
Monday 9 November 2009
Sunday 8 November 2009
پارازیتها سلامت شهروندان را به خطر انداخته است
کجکول یک ماه پیش اعلام خطر کرده بود
این امواج پارازیت برای قفل ماهواره ها نیست، برای تغییرات هورمونی تهرانی ها است
این دستگاههای ارسال پارازیت در چند نقطه تهران از جمله لویزان، شهرك اكباتان، شهرك غرب، جام جم، تهرانپارس و مركز شهر پارازیتهای ویرانكنندهای با قدرتهای بسیار بالا ارسال میكنند و هر روز افراد بیشتری را در معرض اختلالهای هورمونی قرار میدهد. درحالی كه تاكنون هیچ مرجعی از جمله وزیر ارتباطات پاسخگو نبوده است
گیجی و خستگی، ناشنوایی مزمن، التهابات و سرطانهای پوستی، خونی، نخاع و اختلالات هورمونی (عقیم شدن مردان) و مشکلات باروری (در خانمهای باردار) از جمله مواردی هستند که کارشناسان از احتمال بروز آنها در انسان بر اثر این امواج خبر میدهند. پیش از این نگرانیها بیشتر درمورد امواج رادیویی و تلویزیونی و امواج آنتنهای " بِ-تِ- إس" موبایل صدق پیدا میکرد اما حالا امواج ارسالی روی ماهوارهها نیز به موارد قبلی اضافه شده است
ایلنا: تاريخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۸۸؛
با طولاني شدن مدت زمان ارسال پارازيتهاي ماهوارهاي وعدم پيگيري نمايندگان مجلس در اين زمينه و عدم ارائه گزارش وزيران ارتباطات، اطلاعات و بهداشت با وجود وعده قبلي، مسئولين بايد گوش به زنگ نخستين بازخوردهاي اين پارازيتها باشند. بازخوردهايي كه خود را به صورت بيماري در شهروندان نشان ميدهد.
بنا به برخي مشاهدات به تازگي افرادي به مراكز درماني مراجعه ميكنند كه بنا به گفته برخي منابع علت بيماري آنها ناشي از اثرات تشعشعات پارازيتهاي ماهوارهاي است كه از حدود يكماه اخير بحثهايي پيرامون زيان آور بودن آنها در فضاي سياسي و عمومي درصدر اخبار رسانههاي مكتوب و آنلاين ( صداو سيما از اين موضوع اصلا خبرندارد) مطرح ميشود.
درحالي كه به اذهان عموم مردم هر روز بر شدت اين نوع از پارازيتها نيز اضافه ميشود و اگر تا هفته گذشته امكان ديدن يك شبكه ماهوارهاي بود از اين هفته تمامي شبكهها به مدد اين پارازيتها، كاملا غيرقابل رويت است و مطمئنا براي سلامت مردم تهران كه تاكنون نگران آلودگي هوا بودند خطرناك است.
ازسويي بهنظر ميرسد در ارسال پارازيتهاي ماهوارهاي يك بعد قضيه كه همان سلامت مردم است، ناديده گرفته شده است مردمي كه شايد بخشي ازآنها اصلا رنگ ماهواره و شبكههاي سياسي را هم نديدهاند.در يكماه اخير مساله پازاریتهای ماهوارهای ضمن تبدیل شدن به سوژه خبری برای رسانههای داخل و خارج از کشور با طولانیتر شدن مدت زمان خود نگرانی طیف وسیعی از کارشناسان را مبنی بر تاثیرات زیانبار این تشعشعات بر سلامت انسانها نيز در برداشته است.متاسفانه پخش پارازیت به صورت كاملا بی ضابطهای صورت میگیرد و در این خصوص به تنها چیزی كه توجه نمیشود سلامت شهروندان است.
مجلس در این مورد باید به صورت جدی وارد شود و از سلامت مردم دفاع كند.
- مسعود پزشکیان، نماینده تبریز در مجلس و وزیر اسبق بهداشتاین موضوع تا حدی بوده که برخي از نمایندگان مجلس با احضار وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات به کمیسیون بهداشت به اين امر واكنش نشان دادند ولي پاسخ تقيپور در برابر پرسشهاي آنان بيخبري از اين اختلالات بوده است.وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و مدیران مجموعه او در حالی نسبت به ارسال پارازیتهای ماهوارهای اظهار بیاطلاعی میکنند که درحال حاضر تنها نهاد متولی مدیریت، نظارت و هماهنگ کننده فضای فرکانسی کشور، سازمان تنطیم مقررات و ارتباطات رادیویی است و ارسال هر نوع فرکانس با هر میزان شدت، ارتفاع و مدت زمان باید زیرنظر و با هماهنگی رگولاتوری صورت پذیرد ولي مديران اين سازمان هم از اين امر اظهار بياطلاعي ميكنند تاجاييكه مدير روابط عمومي رگولاتوري در يك مصاحبه ضمن بيخبري از اين امر ميگويد كه از هدايت كننده اين پارازيتها بيخبر است.
دراين بين شاید بتوان مهمترین واکنش درخصوص مساله ارسال پارازیتهای ماهوارهای را اظهارات اعضای کمیسیون بهداشت و احضار وزير اطلاعات، وزير ارتباطات و معاون سلامت وزارت بهداشت به اين كميسيون عنوان كرد كه اين احضار هم نتيجهآنچناني در پي نداشت چرا كه وزير ارتباطات كه بي خبر بود و وزير اطلاعات و معاون سلامت وزارت بهداشت هم گزارش كاملي نداشتند و خواستار ارائه گزارش خود در هفته آتي شدند كه اين امر هم به دليل ترافيك كاري در حوزه فعاليتهاي اجرايي تاكنون به تعويق افتاده است.
