای حمایت از قاسم روانبخش



به گزارش عبرت به نقل از آینده در حالی که آیت الله رضا استادی امام جمعه قم و از علمای برجسته حوزه در نماز جمعه هفته گذشته از راهپیمایی گروهی از هواداران افراطی دولت به سرکردگی قاسم روانبخش و مجتبی ذوالنور علیه آیت الله هاشمی انتقاد کرده و از مخالفت دفتر مقام معظم رهبری و استاندار با این برنامه خبر داده بود، سایت رجانیوز با اعلام اینکه بخشعلی از مدیران استانداری قم مجوز این برنامه را صادر کرده، آن تظاهرات را قانونی دانست و امام جمعه قم را متهم به خلاف گویی کرد
در سندی که توسط این سایت به عنوان مجوز این راهپیمایی منتشر شده، تاریخ درخواست این راهپیمایی بیست و پنج خرداد اعلام شده، فرمانداری در همین روز از استانداری استعلام کرده و استانداری هم در همان روز موافقت نموده و مجوز مجددا در کمتر از یک روز صادر شده است. در حالی که طبق ماده سی قانون برگزاری تجمعات، تقاضای برگزاری راهپیمایی و اجتماعات باید یک هفته قبل از موعد برگزاری آن به صورت کتبی و حضورا توسط نماینده رسمی و معرفی شده آن گروه به وزارت کشور تسلیم شود.
با توجه به این ماده قانونی که وزارت کشور براساس آن تاکنون با هیچ یک از درخواستهای ستاد مهندس موسوی برای برگزاری تجمع مسالمت آمیز موافقت نکرده است، مشخص نیست چگونه مجوز تجمع علیه علما و شخصیتهای نظام با وجود مخالفت دفتر رهبری، ظرف کمتر از یک روز توسط فرمانداری و استانداری قم صادر شده و اگر این مجوز وجود داشت و واقعا قبل از راهپیمایی و نه بعد از آن برای سندسازی و حمایت از سرکرده نیروهای افراطی در قم صادر شده بود، چرا در طول چهار هفته گذشته از این راهپیمایی و با وجود پیگیری مراجع مسئول این مجوز ارائه نشده بود.

رجانیوز نوشته است

راهپیمایی بیست و پنج خرداد مردم انقلابی شهر مقدس قم دارای مجوز رسمی از استانداری بوده و قانونی برگزار شده است
آیت‌الله استادی در خطبه‌های نمازجمعه‌ی این هفته‌ی قم اظهار داشت: بعد از سه روز یک طلبه به اسم قاسم روانبخش بیان می‌کند که ما می‌خواهیم راهپیمایی برگزار کنیم. حوزه، استاندار، معاون استاندار، دفتر مقام معظم رهبری در قم و... مخالف برگزاری این راهپیمایی بودند اما این روحانی به حرف هیچ کس گوش نکرد و کار خود را انجام داد. چرا این روحانی با احساسات پاک مردم و طلاب بازی کرد؟ چرا هیچ دستگاهی نیست که با او برخورد کند؟ افرادی که در این راهپیمایی ها که پس از انتخابات توسط این روحانی تشکیل شد، شرکت کردند، باید استغفار کنند.
با این حال، نامه‌ی زیر نشان می‌دهد این راهپیمایی با مجوز استانداری برگزار شده است.در این نامه، اسماعیل بخشعلی، مدیر کل سیاسی و انتخابات استانداری قم در خطاب به نیکان قمی فرماندار شهرستان قم، خاطرنشان کرده است: انجام راهپیمایی مورد اشاره بلامانع می باشد. رونوشت این نامه نیز به جناب آقای خونساری مدیر کل محترم امنیتی انتظامی جهت استحضار و اتخاذ تدابیر لازم، مدیر کل محترم اطلاعات جهت استحضار، فرمانده محترم انتظامی استان جهت استحضار و اقدام ارسال شده است
.



گفتنی است در راهپیمایی مذکور، قاسم روانبخش که بعدا مورد انتقاد علمای حوزه قرارگرفت، گفته بود: با نامه خود به رهبري سنت رهبري را شكستيد عامل اصلي شرايط كشور هاشمي رفسنجاني است. شما در برابر فتنه‌ها و آشوب‌ها هنوز موضعي نگرفته‌ايد. در پايان اين مراسم افراد حاضر با سر دادن شعار «مراجع محترم، حمايت حمايت»،«منتظري دوم، حيا كن، حيا كن»، «هاشمي، استعفاء استعفاء»، «هاشمي حيا كن، مصلحت را رها كن»، «روحانيت بيدار است، از هاشمي بيزار است»، «هاشمي هاشمي، اين آخرين اخطار است» و «رهبری بت شکن بت بزرگو بشکن» اعتراض خود را نسبت به مواضع آیت الله هاشمي رفسنجاني اعلام كردند
.
در همین رابطه سایت عبرت اضافه میکند :البته از این حضرات زیاد هم نباید تعجب کرد ، زیرا برای همه امور توجیهی میتراشند و برای همه کاری هم مجوز دارند و دیر یا زود مراجع و علما را هم تکذیب کرده و حتما گزینش خواهند کرد ، البته وقتی هاله نور و بسیاری دیگر از دروغهای مباح را آدمی می شنود و بعد هم تکذیبهایش را می بیند جای تعجب و گله باقی نمی ماند
تجربه ثابت کرده که این دارو دسته مدت مصرف معینی دارند و انشا الله به زودی روشن می شود که با ابن تعصبات کور و حماقتها چه لطماتی به اسلام و رهبری و روحانیت وارد آورده اند
ما شجاعت ایت الله استادی را علیرغم مواضع سیاسی ایشان می ستائیم و معتقدیم که روحانیت حامی رهبری و نظام باید بدور از جناح بندی کور در خط مقدم و در کنار مردم باشد تا اسلام اصیل حفظ گردد

Sunday 12 July 2009

سئوال و جواب کوتاه با حضرت آیت الله رضا استادی امام جمعه مستعفی قم

امام جمعه قم حضرت آیت الله شجاع و مومن "رضا استادی" در خطبه‌هاي نماز جمعه قم در شبستان حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) در ملاء عام از عموم مسئولیتهای خود تا ماه محرم ، کناره گرفت و دلیل خود را در أخذ این تصمیم با جملات زیر بیان داشت
انتخابات در قم به خوبي و با حضورپرشور مردم برگزار شد و پس از آن نيز هيچگونه اعتراضي نشد، اما بعد از سه روز، يك طلبه به اسم قاسم روانبخش بيان مي‌كند كه ما مي‌خواهيم راهپيمايي برگزار كنيم. حوزه، استاندار، معاون استاندار، دفتر مقام معظم رهبري در قم و ... مخالف برگزاري اين راهپيمايي بودند اما اين روحاني به حرف هيچكس گوش نكرد و كار خود را انجام داد. چرا اين روحاني با احساسات پاك مردم و طلاب بازي كرد؟ چرا هيچ دستگاهي نيست كه با او برخورد كند؟ افرادي كه در اين راهپيمايي‌ها كه پس از انتخابات توسط اين روحاني تشكيل شد، شركت كردند بايد استغفار كنند.به مردم سفارش مي‌كنم كه ببينيد چه كسي متن اين طومار را نوشته و چه هدفي را دنبال مي‌كند، بعد آن را امضا كنيد

با توجه به اينكه دكترها بنده را از هر گونه سخنراني منع كرده‌اند، لذا تا اول محرم از هر گونه سخنراني، منبر، درس و اقامه نماز جمعه خودداري مي‌كنم


طلاب حوزه علمیه قم پیروان اسلام ناب محمدی با تحلیل از این تصمیمگیری بزرگ و تاریخی حضرت آیت الله استادی ، نتایج تحقیقات خود را درمورد یافتن پاسخی برای پرسش ایشان به عرض آن جناب و مسلمانان ایران و جهان میرسانند
سئوال آیت الله استادی در خطبه نمازجمعه: قاسم روانبخش تصمیم به براه انداختن یک راهپیمایی گرفت. این راهپیمایی برگزار شد – البته با شرکت چهارده پانزده نفر!!- در حالی که بزرگان حوزه قم، استاندار قم، معاون استاندار قم، و خیلی از دیگران با آن مخالف بودند. چرا هیچ دستگاهی نتوانست جلوی قاسم روانبخش را بگیرد؟ مگر او پشتش به چه کسی گرم است که از استاندار و مراجع هم قدرتش بیشتر است؟،

جواب سئوال: این شخص که در سایه و پشت سر آخوندک قاسم روانبخش ایستاده بود و دستور داد تا در حمایت از مقام رهبری، طوماری تهیه شود و راهپیمایی صدوپنجاه کیلومتری!! براه بیفتد، کسی نیست جز مجتبی خامنه ای ، آخوندک ششلول بند که به مجتبی ششلولی مشهور است


حضرت آیت الله استادی
مجتبی ششلولی ، آبرویی برای روحانیت و برا ی حوزه باقی نگذاشته و آبروی پدر ش راهم به قول حجت الاسلام هادی غفاری ریخته است. حجت الاسلام هادی غفاری گفتند و ما و شما و سراسر دنیا شنیدند که "آقای خامنه ای شما آبروی اسلام و روحانیت را بردید". در حقیقت بی آبرویی علی خامنه ای، نتیجه خشونت طلبیها و بچه بازیها و ناپختگیهای مجتبی ششلولی است


حضرت آیت الله استادی
مجتبی خامنه ای از برپا کردن بحران در میان مردم، به هیجان می آید. چنانچه در عکس مشاهده میکنید، او زیر لباده اش ششلولی بسته، و دست به ششلول راه میرود، به دست پدرش هم قلاب سنگی داده تا اگر در کوهستانهای کردستان، کبوتری یا گنجشکی بجنبد، بیدرنگ جانش را بستاند


حضرت آیت الله
باند مافیای نفوذ کرده درحوزه قم را همه میشناسند و احتیاج به معرفی کردن ندارد. همانها که در نشریه پرتوسخن و سایت منحوس "رجانیوز" اراجیف مینویسند و با اسم های قلابی و مستعار مثل "دلسوز" و "عدالت طلب" و امثال ذلک امضا میکنند. اینها یا زیرمجموعه "" هستند، یا زیر مجموعه دستگاه های مشابه که فقط از شخص مجتبی خامنه ای دستور میگیرند. هزینه فعالیتهای تفرقه افکنانه آنها را هم بنیادهای موازی تأمین میکنند. اخیراً حساب متعلق به مجتبی ششلولی را در انگلستان بستند و یک و نیم میلیارد پوند موجودی آن رامنجمد کردند. حسابی که برای بحران زائی در سایر ممالک عالم مورد استفاده این "حزب الشیطان"،و باهزینه کردن از اسلام ، قرار میگیرد! اینها دست در دست "لشگر بدر" از معاودان عراقی و آوارگان فلسطینی و حزب الله لبنان، و طالبان پاکستانی و افراد وابسته به حزب ضد اسلامی حکمتیار افغانی واحدهای ضربت گارد موسوم به "گارد رهبری" را تشکیل میدهند که تحت امر "مجتبی ششلولی" قرار دارند.همه جیره خواران مستقیم همین مجتبی خامنه ای هستند. همین باند مافیایی است که به اسم حمایت از رهبری علی خامنه ای مساجد و تکیه ها برادران مسلمان در شهرها و روستاهای کشور را خراب میکند و به نام دفاع از ولایت فقیه، علیه مسلمانان ایران و جهان لجن پراکنی میکند


با کمال أسف، این جنایتکار بی احساس که کارش بازی با احساسات مومنان است، مانند ما و شما ملبس به لباس روحانیت است و عالم روحانیت را به ننگ وجود خود آلوده
حضرت آیت الله
یا دعوت به خلع لباس این جنایتکار کنید، یا خود این لباس را از تن بیرون آورید و به گوشه ای بگذارید و به کار کشاورزی رجوع فرمایید. این لباس را این آخوندکهای شیاد جلاد، این نامسلمانان مدعی مسلمانی، این باند مافیایی پیرو مجتبی خامنه ای با ننگ خود ملوّث کرده اند


با عرض احترام و درخواست پوزش
ارادتمندان و شاگردان سرکار
طلاب حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی

پشت سر این فتنه یک توطئه است

بسمه تعالی
ملت شریف ایران
اکنون که مبارزات انتخاباتی به پایان رسیده است، وظیفه خود می دانم که از مشارکت گسترده و تاریخی شما مردم ایران در تعیین سرنوشت خویش تشکر نمایم.همچنین از کلیه کسانی که برنامه های این حقیر را که محصول کارگروهی و مدلی فراگیر و مبتنی بر عقلانیت و مبتنی بر نیاز و حقوق مردم بود را پذیرفتند و به آن رای دادند، و از کسانی دیگر که پذیرفتند ولی به دیگری رای دادند یا کسانی که نیم نگاهی برای فردا به آن داشتند سپاسگذاری می کنم. باید از مراجع دینی و نخبگان کشور نیز که حضور بارز و موثری در این انتخابات داشتند، تشکرنمایم.حال که فعالیت ستادهای انتخاباتی پایان یافته است، از همه هواداران خود صمیمانه تشکر و با آنها مرتبط خواهم بود و از نظرات و مشاوره های آنها در آینده و به منظور پیشرفت و توسعه کشور استفاده خواهم کرد. به ملت عزیز ایران هم قول می دهم که همواره در کنارشان بوده و خواهم بود.همچنین در این انتخابات حوادث تلخ و شیرین فراوانی به وجود آمد و پرسش ها، ابهامات و دغدغه هایی در ذهن نگران جامعه و نخبگان پدید آمد که باید در فرصتهای مناسب تری به آنها بپردازیم.درس های بزرگی در این حوادث برای ملتی که می خواهد به الگویی برای دیگران تبدیل شود و پایه های یک تمدن جدیدی را بگذارد، وجود دارد. بکار گرفتن این درسها برای ساختن آینده سرمایه بزرگی است. که به بهای سنگینی بدست آمده است. به همین دلیل باید این درس ها را پاس بداریم و با صبر و حوصله به مطالعه آن ها بپردازیم تا در طراحی مسیر آیندة ایران اسلامی، بتوانیم از آن بهره کافی بگیریم.دغدغه های انتخاباتاین روزها کسانی هستند که به من و امثال من مراجعه می کنند و در رابطه با آزادی ها و مردم سالاری و انتخابات در آینده سؤال می کنند. دغدغه های خود را می گویند. از دلسردی ها حرف می زنند . من معتقدم که جمهوری اسلامی بدون آزادی و مردمسالاری دینی مفهومی ندارد و به همین دلیل با اطمینان می گویم که این ارزشهای بنیادین که از مهم ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی هستند در آینده با شدت و قوت ادامه خواهد داشت. اما مسائل اساسی وجود دارد که مورد غفلت قرار گرفته است و نیازمند توجه و تأمل است:اولاً آنچه که باعث شده این سئوالات بوجود آید حوادث پیرامون انتخابات ریاست جمهوری بوده و بر کل نظام تأثیر گذاشته است. انتخاباتی که به هر حال در کنار اوج گیری جنبش حماسی ملت ایران یک نزاع سیاسی هم در درون آن بین نامزدها اوج گرفت. این عامل در کنار مدیریت انتخاباتی و ساختارهای ناقص آن، بی تدبیری ها، کج سلیقگی ها و ... در فرآِیند برگزاری انتخابات از یک سو و سوء مدیریت مطالبات و اعتراضات مدنی هواداران موجب شد تا محیط سیاسی و جنبش اجتماعی مردم تحت الشعاع قرار گیرد و به سوی بحران وسوء استفاده غرب کشیده شود.ثانیا ریاست جمهوری تنها بخشی از حکومت می باشد و نه همه آن . درکنار آن مجلس شورای اسلامی وجود دارد که نمایندگان شما مردم در آن حضور دارند، و قوانین کشور را تدوین و بودجه را تصویب و بر دولت نظارت دارند. همچنین قوه قضاییه وجود دارد که سازمان بازرسی و دیوان عدالت اداری می تواند هر نوع تخلفی را از مقامات دولتی گزارش و در دادگاه ها بررسی کنند. این نهادها دژهای محکمی در دفاع از آزادیها و مردمسالاری دینی و حقوق ملت هستند.ثالثاٌ در رأس همه این قوای حکومتی، رهبری نظام، که از مدافعان وسنگربانان آزادی و مردمسالاری طی سی سال انقلاب بوده است قرار دارد. شخصیتی که در دوران انسداد سیاسی می گفت خدا لعنت کند آن کسانی را که می گویند دانشجو نباید سیاسی باشد، و یا در مقابل تغییر قانون اساسی برای اینکه ریاست جمهوری سه دوره چهارساله شود مقاومت کرد، آیا ممکن است اجازه دهد که آزادی ها و مردمسالاری دینی ضعیف شود؟ فردی که در دوران سکوت چپ و کنار رفتن از سیاست به آن ها گفت که اگر به صحنه نیآیید، نظام و جامعه نمی تواند با یک جناح اداره شود و ناچار خواهیم شد از فعالان و نخبگان سیاسی بخواهیم یک چپ جدیدی را به وجود آورند، چگونه ممکن است راضی شود که تنها یک گروه وسلیقه خاص در صحنه سیاسی کشور فعال باشد؟ فردی که استقلال کشور را در دوران اصلاحات حفظ کرد و از رفتن کشور به سوی جنگ با آمریکا در چند سال اخیر جلوگیری کرد، آیا حاضر است جمهوری اسلامی را فدای یک گروه خاص و یا خدای نکرده سلیقه خویش کند، آن طوری که در تحلیل عده ای آمده است؟ لذا من مطمئن هستم که آزادی ها و مردمسالاری و استقلال، مثل گذشته در کشور با قدرت تمام ادامه خواهد یافت و همه فعالان سیاسی، احزاب و جناح ها می توانند و باید در صحنه باشند.آینده ایراناما نکته مهمی راکه می خواهم به آن بپردازم شرایط تاریخی، منطقه ای و بین المللی ایران است. شرایط تاریخی ایران نشان می دهد موقعیتی که در آن قرار داریم پس از سیصد سال به دست آمده و در آن فرصت هایی وجود دارد که اگر از دست برود ممکن است تا سیصد سال دیگر تکرار نشود؛ لذا امانتی از همه آن نسل هاست که در اختیار ماست و پر مسلم است که نباید به آن خیانت کنیم. نادیده گرفتن چنین موقعیت تاریخی وتعقیب منافع شخصی وگروهی و جناحی خود در چنین شرایطی خیانتی بزرگ به صدها میلیون ایرانی است که طی سه قرن آینده می آیند ومی روند.ماندن ودر جا زدن در وضعیت های سیاسی ، عدم ورود به سطوح بالاتر شکوفایی وتوسعه، عدم تعقیب تحولات اقتصادی و فرهنگی و مدیریتی درکشور و در یک کلام زندانی کردن انقلاب در میان حصارهای سیاست وحکومت گناهی نابخشودنی است که نسلهای آینده آنرا بر ما نخواهند بخشید. امروزه هر نوع نزاع سیاسی هرچند که برحق هم باشد اگر ما را از ادامه انقلاب در حوزه های اقتصادی و فرهنگی باز بدارد یک گناه نابخشودنی است وفاتحان آن موجب خواهند شد که یک شکست استراتژیک را به ملت ایران تحمیل کنند. پس راهی جز وحدت بر سر ادامه انقلاب اسلامی در حوزه های فتح نشده نیست. البته لازمه آن هم ، اصلاحاتی در حوزه سیاسی می باشد.شرایط منطقه ای و بین المللی ایران هم بی نظیر است. دریایی از فرصتها برای ما بوجود آمده است. ندیدن و استفاده نکردن از این فرصتها نیز یک گناه نابخشودنی است . برای استفاده از این فرصت های تاریخی و منطقه ای و بین المللی نیاز به وحدت داریم. مهم ترین وحدت در شرایط امروز وحدت مفهومی وارزشی ا ست. وحدت کلمه است. نباید کاری کنیم که عدالت در مقابل عدالت قرار گیرد. جمهوریت در مقابل اسلامیت نظام قرارگیرد. جمهوری اسلامی در مقابل آزادی قرار گیرد. نظام در مقابل انقلاب اسلامی قرار گیرد و ادامه انقلاب اسلامی در حصارهای سیاست زندانی شود و یا دینداری در مقابل اخلاق قرار داده شود. ادامه این وضعیت ما را به سوی فروپاشی می برد. سند چشم انداز بیست ساله کشور می تواند وحدت کلمه ما باشد. این سند از چنین ظرفیتی برخوردار است که عدالت، آزادی، مردمسالاری، اسلام و انقلاب را در کنار یکدیگر و همراه با توسعه و شکوفایی و تعالی پی گیری کند.ازطرف دیگر ما به وحدت عملی و رفتاری دو طرفه نیازمند هستیم .کسانی که در حوادث اخیر اشتباه کرده اند جبران نمایند وکسانی که آسیب دیده اند گذشت کنند و البته خسارت های وارده به آنان جبران شود. نیاز به بازگشت اخلاق و ارزش ها و تقوی به عرصه سیاست داریم. نیاز به همکاری و برادری داریم . نیاز به احترام به مردم و رعایت حقوق آن ها را داریم. من معتقدم عدالت سیاسی مقدم بر عدالت اقتصادی است. اگر نمی توانیم جای خود را به دیگران بدهیم و دیگران را در اداره کشور مشارکت بدهیم، بسی بیراه رفته ایم. نیاز به بسیج نخبگان کشور در اداره کشور و جامعه داریم، تا با کمک آن ها بتوانیم انقلاب را در حوزه های اقتصادی و فرهنگی ادامه بدهیم.امروزه جامعه ایران و نیروهای طرفدار جمهوری اسلامی دچار اختلافات شده است. خانواده انقلاب را تهمت باران می کنند. عده ای به برخی از اعضای این خانواده منافقین جدید لقب می دهند. عده ای دیگر بخشی از این خانواده را به عنوان خوارج لقب می دهند. آیا این یک توطئه نیست که نیروهای طرفدارنظام را به جان هم بیاندازند و یک فروپاشی درونی صورت بدهند؟ من معتقدم پشت سر این فتنه یک توطئه است. در اوج اقتدار جمهوری اسلامی در داخل ایران و منطقه و در زمانی که دولت بوش و صهیونیستها نتوانستند از طریق جنگ وتحریم به تنهایی کاری انجام دهند، به فکر انفجار از داخل افتادند تا با کمک آن ایران را ابتدا ضعیف سازند و سپس با کمک تحریم های جدید و احیاناً حمله از بیرون ایران را تسلیم کنند. مهم ترین ابزار توطئه گران در ایجاد فتنه استفاده از جهالت برخی و احساسات برخی دیگر است. درضمن تقویت انحرافات دراین میان نقش مهمی ایفا می کند . تاثیر اشتباه کاری های جاهلانه و بروز تعصبات و احساسات غیر منطقی در حوادث اخیر کمتر از تأثیر دخالت بیگانگان در آن نبوده است.من معتقدم ادامه روش برخی از فعالان سیاسی ما را به عقب می برد و با شکست مواجه می کند و تاکنون هم آسیب هایی وارد کرده است و ادامه روش برخی دیگر ما را به سراشیبی می برد و آسیب می رساند. آسیب هایی که از هر دو طرف وارد شده قابل اصلاح است، اگر عزمی برای اصلاح باشد این روشها باید اصلاح شود. با این حال معتقدم که آقایان میرحسین موسوی، احمدی نژاد و کروبی و سایر فعالان سیاسی راهی جز کنار هم نشستن برای منافع ملی را ندارند. اگر در طی ماه های آینده دولت بخواهد که در مذاکرا ت هسته ای شرکت کند و یا مذاکرات با قدرت های بین المللی را شروع کندآیا نباید در آن ملت ایران با حمایت و همکاری همه ، سربلند از این مذاکرات بیرون آید؟ یا اگر طی ماه های آینده اسرائیل قصدی علیه ایران داشته باشد، آیا نباید با وحدت در مقابل آن ها دفاع کنیم ؟اگر امروز نتوانیم از احساسات و عواطف عبور کنیم و به عصر عقلانیت پا بگذاریم نه تنها به خود خسارت وارد کرده ایم که به ملت ایران خسارت های نابخشودنی وارد می کنیم . مبارزه برای پاسداری از آزادی و دموکراسی با وحدت امکان پذیر است و نه با نزاع و دعوا. مبارزه با مفاسد اقتصادی با وحدت امکان پذیر است و نه با تهمت و افترا. تجربه نشان داده است که ما باید نقد و نصیحت و مبارزات خود در درون جامعه را برای اصلاح آن با مبارزات با دشمنان برای دفاع و یا کسب حقوق خود تفکیک کنیم. در اولی باید با مهر و محبت و گذشت و نه با خشونت ولی در دومی باید با شدت و بدون گذشت برخورد کرد. نقد و نصیحت و مبارزات سیاسی در جامعه باید در چارچوب امر به معروف و نهی از منکر صورت گیرد و نه جنجال و تخریب. امر به معروف و نهی از منکر همراه با اصلاح و وحدت است ولی نزاع و دعوا به فساد و تفرقه کشیده می شود. چرا علما و روحانیون و اسلام شناسان ما اجازه داده اند این فریضه مهم دینی متروک شود؟ ویا آنکه محدود به ظواهر شود؟ آنهم به یک و یا دو مورد ؟ اگر دولتمردان و نامزدهای انتخابات، حوادث پس از انتخابات را در چارچوب امر به معروف و نهی از منکر می دیدند و صف معترضین را از اغتشاشگران و یا صف ملت را از دشمنان جدا می کردند، آیا به مردم اهانت می شد؟ آیا کسی زخمی وکشته می شد؟ آیا به نظام اهانت می شد؟ آیا دشمنان ما می توانستند در خارج به آبرو و اعتبار ایران و نظام جمهوری اسلامی خدشه ای وارد کنند ؟ درفرصت های مناسب تحلیل مفصل تری را از حوادث اخیر ارائه خواهم کرد.من معتقدم که روش های مرسوم وجاری نقد و مبارزات فعالان سیاسی در جامعه، کارخانه بزرگی ساخته است که سالهاست دوستان را به دشمنان تبدیل کرده است، و هر روز هم تکنولوژی آن را نو و مدرن می سازند. محصولات زهر آلودی تولید و به جامعه تزریق می کند و از دوستان می کاهد و بر دشمنان می افزاید، نشاط وشادابی و اعتماد و امید به آینده را ضعیف می سازد. باید این کارخانه را تعطیل کرد. این کارخانه در شرایط کنونی سم مهلک برای جامعه و نظام اسلامی است.از طرف دیگرخوش بینی نسبت به مخالفین و دشمنان نظام نیز تا کنون خسارات عظیمی به بار آورده است. البته دشمن تراشی در خارج از ایران هم نباید تبدیل به یک کارخانه دیگری شود. اگر کسی دست دوستی به سوی ملت ایران دراز کند. نباید دست او را زخمی کرد واگر کسی هم خنجری پشت خود مخفی کرد، نباید ناشیانه با آن دست داد.در اینجا سخن حکیمانه رهبری انقلاب قابل توجه است که " ..... مردم و نخبگان و همه جناح‌ها بايد مراقب باشند تا دوست و دشمن را اشتباه نگيرند و رفتاری را كه بايد با دشمن داشته باشندَ، با دوست انجام ندهند.مبادا دشمن را با دوست اشتباه بگيريم و دوست را بخاطر يك خطا، دشمن به حساب بياوريم..... از آن طرف عده‌ای هم، بايد مراقب باشند تا دشمن معاند را دوست تصور نكنند و فريب حرف‌های او را نخورند. "برای دستابی به یک وحدت دوطرفه نیاز به همکاری مردم ونهادهای حکومتی و فعالان سیاسی با یکدیگر می باشدکه طرح زیر می تواند در این رابطه راهگشا باشد.1- تفکیک مردم معترض و ناراضی از ضد انقلاب و اغتشاشگر به توسط نهاد های حکومتی و فعالان سیاسی و خود مردم وتعامل و برخورد متناسب با آنها .2- تفکیک مردم و فعالان سیاسی معترض از دخالت بیگانگان و عوامل آنها در داخل.3-تعامل و تفاهم بین معترضین و نهادهای حکومتی و مشارکت همه در حفظ منافع ملی وانجام فعالیتهای سیاسی .4- فعالان سیاسی حقوق خود و مردم را از طریق قانون پیگیری کنند و نهادهای حکومتی هم شکایات مردم و فعالان سیاسی را با جدیت و بدون واهمه ازکسی پیگیری نمایند.5- نهادها ی حکومت وظایف خود را در برقراری نظم وحفظ حقوق مردم طبق قانون انجام دهند.6- سیره عملی امام و رهنمودهای رهبری، پایان بخش اختلافات (که در مراحل قبل حل نشده) باشد
در پایان صمیمانه از همه می خواهم که قدر سی سال فداکاری و تلاش خود و ملت ایران را بدانیم و دست برادری به یکدیگر بدهیم و از سوی دیگر نشاط، شادابی و امید به آینده را در ملت خود حفظ و تقویت کنیم و این محقق نمی شود مگر با عزم و ارادة راستین برای آشتی ملی و گذشت از تمام اطراف و دلجویی از آسیب دیدگان است
تا آخر عمر در کنار شما خواهم بود و جانم را فدای ایران عزیز و اسلامی خواهم نمود
محسن رضایی

Saturday 11 July 2009

کارهای خودسرانه "آخوندک قاسم روانبخش" و سایر شاگردان "مصباح یزدی" خدمت نیست، خیانت است


الحمدُللهِ الذّی جَعَلَ أعدائَنا مِنَ الحُمَقاء
.


روزی که کجکول فراخوان داد تا طلاب شریف و مدرّسان با وجدان و اهل ایمان ، قرآن به سر گیرند و اعتصابات را در حوزه های دروس خارج و داخل آغاز کنند، آخوندک له شده، "قاسم روانبخش" احمق از فرط ناشیگری پا در میدان گذاشت و برای عقب نماندن از قافله، اطلاعیه ای داد که طلاب و مردم بیایند و برای حمایت از رهبری! یک راهپیمایی صدوپنجاه کیلومتری به راه بیندازند!! اما روز کذایی، حتی صدوپنجاه نفر – همان نسناسان و خنّاسان شناخته شدهء باندهای مافیایی نفوذی در حوزه- هم برای راه پیمایی جمع نشده بودند! که این یک تودهنی بزرگ به "مصباح اهریمن نژاد" و "قاسم روانمرده" و باند نسناسان و خنّاسان بود . نتیجه این تودهنی – که مایهء آبروریزی بزرگی شد- آن بود که حضرت آیت الله استادی در نماز جمعه نوزدهم تیرماه هشتادوهشت در قم حاضر شده و به عنوان امام جمعه موقت قم، فرمایشاتی فرمودند و گفتند حالا که میزانها به هم خورده و هر آخوندکی به خود اجازه میدهد که حوزه علمیه قم را دستخوش هوا و هوس تندرویهای خود بنمایند، ایشان تا ماه محرم از همه دروس داخل و خارج متاره میگیرند، و از شرکت در نمازهای جمعه و ایراد خطبه ها خودداری خواهند فرمود، و الغرض، راه اعتصاب در پیش خواهند گرفت
طلاب حوزه علمیه قم پیروان اسلام ناب محمدی از اقدام جوانمردانه و شجاعانه این بزرگمرد روحانی قدردانی میکنند و با اعلام حمایت از موضع ایشان همه مدرسان و طلاب شریف حوزه های علمیه سراسر ایران را فرامیخوانند که به رویّه این بزرگمرد تأسی کنند و برای اعتراض به وضع موجود و بهم خوردن موازین اصولی ، دست به اعتصاب بسیار گسترده بزنند
.
آيت‌الله استادي: انجام اين كارهاي خودسرانه خيانت است

.
به گزارش فارس، امام جمعه قم آيت‌الله رضا استادي امروز در خطبه‌هاي اين هفته نماز جمعه قم كه در شبستان حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) برگزار شد با بيان اينكه نبايد فرد يا افرادي موجب تضعيف اقتدار رهبر شوند, مطالب مهمی را به شرح زیر ابراز داشت

رعايت تقوا و حلال و حرام بسيار با اهميت است و در آيات و روايات نيز به آن تاكيد شده است.خداوند در قرآن كريم به موضوع تقوا اشاره كرده است و بهترين توشه را براي سعادت دنيا و آخرت انسان‌ها تقوا مي‌داند.اختلاف به عنوان مسائلي است كه زمينه گناه را ايجاد كرده و مانع پيشرفت كشور شده و به عنوان بي‌تقوايي به شمار مي‌آيد.اختلاف در كشور موجب بهره‌برداري دشمن مي‌شود و اين براي كشور خطرناك است و دشمنان به اهداف خود مي‌رسند.بايد همه مردم در كنار هم به فكر آباداني كشور باشند و با همدلي و اتحاد به فكر پيشرفت كشور باشند هر كس با قدم، قلم و يا بيان خود موضع‌گيري‌هايي كند كه موجب نگراني مردم شود اين خود نوعي بي‌تقوايي است و بايد همگان كاري كنيم تا تصميم‌گيري‌هاي ما به گونه‌اي نباشد كه موجب تشديد اختلاف در ميان مردم شود

نظام و كشور ما اسلامي است و همه مسئولان،‌ علما، مردم و ... بايد به گونه‌اي عمل كنند تا برادري در جامعه حفظ شود

نظام ما با پشتيباني مردم حركت مي‌كند و موفق است و نبايد دست به كاري بزنيم كه مردم به نظام بدبين شوند

همه تصميم‌گيري‌ها بايد به سمتي باشد كه اهتمام مردم را به نظام بيشتر كند و هر چه پشتيباني مردم از يك نظام بيشتر باشد، آن نظام قدرتمند‌تر و مستحكم‌تر خواهد بود

هر چه ابهت رهبر بيشتر باشد و جايگاه او قوي‌تر شود، اقتدار نظام نيز بيشتر مي‌شود و اين موضوع به نفع نظام و اسلام است. دولت جديد نيز بايد با تركيب مناسب به فكر مردم باشد و مشكلات آنها را رفع كنداگر فرد يا گروهي كاري انجام دهند تا نهاد رهبري تضعيف شود، اين به ضرر همگان بوده و بي‌تقوايي به حساب مي‌آيد

كساني كه پشتيبان نظام هستند هرگز دست به چنين كاري نزده و به دنبال حفظ جايگاه رهبري هستند.رواج شايعه تنها به نفع دشمن است و متاسفانه در برخي از زمان‌ها مشاهده مي‌شود دوستان نيز به ترويج شايعات مي‌پردازند كه اين براي نظام مشكل‌آفرين است.كسي كه شايعه را مي‌سازد، كسي كه پخش مي‌كند، كسي كه مي‌پذيرد و كسي كه آن را ترتيب اثر مي‌دهد فردي بي‌تقوا استچيزي را كه نمي‌دانيم نبايد بگوييم و اين موضوع تنها دشمن شادكن است

حوزه علميه قم يك حوزه‌اي است كه شورا، مديريت، جامعه مدرسين، مراجع و ‌... دارد و نمي‌شود هر فردي از هر گوشه‌اي از حوزه بلند شود و با سخنان بيهوده فكر كند دارد از رهبر حمايت مي‌كندانجام اين كارهاي خود سرانه تنها خدمت نبوده بلكه خيانت است

انتخابات در قم به خوبي و با حضور پرشور مردم برگزار شد و پس از آن نيز هيچگونه اعتراضي نشد، اما بعد از سه روز يك طلبه بيان مي‌كند كه ما مي‌خواهيم راهپيمايي برگزار كنيم

حوزه، استاندار، معاون استاندار، دفتر مقام معظم رهبري در قم و ... مخالف برگزاري اين راهپيمايي بودند اما اين روحاني به حرف هيچكس گوش نكرد و كار خود را انجام داد

چرا اين روحاني با احساسات پاك مردم و طلاب بازي كرد؟ چرا هيچ دستگاهي نيست كه با او برخورد كندافرادي كه در اين راهپيمايي‌ها كه پس از انتخابات توسط اين روحاني تشكيل شد، شركت كردند بايد استغفار كنند.به مردم سفارش مي‌كنم كه ببينيد چه كسي متن اين طومار را نوشته و چه هدفي را دنبال مي‌كند، بعد آن را امضا كنيد

با توجه به اينكه دكترها بنده را از هر گونه سخنراني منع كرده‌اند، لذا تا اول محرم از هر گونه سخنراني، منبر، درس و اقامه نماز جمعه خودداري مي‌كنم

خطابیه "إخوان صفا" و " خُلّان وفا" به عموم علما و فقها و طلاب حوزه های سراسر ایران


طلاب شریف، آخوندکها را إمشی کنید
.

به حکم فتوای صریح بزرگترین مرجع جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری نجف آبادی, ، علی خامنه ای ، جائر و دخالتش در امور عرفی و شرعی حرام، و دفع فتنه او و پسرش مجتبی بر عموم مسلمانان از عاجلترین وظایف شرعی، و از اهم فرایض عینی دینی است

.
استفتائات شیخ محسن کدیور، و فتاوی جوابیه حضرت آیت الله العظمی منتظری را در زیر بخوانید و تکلیف خود را در تعیین تکلیف با طاغوت و نظام طاغوتی برپا شده ، و زیر دست این پدر و پسر دجال بشناسید
طلاب حوزهء علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی
بیستم تیرماه یک هزارو سیصدوهشتادوهشت خورشیدی


محسن کدیور ضمن تبریک میلاد امام علی (ع) در 13 رجب، پنج پرسش شرعی را به عنوان «پرسشهای مردم رشید و مظلوم ایران از پیشوایان دینیشان» با استاد خود در میان نهاد.
کدیور درپرسش اول ازحکم تصدی مناصب خدمات عمومی پس از دست رفتن شرائط الزامی از قبیل عدالت، امانتداری و برخورداری از رأی اکثریت پرسیده است. فقیه عالیقدر پاسخ داده است : از بین رفتن شرائط مذکور که شرعا و عقلا در صحت و مشروعیت اصل تولیت و تصدی امور عامه جامعه دخیل است خود بخود و بدون حاجت به عزل موجب سقوط قهری ولایت و تصدی امر اجتماعی و عدم نفوذ احکام صادره از سوی آن متولی و متصدی می گردد.
در پاسخ به سؤال از وظیفه شرعی مردم در قبال چنین متصدیانی، این عالم مجاهد نوشته است تصدی چنین افرادی هیچگونه مشروعیتی ندارد و چنانچه به زور یا فریب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم باید عدم مشروعیت و مقبولیت آنها را در نزد خود و برکناری آنان را از آن منصب با رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر و انتخاب مفیدترین و کم هزینه ترین راه ممکن ابراز داشته و بخواهند.
در پرسش سوم ارتباط ارتکاب «یازده گناه کبیره» با «ملکۀ عدالت» مطرح شده است. آیت الله العظمی منتظری ارتکاب همه این معاصی یا اصرار بر برخی از آنها را از بارزترین و گویاترین شواهد فقدان ملکه عدالت و از مصادیق آشکار ظلم و بی عدالتی دانسته است.
کدیور در پرسش چهارم پرسیده است آیا تمسک به جملاتی از قبیل «حفظ نظام از اوجب واجبات است» می تواند مجوز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زیرپانهادن ضوابط اخلاقی و محکمات شرعی باشد؟ استاد در پاسخ خود تصریح کرده است که با کارهای ظالمانه و خلاف اسلام نمی توان نظام اسلامی را حفظ یا تقویت نمود.
به فتوای آیت الله العظمی منتظری آمر و متصدی و مباشر اعترافات و مصاحبه های ساختگی تلویزیونی - با زور و شکنجه و تهدید - گناهکار و مجرمند و شرعا و قانونا مستحق تعزیر خواهند بود.
این فقیه متأله در پاسخ به پرسش پنجم کدیور از علائم شرعی «ولایت جائر» مرقوم داشته است: جور، مخالفت عمدی با احکام شرع و موازین عقل و میثاقهای ملی است که در قالب قانون درآمده باشد و کسی که متولی امور جامعه است و بدین گونه مخالفت می ورزد جائر و و لایتش جائرانه است ، و تشخیص چنین ولایتی در درجه اول بر عهده خواص جامعه یعنی عالمان دین آشنا و مستقل از حاکمیت و اندیشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانین می باشد و در درجه دوم بر عهده عموم مردم است.
فتاوای فوق العاده مهم آیت الله العظمی منتظری در تداوم فتوای تاریخی آخوند ملا محمد کاظم خراسانی در نهضت مشروطه علیه استبداد محمدعلی شاه قاجار و فتوای مرحوم آیت الله العظمی خمینی در جریان انقلاب اسلامی بر علیه دیکتاتوری محمد رضا شاه پهلوی است. این بیانیه مهمترین حکم صادره از سوی مراجع دینی قم درباره تخلفات مسئولان حکومتی پس از انقلاب اسلامی ایران ارزیابی می شود.
با توجه به نیاز این پرسش و پاسخهای فنی به شرح و بسط و تفصیل، شرح این فتاوای پرارزش استاد به زودی از سوی شاگرد منتشر خواهد شد.
* * *
متن کامل این پرسش و پاسخ تاریخی به شرح ذیل است:
پاسخ‏هاى فقهى - سياسى حضرت آيت‏اللّه العظمى منتظرى
به پرسش‏هاى حجةالاسلام والمسلمين دكتر محسن كديور

.
بسم اللّه الرحمن الرحيم
محضر مبارك فقيه متأله، علامه مجاهد، شيخنا الاستاد، آيت‏اللّه العظمى منتظرى دام‏ظله
سلام عليكم
ميلاد مسعود مولاى متقيان، امام مظلومان، اسوه عدالت‏جويان و سرور آزادى‏خواهان على‏بن ابى‏طالب(عليه الاف التحيةوالسلام) را به آن عالم ربانى تبريك و تهنيت عرض مى‏كنم. اين عيد سعيد را در شرايطى برگزار مى‏كنيم كه دهها پيرو آن امام همام‏در اعتراض مسالمت‏آميز به حق‏كشى‏هاى حكومت ايران، شهيد و صدها نفر مجروح و هزاران نفر بازداشت و زندانى شده‏اند. تأسف‏بار آن‏كه اين همه تجاوز به حقوق مشروع مردم به نام اسلام و تشيّع صورت گرفته است. سوگوارانه از نام سبز على(ع) خرج مى‏كنندو به راه سياه معاويه مى‏روند.
از محضر شما آموخته‏ام كه اشاعه معارف قرآنى، تعاليم نبوى و احكام اهل بيت بهترين راهكار مبارزه با ظلم و جور در هرشرايطى است. اينك به مقتضاى حال و براى روشن نگاه داشتن كورسوى <اميد> در دلهاى پاك نسل جوانى كه از متوليان رسمى به نام‏اسلام قساوت ديده، به نام تشيّع خرافات شنيده، و روح و روانشان از اين همه دروغ و ريا و خيانت در امانت زخمى و خسته است،به در خانه‏اى آمده است كه خانه اميد ملت مظلوم ايران است و ياد مجاهدت‏ها و دفاع جانانه شما از حقوق به تاراج رفته ملت -به‏ويژه در 13 رجب سال 1376 و بيش از پنج سال حبس خانگى متعاقب آن - هرگز از حافظه تاريخيش محو نمى‏شود. بر اين شاگردكوچك خود منّت بگذاريد و با پاسخ به اين پرسشهاى شرعى در اين ظلمت‏كده روزنى به نور بگشاييد. اين پرسشها، پرسشهاى مردم‏رشيد و مظلوم ايران از پيشوايان دينى‏شان است.
از اين‏كه با صرف وقت گران‏بهاى خود - علاوه بر اين‏كه به شكوفايى فقه <عدالت محور> اهل بيت(ع) يارى كرده از سقوط آن درورطه فقه اشعرى < امنيت محور > توجيه‏گر ظلم ممانعت مى‏كنيد - براى مؤمنان تشنه حق در اين شرايط خطير ارائه طريق مى‏فرماييد،صميمانه سپاسگزارم. اميدوارم اين شاگرد كوچكتان را در اين كنج غربت از دعاى خير فراموش نفرماييد.
عزّت عالى مستدام باد
محسن كديور
14 تير 1388

---------------------------------
سؤال 1 - تصدّى مناصبى كه بر اساس قانون لازم‏الرّعايه - شرط ضمن عقد خدمت كليه متصديان خدمات عمومى - مشروطبه شرايطى الزامى از قبيل عدالت، امانتدارى، تدبير و برخوردارى از رأى اكثريت مردم است، پس از سقوط شرايط و احرازمكرّر صفات متضادّ به نحو شياع و در حد اطمينان قريب به يقين، چه حكمى دارد؟


< بسم اللّه الرحمن الرحيم >
< وسيعلم الذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون >
جناب مستطاب حجةالاسلام والمسلمين آقاى دكتر محسن كديور دامت بركاته
پس از سلام و تحيّت و تبريك متقابل. پاسخ تفصيلى سؤالات جنابعالى فرصت بيشترى مى‏طلبد، ولى اجمالاً به پاسخ‏هايى اشاره‏مى‏شود:
ج 1 - از بين رفتن هريك از شرايط مذكور در سؤال كه شرعاً و عقلاً در صحت و مشروعيت اصل توليت و تصدى امور عامه‏جامعه دخيل است خود به خود و بدون حاجت به عزل، موجب سقوط قهرى ولايت و تصدى امر اجتماعى و عدم نفوذ احكام‏صادره از سوى آن متولى و متصدى مى‏گردد، و اما شرايطى غير از آن شرايط كه شرعاً و عقلاً در صحت و مشروعيت اصل توليت وتصدى آن امور معتبر نيست ولى طرفين يعنى متولى و متصدى و مردمى كه او متولى و متصدى كار آنها گرديده بر آن ميثاق بسته وتعهد نموده‏اند تخلف از اين‏گونه شرايط موجب خيار تخلف شرط شده و مردم مى‏توانند متصدى و متولّى را به‏واسطه تخلف از شرطاز منصبش عزل نمايند. ولى سقوط عدالت، امانتدارى يا برخوردارى از رأى اكثريت و تأييد مستمر از ناحيه آنان كه از شروطمشروعيت توليت و زمامدارى است موجب مى‏شود كه پس از سقوط آنها، اصولى مانند حمل بر صحت و اصالت برائت درباره‏كارهاى متصدى در امور جامعه كه فاقد شرط گرديده جارى نشود، بلكه وى بايد براى اثبات عدم تخلف از شرع و قانون و احقاق‏حقوق مردم و بقاء بيعت اكثريت مردم با او، بيّنه‏اى معتبر و دليلى معقول براى مردم بياورد و آنان را راضى كند. و در موارد اختلاف‏در پيشگاه داورى آزاد، عادل و بى‏طرف و كاملاً مستقل از حاكميت ادعاى خود را به اثبات رساند. و داورى هر نهادى كه زير نفوذ ياوابسته به او باشد شرعاً و عقلاً حجت نمى‏باشد.
سؤال 2 - وظيفه شرعى مردم در قبال چنين متصديانى - كه عليرغم امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر مكرّر ناصحان و مشفقان براعمال خلاف شرع خود اصرار دارند - چيست؟
ج 2 - همانگونه كه گفته شد متصديانى كه شرعاً و عقلاً توليت و تصدى امر اجتماعى را از دست داده‏اند خود به خود از مقام خودمعزولند و تصدى آنان هيچگونه مشروعيتى ندارد و چنانچه به زور يا فريب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم بايد عدم مشروعيت ومقبوليت آنها را در نزد خود و بركنارى آنان از آن منصب را با رعايت مراتب امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر و حفظ ترتيب < الاسهل‏فالاسهل والانفع فالانفع > و انتخاب مفيدترين و كم هزينه‏ترين راه ممكن ابراز داشته و بخواهند.بديهى است كه اين وظيفه‏اى همگانى‏مى‏باشد كه هر كس را اعم از خواص و عوام جامعه به اندازه آگاهى و توانايى كه دارد فرامى‏خواند و كسى نمى‏تواند به بهانه‏اى ازعمل به آن شانه خالى كند و خواص جامعه كه از همه به شرع و قانون آگاهتر و تواناترند و از نفوذ كلمه و اعتبار بيشترى برخوردارندمسئوليتى خطيرتر دارند و بايد با اتحاد و همفكرى و ايجاد احزاب و تشكيلات و تجمعات خصوصى و عمومى به ديگران‏اطلاع‏رسانى كرده و راه چاره را به آنها بنمايانند. مولى اميرالمؤمنين(ع) در وصيّت آخرشان فرمودند: < لا تتركوا الامر بالمعروف‏والنهى عن المنكر فيولّى عليكم شراركم ثم تدعون فلا يستجاب لكم > ( نهج‏البلاغه نامه 47) حاكميّت و تسلط اشرار نتيجه طبيعى ترك‏امربه‏معروف و نهى‏از منكر است، زيرا آنان از فرصت‏ها سوء استفاده مى‏كنند.
سؤال 3 - آيا ارتكاب معاصى كبيره ذيل و اصرار بر آنها به سلب < ملكه عدالت > و تحقق < ملكه جور > منجر مى‏شود يا خير؟
الف - آمريّت و تسبيب در قتل نفوس محترمه.
ب - آمريّت و تسبيب اقوى از مباشرت در ارعاب و اخافه مسلحانه و ضرب و جرح مردم بيگناه در شوارع.
ج - ممانعت قهرآمز از اقامه فريضه امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر و نصيحت به ائمه مسلمين از طريق انسداد كليه مجارى‏عقلانى و مشروع اعتراض مسالمت‏آميز.
د - سلب آزادى و حبس آمران بالمعروف و ناهيان عن‏المنكر و ناصحان و اعمال فشار براى گرفتن اقرار بر امور خلاف‏واقع از آنها.
ه - ممانعت از اطلاع‏رسانى و سانسور اخبار كه مقدمه واجب انجام فريضه امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر و نصيحت به ائمه‏مسلمين است.
و - افترا به معترضان خواهان اجراى عدالت مبنى بر اين‏كه < هر كه با متصديان امور مخالف است مزدور اجنبى و جاسوس‏خارجى است>
ز - كذب و شهادت دروغ و گزارشهاى خلاف واقع در امور مرتبط با حق‏الناس.
ح خيانت در امانت ملى.
ط - استبداد به رأى و بى اعتناى به نصيحت ناصحان و تذكر عالمان.
ى - ممانعت از تصرّف مالكان شرعى در مِلك مُشاع سرنوشت ملى.
ك - وهن اسلام و شَين مذهب از طريق ارائه چهره‏اى بسيار خشن، غيرمعقول، متجاوز، خرافى و استبدادى از اسلام و تشيّع‏در جهان.
ج 3 - ارتكاب همه معاصى نامبرده يا اصرار بر برخى از آنها از بارزترين و گوياترين شواهد فقدان ملكه عدالت و از مصاديق‏آشكار ظلم و بى‏عدالتى است. به‏راستى اگر اين‏گونه معاصى موجب فسق و خروج آشكار از عدالت در نگاه عموم نباشد پس چه‏معصيتى است كه انجام آن گواه ستم و بى‏عدالتى در انظار همگان است؟! و روشن است كه هرگونه معصيتى به‏ويژه چنان معاصى‏نامبرده در صورتى كه در قالب دين، عدالت، قانون انجام گيرد مفسده‏اى افزون دارد و بيشتر موجب خروج از عدالت شده و داراى‏مجازات دنيوى و اخروى شديدترى خواهد بود، زيرا اين‏گونه ارتكاب معصيت علاوه بر مفسده خود معصيت مفسده فريبكارى ومفسده تخريب چهره دين، عدالت و قانون را نيز دربر دارد.
و در مواردى كه كارهايى به نظر متصديان حاكميت، عادلانه و مشروع و به نظر عده زيادى از مردم، نامشروع و مصداق فسق وظلم و تضييع حقوق مى‏باشد، بايد نظر و قضاوت داوران عادل و بى‏طرف و مرضىّ‏الطرفين ملاك قرار گيرد.
سؤال 4 - آيا تمسك به جملاتى از قبيل < حفظ نظام از اوجب واجبات است > مجوّز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زيرپانهادن بسيارى از ضوابط اخلاقى و محكمات شرعى از قبيل صداقت و امانتدارى است؟ آيا به بهانه حفظ < مصلحت نظام > مى‏توان از اجراى اصل اصيل < عدالت > - كه صفت مميّز فقه سياسى تشيّع در طول تاريخ بوده است - صرف‏نظر كرد؟ اگر برخى‏متصديان، مصلحت نظام را با مصلحت شخصى خود اشتباه گرفته باشند و بر تشخيص خطاى خود اصرار كنند، وظيفه شرعى‏مؤمنان چيست؟
ج 4 - حفظ نظام به خودى خود نه موضوعيت دارد و نه وجوب آن وجوب نفسى مى‏باشد؛ به‏ويژه اگر مقصود از »نظام« شخص‏باشد. نظامى كه گفته مى‏شود: »حفظ آن از اوجب واجبات است« نظامى است كه طريق و مقدمه و بر پا كننده عدل و اجراء فرائض‏شرعى و مقبولات عقلى باشد و وجوب حفظ آن هم تنها وجوب مقدمى خواهد بود. بنابراين با توجه به اين نكته، تمسك به جمله»حفظ نظام از اوجب واجبات است« به هدف توجيه و صحه‏گذارى بر امور متصديان و كارگزاران و عدالت‏نمايى كار آنان براى‏ديگران در حقيقت تمسك به عام در شبهه مصداقيه و ميان دعوا نرخ تعيين كردن و تنها به قاضى رفتن است؛ كه اگر چنين تمسكى ازروى ناآگاهى باشد بايد طبق مراتب امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر با آن معامله نمود. از طرف ديگر بديهى است كه با كارهاى ظالمانه وخلاف اسلام نمى‏توان نظام اسلامى را حفظ يا تقويت نمود، زيرا اصل نياز به نظام براى اجراى عدالت و حفظ حقوق، و در يك كلمه‏اجراى احكام اسلامى است؛ پس چگونه متصور است با ظلم و جور و كارهاى خلاف اسلام، نظام عادلانه و اسلامى را حفظ وتقويت نمود؟ حاكميتى كه بر اساس چماق و ظلم و تجاوز به حقوق ديگران و تصرف غاصبانه و تغيير در آراء آنان و كشتن و بستن وبازداشت و شكنجه‏هاى قرون‏وسطى و استالينى و ايجاد خفقان و سانسور روزنامه‏ها و اخلال در وسائل ارتباطى و زندانى كردن‏عقلاء و نخبگان جامعه به بهانه‏هاى واهى و تحميل اعتراف به امور خلاف واقع به‏ويژه در زندان نزد شرع و عقل و عقلاء جهان‏محكوم و بى‏ارزش است، و بر حسب اخبار معتبره وارده از اهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) اقرار و اعتراف در زندان يك ذرّه اعتبارشرعى و قانونى ندارد و نمى‏تواند ملاك حكم باشد. (وسائل، كتاب الاقرار، باب 4 و ابواب حدالسرقة، باب 7)
مردم رشيد ايران نيز از حقيقت اين اعترافات كه نمونه‏هاى آنها در تاريخ حكومت‏هاى فاشيستى و كمونيستى ثبت است كاملاً آگاه‏مى‏باشند و مى‏دانند اين اعترافات و مصاحبه‏هاى ساختگى تلويزيونى با زور و شكنجه و تهديد در جهت پنهان نمودن ظلمها وبى‏عدالتى‏ها و تحريف چهره اعتراضات مسالمت‏آميز و قانونى مردم، از فرزندان به بند كشيده آنان گرفته مى‏شود. و مسئولين مربوطه‏بدانند كه آمر و متصدى و مباشر گرفتن اين‏گونه اعترافات و مصاحبه‏هاى دروغ گناه‏كار و مجرمند و شرعاً و قانوناً مستحق تعزيرخواهند بود. كشور متعلق به مردم است نه مال من و شما، و تصميم از ناحيه آنان مى‏باشد، و متصديان امور خدمتگزار مردم مى‏باشند.مردم بايد بتوانند با تجمعات آزادانه و تبليغات كتبى و شفاهى از حقوق خويش دفاع كنند، شاه هنگامى صداى انقلاب مردم را شنيدكه ديگر دير شده بود. اميد است متصديان امور نگذارند به آنجا برسد، بلكه هرچه زودتر در برابر خواسته‏هاى ملت خويش انعطاف‏پيدا كنند، جلو ضرر را از هرجا بگيريم به نفع خواهد بود.
سؤال 5 - امارات شرعى < ولايتِ جائر > چيست و علماى اعلام ( اعلى اللّه كلمتهم ) و نيز مكلفان در قبال بروز آن چه‏وظيفه‏اى دارند؟
ج 5 - جور، مخالفت عمدى با احكام شرع و موازين عقل و ميثاق‏هاى ملى است كه در قالب قانون درآمده باشد و كسى كه متولى‏امور جامعه است و بدين‏گونه مخالفت مى‏ورزد جائر و ولايتش جائرانه است و تشخيص چنين ولايتى در درجه اول بر عهده خواص‏جامعه يعنى عالمان دين‏آشنا و مستقل از حاكميّت و انديشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانين مى‏باشد كه هم به احكام وموازين عقل و قوانين حاكم آشنايند و هم با قرائن و شواهد اطمينان‏آور به مخالفت عمدى با آنها پى‏برده و مى‏توانند آن را مستدل‏كنند. مشروط بر اين‏كه از هرگونه نفوذ حاكميّت و ملاحظات خطى و سياسى آزاد و مستقل باشند. و در درجه دوم بر عهده عموم‏مردم است كه به اندازه آگاهى خود از آن احكام و قوانين و با مرتكزات دينى و عقلى خود و رودر رويى مستقيم با موضوعات ومشكلات دينى، فرهنگى، اقتصادى، سياسى، مخالفت عمدى حاكمان را با شرع و قانون لمس كرده و احساس نمايند.
بالاخره به طور اجمال عدالت يا بى عدالتى حاكمان امرى ملموس در جامعه و آثار آن نمايان است، و چهره در نقاب ندارد. و هركس به هر مقدار آگاهى و توان در مقابل بى‏عدالتى‏ها و تضييع حقوق مردم مسئوليت دارد و بايد ديگران را هم آگاه كرده و هم بادرنظر گرفتن شرايط موجود و حفظ مراتب امربه‏معروف و نهى از منكر راهكار ارائه دهد چون نمى‏شود و نمى‏توان باور كرد كه‏انسانى عدالتخواه باشد ولى در راه آن گامى برندارد يا هراس داشته يا خود و ديگران را با تسويل و آراستن كوتاهى خود يا تسويف وامروز و فردا كردن و يا به بهانه نداشتن قدرت سرگرم كند. ترس از مخلوق شرك باللّه العظيم است و تسويل و تسويف هم ضلال واضلال. سيره اولياى معصومين(ع) نيز تلاش در راه عدالت اجتماعى بود و اگر آنها تنها به امور فردى اسلام همت و اكتفاء داشتند اين‏همه ظلم و ستم بر آنان و به بند و حصار كشيدن و تحت مراقبت قراردادن و در نهايت به شهادت رساندن آنان براى چه بود؟! خداونداز عالمان به خصوص عالمان دين ميثاقى غليظ گرفته كه در مقابل ظلم سكوت نكنند < اخذاللّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظّة ظالم‏و لا سغب مظلوم > (نهج البلاغه / خطبه 3). البته عمل به اين ميثاق همانگونه كه ثوابى عظيم دارد هزينه‏اى سخت هم خواهد داشت.( أحسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون. و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن اللّه الذين صدقوا وليعلمن الكاذبين)(عنكبوت / 2 و 3)
به هوس راست نيايد به تمنّى نشود
اندر اين راه بسى خون جگر بايد خورد
ان شاء اللّه موفق باشيد
17 رجب 1430 - 19/4/1388
قم المقدسة - حسينعلى منتظرى

Friday 10 July 2009

این پدر و پسر فاسد و مفسدند. آنها را مهلت ندهید که چشمها را از حدقه ها بیرون میکشند

این پدر و پسر محارب با قرآن اند
.

در پی بالاگرفتن جنایتکاریهای شیطان پرستان و آدمکشان در شهرهای ایران و در خوابگاه های دانشجویان و کشتار و سرکوب افسارگسیخته جوانان این مرز و بوم توسط مافیای سّلاخان تحت ر هبری مجتبی خامنه ای ، علی خامنه ای جنایتکار و بد ذات چنان مورد انزجار و نفرت قرار گرفته، که اصل اطاعت پذیری اکثریت نیروهای مسلح ایران کاملا آسیب دیده است. اسرائیل، فرصت را مغتنم شمرده و آخرین تمرینهای جنگی خود را برای وارد اوردن ضربه نهایی خود به تاسیسات زیربنایی وطن ما انجام میدهد. اروپایی ها به التماس افتاده اند تا از اسرائیل زمان بخرند و رهبران نظامی اسرائیل را دعوت به خویشتنداری و تأمل کنند، در همانحال هم به رهبران ایران هشدار میدهند که اگر با تغییر و تحول در سیاست خارجی ایران و برکنار کردن احمدی نژا د به نفع رقبایش موافقت نکنند زیر فشار تحریمهای بیشتر قرار خواهند گرفت

طلاب شریف حوزه های علمیه سراسر ایران
امروز هیچ احمقی ، "محمود ا.ن" را مسئول رخدادهای جاری نمیداند. برعکس "خبرگان" و "مصلحت اندیشان" تصمیم گرفته اند راه های قانونی را برای کنار گذاشتن علی خامنه ای و باند مافیایی او فراهم سازند
قضیه آن قدر جدی است که گوسالهء شیطان پرستی مانند احمدخاتمی -خطیب جنایتکار سیرک جمعه ها- به آن اقرار و اعتراف کرده است. به گزارش فارس – سایت تبلیغاتی- ضدامنیتیی وابسته به "هادیان سیاسی سپاه" در این رابطه ناشیانه نوشته است : "سیداحمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران دوشنبه شب در دیدار با طلاب و روحانیان استان کرمانشاه ، شایعاتی را که درباره برخی اعضای این مجلس پس از اعلام نتایج انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری منتشر شد، تکذیب کرد.و گفت: «از اساس کذب است که برخی طومار جمع می‌کنند و دنبال شورای رهبری و این حرف‌ها هستند. به ملت بزرگ ایران اطمینان می‌دهم "مجلس خبرگان رهبری"، پاسدار ولایت فقیه" است و رسالت خود را در حمایت از "ولایت فقیه" - یعنی "علی خامنه ای نگونبخت" - می‌داند". این اقرار و اعتراف به فعالیتهای پشت پرده و مصلحت اندیشهای و رایزنیهای اعضای دلسوز خبرگا ن با مراجع بزرگ تقلید قم، دایر بر صدور یک فتوای اجماعی به ضرورت بررسی راههای خلع قانونی علی خامنه ای و جایگزین کردن
او با شورای رهبری است
طلاب شریف حوزه های سراسر ایران
علی خامنه ای پدر مجتبی؛ و مجتبی پسر علی خامنه ای است. بدانید و آگاه باشید و اگر میدانید از یاد نبرید که " این پدر و پسر، فاسد و مفسدند و محارب با خدا ، بادین خدا ، با رسول خدا ، و با امت رسول خدا هستند". این " پدر و پسر رفتنی هستند". " این پدر و پسر ، ننگ ایران و ایرانی اند" . " این پدر و پسر را مهلت ندهید که اگر فرصت یابند ، همانطور که از قلم ایادی مزدور خود وعده کرده اند، "چشمها را از حدقه ها بیرون خواهند کشید". این پدر و پسر را مهلت ندهید

طلاب شریف حوزه های علمیه ایران
ما و شما در صف اول خدمت به قرآن و اسلام ایستاده ایم، و به لباسی که برتن داریم متعهدیم. ما و شما در صف اول مصاف با شیاطین و طواغیت و فراعنه قرار داریم. به عهدی که با صاحب قرآن بسته ایم وفا کنیم. پیمانی را که با صاحب الزمان بسته ایم پای داریم

یا معشر الاخوان
ثبتّوا اقدامکم و لو زُلزلت الجبال و اللهُ معکم و نصر مِنَ الله و فتح قریب

طلاب حوزه علمیه قم- پیروان اسلام ناب محمدی

Wednesday 8 July 2009

مردانه بپا خیزید و این سگان شیطان پرست را به دَرَک حواله دارید




طلاب شریف حوزه های سراسر ایران


مردانه بپا خیزید و این سگان شیطان پرست را به دَرَک حواله دارید


این مقتدایی سگ – مدیر حوزه علمیه قم و نایب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم – از امام زمان عجل الله تعالی فرجه هزینه کرده تا اعتباری به حرفهای مفت و بی اعتبار خود بدهد. او میگوید " انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران مورد تایید امام زمان و پروردگار است و هیچ مشکلی در آن راه ندارد.در حال حاضر، اگر کسی اطلاعیه صادر کند به صلاح نیست.اعتقاد به ولایت فقیه یعنی اعتقاد به کسی که حرف او حرف امام زمان است و بر اساس مصالح اسلام، کشور و جامعه حرف می‌زند، لذا وقتی ولی‌فقیه می‌گوید تقلبی صورت نگرفته، باید فصل‌الخطاب باشد.اعتقاد به ولی فقیه یعنی اعتقاد به کسی که حرف او، حرف امام زمان است" !؛


مفهوم این ادعای خطرناک و سست و پوچ آن است که " علی خامنه ای"، خودِ "امام زمان" است. مقتدایی شیطان پرست که با نجاست خود، صحن حوزه را آلوده کرده، مدعی است که "علی خامنه ای" امام زمان است. مقتدایی - بدون چون و چرا - میگوید که چون حرف "علی خامنه ای"، حرفِ امام زمان است، پس خود او هم، "خود امام زمان" است.دو روز قبل هم محمود ا.ن – احمدی نژاد ملعون- گفته بود "فکر نکنید امام زمان، دارد در یک گوشه ای برای خودش زندگی میکند. اینطور نیست. امام زمان مدیریت امور جهان را در دست دارد"!؛


مسلمانان عالم!؛
شیعیان از جان گذشته و غیور!؛
طلاب حوزه های سراسر ایران، پیرو اسلام ناب محمدی!؛
این بازی با اعتقادات شما است.این شیطان پرستان، دارند با اعتقادات شما بازی میکنند! آیا میشود در مقابل این سگ پست فطرت ساکت نشست؟! این حرفهای مفت را قبلاً از دهان احمدخاتمی شیطان پرست، درآن نماز جمعه مفتضح شنیدید، و سکوت کردید. حالا نتیجه اش آن شده که به صورت یک جریان برنامه ریزی شده، این بازی را تکرار میکنند! معنی این ادعا آن است که دوران انتظار به سر رسیده، و خود امام زمان عج الله در قالب علی خامنه ای ظهئور فرموده، و حرفهای علی خامنه ای ، فرمایش امام زمان است! یعنی هرچقدر حرفهای علی خامنه ای سست و مهمل باشد، کاری نمیتوان کرد. چئت او، خود امام زمان است – نعوذ بالله! خدا پدر حجت الاسلام هادی غفاری را بیامرزد که دوهفته قبل خطاب به علی خامنه ای گفت "آقای خامنه ای! شما آبروی اسلام و روحانیت و نظام را ریختید". حالا نتیجه سکوت شما مسلانان راستین و پیروان حقیقی رسول الله صلی الله کار را به جایی رسانده که این شیطان پرستهای بیدین و بیوطن، همین "علی خامنه ای" را تبدیل به "امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف" کرده اند. این حرفها یاوه است، اینها از چاه خالی جمکران، این "امام سیزدهم" را بیرون آورده اند و میخواهند بجای حضرت مهدی موعود، منجی عالم بشریت، حضرت صاحب الزمان به ما و شما قالب کنند
مسلمانان، ایرانیان
تن به این خفت و خواری ندهید. اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید
چه نشسته اید؟؛
مسلمانان! غیرتتان کجا رفته است. چرا دهان این یاوه گویان را با کثافت نمی آکنید؟ اینها حُکمشان در اسلام روشن است. اینها از مرز شرک و کفر هم عبور کرده اند. اینها بت پرست نیستند، شیطان پرستند. اینها بنیاد دین و اعتقادات شما را نشانه کرده اند

فإن عاقبتم، فعاقبوا بمثل ما عوقبتم


قم- طلاب حوزه علمیه قم پیروان اسلام ناب محمدی

Sunday 5 July 2009

پیامی روشن برای سرکرده سرکوبگران

کار شما به آنجا نخواهد رسید
.


ما در دهاتمان در اصفهان یک سگ داشتیم بنام سبو، به او سبو می گفتیم برای اینکه وقتی تشنه می شد کوزه را می انداخت و آن را می شکست تا آب بخورد. ملای ده ما می گفت که این سگ نجس است! و پدرم هر وقت او را می دید ـ ملا را می گویم ـ از او می پرسید که آیا سگ هنوز هم نجس است یا نه! آری حالا آن ملای ده پیر شده و آن سگ هم از پیری مرده است
اما برای چه اینرا می نویسم
آنروزها که این سگ جوان و شاداب بود بی سر و صدا می دوید و سینه بر کپل گرگ می زد که گرگ ربش را یاد می کرد. وقتی پیر شده بود اما زوزه می کشید و عو عو می کرد
یک شب ظلمانی از پدرم پرسیدم بابا چرا این سگ اینقدر پر حرف شده؟! او گفت چون حالا دیگر می ترسد، آفتابش لب بام است درست چند ماه قبل از مرگ غمناکش، سبو یک بره و یک میش را در مزرعه ی خودمان دریده بود! و من از پدرم پرسیدم برای چه سبو اینکار را کرده، پدرم گفت از سر ضعف دیوانه شده
اما کمتر از یک هفته بعد یک روز وقتی از باغهای ده به حیاط بزرگ خانه ی در ده وارد شدیم شاخها و سر و صورت قوچ مان پر از خون بود، خونی سیاه, همه ترسیدیم که چه شده است. بیچاره سبو! آری سبو مرده بود! پیکر بیجان سبو با شکم پاره شده آنجا بود پدرم گفت سبو، سگ ما, از چراغ قرمز رد شده و قوچ دخلش را آورده است
حالا حکایت این سردار جعفر ... است، از ترسش از تاریکی و ظلماتی که احاطه اش کرده, زوزه می کشد
او خودش بخوبی می داند که سپاه پاسداران و بسیج در کمین اوهستند
سپاه پاسداران تا حالا صبر کرده است ولی اگر تو و دوستان فرماندهت و خصوصا رهبرت مرد این بن بست هستید پا در آن گذارید
پا گذاشتن در آن و مرگتان حتمی ست
من به عنوان یک مطلع به تو ... و به رهبر بیخردت می گویم که خودتان بهتر از هر کسی از درون سپاه و بسیج خبر دارید. آنها سر بزنگاه چنانتان به گرز گران بکوبند که جدتان را بیاد آورید. شما فراموش کرده اید همافران را! شما انگار فراموش کرده اید سالن غذا خوری افسران شاه را، شما انگاری فراموش کرده اید که شرف شاه و اطرافیانش صد چندان شما بود، ولی با اینهمه سربازان و درجه داران و افسران مردم را انتخاب کردند. و شما فراموش کرده اید که سر سفره مردم نشسته اید
امروز خامنه ای و رفسنجانی و تمامیت روحانیت و فرماندهان مفت خور و رانت خوار و تمامی عمله ی آنها چنان به وحشت آمده اند که اگر چه آغازش مشخص است اما پایانش با پایان شما ...همراه خواهد بود
کسی در جایی نوشته بود که غریتتان کجا رفته که با ما آن می کنید که نتوانستید با سربازان صدام بکنید! با اینهمه اینهمه نعره های خشن رهبری و نماینده ی سالوسش سید احمد خاتمی در نماز جمعه ی بعدی و همه و همه حکایت از ترس سیاه شما دارد
بترسید که سزاوار ترسید
و اما یک نکته هم به آنها که هنوز در خونخواری و آدمکشی و سبعیت این برادران فرمانده و به اصطلاح « سردار» و فرمانده ی کل قوای خود خامنه ای رسوا شک دارند، هممیهنان سپاهی و بسیجی و ارتشی و نظامی و انتظامی لطفا نوشته ها و گفته های این نامردان را با دقت گوش کنید و بخوانید و هوشیار باشید و از آنها فاصله بگیرید
اینان آن بیماری طاعونی را دارند که مداوای آن هرگز است
هوشیار باشید! پیروزی از آن بازماندگان شهدای ما ست ما همگی بازمانده ی آنهاییم
سلام بر شهدا و سلام بر "ندای آزادی ایران" که بدست اهریمنی فرماندهان سپاه و بسیج و تحت نظارت مستقیم رهبر بیخرد و نا فرزانه ی انقلاب جان باختند

Friday 3 July 2009

تصفیه خانه های ولایت را بکار بیندازید و آخوندکهای جیره خوار این حکومت طاغوتی را خلع لباس کنید


طلاب شریف حوزه های سراسر ایران
.
پیروان اسلام ناب محمدی

.
فتاوی بزرگان دین خودتان ، آقایان صانعی و طاهری و منتظری را چراغ راه خود کنید، و آخوندکهای سیاهدل جنایت پیشه را از حوزه های علمیه بیرون بریزید

.
پاسخ مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
به اعلامیه آیت الله طاهری اصفهانی


حضرت مستطاب آیت الله جناب آقای حاج سید جلال الدین طاهری اصفهانی دامت برکاته
سلام علیکم بماصبرتم
درود خداوند بر آن سلاله پاکان و یگانه دوران، فقیه خبیر و زمان شناس که از طنیین صدایش فریاد عدالتخواهی شیعه علوی بگوش می رسد. اعلامیه روشنگرانه آن جناب در باره انتخابات دهم ریاست جمهوری تجدید موللعی بود بر قصیده غرای سوابق روشن آن بزرگوار و خط تابناکی برتارک حمایت عالمان بزرگوار شیعه از مظلومان و همراهی روحانیت اصیل . عزت و سربلندی آن جناب را از خداوند کریم مسئلت داریم

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

;

اعلام موضع آیت الله العظمی طاهری خرم آبادی
.

تصدی مجدد رئيس دولت "نامشروع و غاصبانه" است
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعينسلام خدا و رسول برگزيده او بر همه شهدا اسلام و دفاع مقدس و شهدای اخير راه آزادی و حريت که خون پاک خود را برای دفاع از حقيقت و امانت و صيانت از آراء ملت نثار کردند تا انقلاب اسلامی که برای تکريم انسان و آزادی و استقلال و اجرای احکام اصولی اسلام به رهبری قائد راحل حضرت امام خمينی(ره) شکل گرفت از انحراف و کجروی مصون بماند. اينجانب شهادت فرزندان پاک نهاد ملت ايران و متابعان اسلام محمدی را به خانواده های داغدار و عموم مردم عزيز تسليت عرض می نمايم و از خداوند تبارک و تعالی صبر جميل و اجر جزيل برای آنان و آزادی دستگيرشدگان و شفای مجروحين حوادث اخير مسئلت می نمايم.انتخابات رياست جمهوری ۲۲ خرداد از چند جهت حادثه تاريخی و حائز اهميت است اول آنکه ملت بزرگ، بصورت يکپارچه و بانشاط و اميدوار به تغيير سرنوشت کشور به پای صندوق های رای حاضر شدند و اين بهترين هديه ای بود که می توانست کشور و انقلاب را از بسياری خطرات بيرونی و درونی مصون داشته و در مسير اميد و رشد و شکوفايی و عدالت حقيقی به تعالی برساند اما هيهات که چگونه با قدرت پرستی و بی تدبيری و اقدامات غيرقانونی و خلاف عدالت که از قبل از انتخابات شروع گرديد طرح مسائلی از قبيل تهمت پراکنی به ياران امام، شبهه افکنی در سلامت دولت های گذشته و زيرسوال بردن امام(ره) و دفاع مقدس و مصادره همه دست آوردهای دوران قبل که از افتخارات اين نظام محسوب می گردد به نفع اين دولت و سواستفاده وسيع از امکانات ملی چون راديوتلويزيون و مطبوعات دولتی و توزيع وسيع ثروت های ملی در روزهای قبل از انتخابات برای جلب آرا به نفع دولت و نهايتاً پس از اخذ آرا، تقليب بسياری از برگهای رای به نفع خودشان و تائيد عجولانه، اين فرصت طلايی و بسيار گران بها در معرض تاراج قرار گرفت و در انظار جهانيان و مردم آنچه ماند، آبروی ريخته نظام و خون های بناحق ريخته و جوانان مضروب و مجروح و مردان و زنان زندانی و اموال تخريب شده و در يک کلام، مشروعيت نظام مقدس جمهوری اسلامی و شهدای عزيز ايران بود.
هرچند ممکن است سرکوبگران با امکانات وسيع بتوانند معترضان را موقتاً سرکوب نمايند در حاليکه بايد حافظ جان و مال و ناموس همه ملت و حامی مظلوم باشند اما حکومت با چالش هايی سنگين از قبيل اصل بيطرفی شورای نگهبان و نهادهای قضايی و اجرايی در برگزاری انتخابات و ديگر امور مهمه نظام مواجه است که يا به انفعال ملّت از مشارکت در تعيين سرنوشت خود و يا به بی اعتمادی و مبارزه با اصل نظام خواهد انجاميد و دايره اين ياس و ترديد ممکن است خدای ناکرده به اصل اسلام که ابزار حکومت برای توجيه ظلم و بی عدالتی گرديده بينجامد.من به عنوان فرد کوچکی که عمر خود را به طلبگی و مبارزه و عواقب آن و خانه نشينی در اين ايام گذرانده ام، خاضعانه و از سر درد به همه مراجع معظّم و روحانیّت محترم ميگويم " کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً" من با ديده گريان و قلبی اندوه بار به عينه می بينم که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسيس جمهوری اسلامی تخطئه می کردند، امروز با تمام قوّت و با همان دشمنی تئوری پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودی عقايد حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن فعالانه مشغول هستند. من مطمئن هستم که روح بلند او و شهدا و سرداران بزرگ ما از اين انحرافات اساسی که بر سر اصول مردم سالارانه جمهوری اسلامی آمده است نگرانند. اگر مردم را به استناد "الناس مسلطّون علی اموالهم و انفسهم" مسلّط بر سرنوشت خود بدانيم، اگر اين تسلط را با آرا خود به دولت و حکومت تفويض نمودند، وظيفه آنها است بحکم امانتداری در رعايت حقوق آنان کوشا بوده و در صيانت آن امين باشند. "لا تنظروا الی طول رکوع الرجل و سجوده، فان ذلک شیء اعتاده؛ فلو ترکه استوحش لذلک و لکن انظروا الی صدق حديثه و اداء الامانته" که در اين روايت ملاک تقوی و صلاحيت، راست گويی و امانتداری است نه طول رکوع و سجود و تظاهر به دين داری کما اينکه در آيه شريفه "ولايجرمنکم شنان قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی" مقصود عدالت ورزی با مخالفان و دشمنان است و اگر مردم و امام جمهوری اسلامی را با آزادی و استقلال تعريف کردند، آزادی و استقلال موافقان در هرکاری که اراده کنند نيست بلکه آزادی مردم بر اساس قانون و استقلال کشور و قوانين از سلطه زورمندان است.اينروزها مشاهده ميشود که با تقطيع بعضی از فرمايشات امام که به نفع اقدامات و برنامه های خود تشخيص می دهند، سعی دارند پشت اين چهره ملکوتی سنگر گرفته و اعمال و رفتار خود را با معترضان توجيه نمايند. من برای تنوير افکار عمومی به صراحت اعلام می کنم اين روش ها ادامه همان استفاده ابزاری از دين و مقدسات و تطهير خودشان در هاله های مقدس و خارج کردن مخالفان از دائره امام و بدبين کردن جوانان به دين و امام اتفاق می افتد. آيا امام معتقد بود کسانی که بايد در انتخابات بی طرف باشند، رسما وارد حمايت علنی از کانديدای خاصی بشوند؟ آيا شورای نگهبان که بعضی از افراد موثر آن از رقيب جناب آقای ميرحسين موسوی علناً حمايت کرده و می کنند، می تواند ملجا و مرجع برای شکايت شکاة باشد؟ چرا نامه توبيخیّه امام و هشدارهای ايشان به بعضی از تخلفات آقايان را منتشر و نقل نمی کنيد؟ آيا امام اجازه می داد امکانات عمومی و بيت المال مسلمين برای يک کانديدا بدون هيچ محدوديتی استفاده شود؟ آيا امام هتاکی ها و تهمت های شخص رييس دولت و منسوبينش را به يارانش تحمّل می کرد؟ آيا امام اچازه می داد حيثيت و آبروی افراد اين گونه در معرض و منظر مردم ملعبه بازيگران قدرت و رای بازان حرفه ای قرار گيرد؟ و آيا دين چنين اجازه ای به شما داده است؟ چرا چتر حمايت قانون فقط برای شما و دوستان شما است و تنها هنگامی دين، قانون و امام عزيز می شوند که بتوانيد منفعتی از آن ببريد؟ آيا اين مصداق "نومن ببعض و نکفر ببعض" نيست؟ آيا اين از مصاديق عدالت است که سیّد شريف و مظلومی چون ميرحيسن موسوی که در سخت ترين دوران های اين کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه های محارب و تثبيت انقلاب با موفقيت تمام طی نمود و تا آخرين لحظات عمر امام، عزيز و محبوب اين رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کيفر باشد و بايد حقوقش پايمال گردد؟ حد و حدود تمامیّت خواهی شما کجا پايان می گيرد؟ بدرستی که دشمن شماره يک انسان نفس اوست(اعدی عدوک نفسک التی بين جنبک).اينجانب احتمال می دادم که شايد توجّه به مصالح درازمدّت و تاريخی انقلاب و نظام و ايجاد وحدت ملّی، موجب شود تا آقايان دست اندر کار کشور نسبت به تخلّفات وسيعی که در قبل و بعد از انتخابات واقع شد با ديد معقول و عادلانه قضاوت کنند، امّا اکنون شواهد و قرائن نشان می دهد که قصد دارند نتايج از قبل اعلام شده را تثبيت نمايند و شرايط نظامی و امنیّتی برای دستگيری و سرکوب معترضان و زنده کردن کينه های قديمی و انتقام از ياران وفادار امام و جوانان و دانشگاهيان را تشديد کنند. بنده به عنوان يک روحانی کوچک، همصدا با اکثریّت مردم ِ رای باخته، اين انتخابات را مخدوش و آن را باطل و تصدّی مجدّد رئيس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه می دانم.از عموم مردم و جوانان عزيز می خواهم ضمن حفظ آرامش فعّال، مراقب رخنه عناصر مشکوک برای بهانه دادن به سرکوب و تشديد ظلم باشند و بدانند خداوند سنّت خود را حمايت از مظلوم و هدم ظالم قرار داده است" و سيعلم الّذين ظلموا ایّ منقلب ينقلبون"
والسّلام عليکم و رحمة اللّه و برکاته

خادم شما مردم شريف ايران اسلامی

سيد جلال الدّين طاهری۱۳۸۸/۷/۴

اعظکم بواحدَة: أن تقوموا للهّ مثنی و فرادی

طلاب شریف حوزه علمیه قم
.


طلاب سراسر حوزه های علمیه ایران- پیروان اسلام ناب محمدی

.


امروز دروغ و تقلب از طرف حکومت مرکزی ترویج و تبلیغ میشود. ممکن است بگویند "میشود که بشود" اما ما میگوییم نباید بشود، بخصوص زیر نام اسلام
این نظام، نظام شیطان پرستان است. نظام طاغوت است. نظام شیعیان نیست، نظام شیاطین است
کافرانی که علیه رسولخدا میجنگیدند، براین شطان پرستان شرف داشتند. شریفتر بودند، چون زیر بیرق بتهایشان برعلیه الله و رسول الله ص میجنگیدند. این بیشرافتهای شیطان پرست ، به اسم خدا و به اسم دین خدا، بساط شیطان پرستی خودشان را باز کرده اند
بسیجی ها، لباس شخصیها، انصار حزب شیطان، سرکوبگران با یونیفورم و بی یونیفورم مردم را میکشند، و صدا و سیما میگوید " اینها بسیجی نیستند، اگرچه لباس بسیجی پوشیده اند! پلیس نیستند ، اگرچه لباس پلیس دارند". اینها به بیمارستانها میروند و زخمیها را باخود میبرند و زیر شکنجه اعتراف میگیرند و بعد آنها را غریبانه میکشند. بیمارستانها تا بحال خبر از بیش از دویست و سی نفر کشته از مردم کوچه و بازار میدهند
طلاب شریف حوزه های علمیه ایران
پیروان اسلام ناب محمدی
به حکم قرآن، و به حکم عقل و به فتوای مراجع عظام قیام در مقابل ظالمان واجب است. برخیزید و به شیطان پرستان حاکم بگویید
یَابنَ الظُلمَاء،یاد نما، اصل و نسب را، پستی ّ حَسَب را
فتوای صریح حضرت آیت الله العظمی یوسف صانعی حفّظه الله در این باره چراغ راه ما و شماست
برخیزید و در راه حق قیام کنید که خداوند به شهیدان راه حق وعده بهشت داده است
قدم اول تطهیر و تنزیه حوزه های علمیه از آخوندک های شیطان پرستی است که پیرو مکتب "ایلومیناتی" و عشای شیطانی اند، و با خون قربانیان بیگناه و بیدفاع، بخصوص زنان و دختران معصوم ، غسل میکنند و وضو میکنند تا به عبادت و ستایش شیطان بپردازند
اللهّ یستهزیء بهم و یمّدُهم فی طغیانهم یعمهون،

قم، شهر قیام است
قم، شهر خون و شهادت است

گویا طلوع میکند از مغرب، آفتاب – کآشوب در تمامی ذرات عالم است

دلاوران قم
طلاب شریف پیرو اسلام ناب محمدی
برخیزید و حکم خداوند را در باره این آخوندکهای شیطان پرست


به اجرا درآورید


طلاب حوزه علمیه قم


پیروان اسلام ناب محمدی
.

بيانيه مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صانعي
مدظله العالي
در ارتباط با مسائل جاري کشور

.
بسمه تعالي
«وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»
ملت عزيز و شريف ايران اسلاميدر روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».
و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود.
در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.
يوسف صانعي12/4/138810رجب المرجب1430