فرکانس پارازیتهای ماهوارهای از قدرتی بیشتر ازفرکانسهای مخابرات برخوردارندنمایندگان مجلس با وجود ابراز بياطلاعي آقاي وزير اما معتقدند وزارت ارتباطات در این زمینه مسئول است ولي باز هم صابر فيضي مدیرعامل شرکت مخابرات ایران با رد اظهارات نمایندگان مجلس مبنی بر ارسال پارازیتهای ماهوارهای از سوی شرکت مخابرات اين امر را اين گونه توجيح ميكند: ارسال پارازیتهای ماهوارهای در حوزه مسئولیتی ما نیست چرا كه شرکت مخابرات تنها قادر به ارسال فرکانسهای کمتر از 1800مگاهرتز است ولي فرکانسهایی که برای پارازیتهای ماهوارهای ارسال می شود از قدرتی به مراتب بیشتر از فرکانسهای شرکت مخابرات برخوردار است.فرکانس پارازیتهای ماهوارهای دارای طول موجی بیش از یک گیگا هرتز هستند که ارسال آنها خارج از توان شركت مخابرات است و اينكه ارسال پارازیتهای ماهوارهای بسیار هزینه بر است و بودجه محدود شرکت مخابرات اجازه ارسال این پارازیتها را به ما نمیدهد
کارشناسان با اشاره به نظر مدیر عامل مخابرات میگویند سخنان جناب مدیر عامل مخابرات یک غلط فنی دارد وآن هم این که واحد طول موج هرتزنیست. اگر بالاترین مقام مخابرات اینقدر کم اطلاع از مفاهیم فرکانس و طول موج باشد وا اسفا. 1800 مگاهرتز برابر است با 8/1 گيگاهرتز كه بيشتر از يك گيگا هرتز هست! يعني "مدير عامل" شركت مخابرات اين محاسبه ساده را هم نميدانند؟!!!
بههر حال با ادامه ارسال پارازیتها، نمایندگان مجلس به عنوان وکلاي مردم برای استیفای حقوقشان وارد عمل شدند.مسعود پزشكیان نماینده تبریز و عضو كمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی خواهان بررسی جدی تاثیرات مخرب پارازیتهای ماهوارهای در سلامت و روان انسان شد و گفت: از نهادی كه مسئول پخش پارازیت برای مختل كردن ماهوارهها در شهر تهران است خواهش میكنیم به عواقب جدی این امواج مخرب بر سلامت شهروندان تهرانی توجه داشته باشد.نماینده تبریز خاطرنشان كرد: متاسفانه پخش پارازیت به صورت كاملا بی ضابطهای صورت میگیرد و در این خصوص به تنها چیزی كه توجه نمیشود سلامت شهروندان است.نماینده تبریز با اشاره به نقش نظارتی مجلس در دفاع از حقوق شهروندان گفت: مجلس در این مورد باید به صورت جدی وارد شود و از سلامت مردم دفاع كند.
زهره الهیان، نماینده تهران و متخصص زنان و زایمان نیز در پاسخ به پرسشی مبنی بر تأثیر امواج پارازیت بر زنان باردار و افزایش سقط جنین اظهار داشت: اگر آمار مستندی ارائه شود که در ماههای اخیر افزایش سقط جنین داشتهایم به کمیسیون بهداشت مجلس ارائه شود و مطمئناً قابل پیگیری است.
بهنظر ميرسد در ارسال پارازيتهاي ماهوارهاي يك بعد قضيه كه همان سلامت مردم است، ناديده گرفته شده است مردمي كه شايد بخشي ازآنها اصلا رنگ ماهواره و شبكههاي سياسي را هم نديدهاند.
انوشیروان محسنی بندپی، نایب رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی نیز دیگر نمایندهای بود که با هشدار نسبت به تأثیر مخرب پارازیتهای ماهوارهای و مخابراتی بر سلامت روان شهروندان تهرانی، اظهار داشت: متأسفانه بعد از انتخابات انواع پارازیتهای مخابراتی به شدت افزایش یافته که مطمئناً برای سلامت تهرانیها نگرانکننده است.این عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با بیان این که گزارشها و تحقیقات متعدد حکایت از خطرناک بودن امواج پارازیتی برای سلامت جسمی و روانی انسان دارد، خاطرنشان کرد: تحقیقات همچنین نشان داده که امواج پارازیت تأثیرات مخربی بر اعصاب و روان انسان نیز بر جای میگذارند
.پارازیتها؛ مضر یا بیضرر؟
گیجی و خستگی، ناشنوایی مزمن، التهابات و سرطانهای پوستی، خونی، نخاع و اختلالات هورمونی (عقیم شدن مردان) و مشکلات باروری (در خانمهای باردار) از جمله مواردی هستند که کارشناسان از احتمال بروز آنها در انسان بر اثر این امواج خبر میدهند. پیش از این نگرانیها بیشتر درمورد امواج رادیویی و تلویزیونی و امواج آنتنهای BTS موبایل صدق پیدا میکرد اما حالا امواج ارسالی روی ماهوارهها نیز به موارد قبلی اضافه شده است.
نتایج تحقیقات گذشته
در سال ۱۹۹۴ “ریچارد آلبنز” محقق امواج بر بدن گزارش داد که در مورد اساس سیستمهای نیروی هوایی، پالسهای الکترومغناطیسی با موج کوتاه، از نوع ساتع شونده به وسیله “PAVE PAWS” و رادارهای هم فاز مشابه ممکن است باعث ایجاد آسیبهای مکانیکی از طریق آنچه که پیش ماده و لازمه تشعشع است، شود.وي در طی یک دوره معین چنین نتیجهگیری کرد که انفجارهای ثانویه رادیویی در داخل بافتهای زنده زمانیکه به وسیله پالسهای رادار ضربه میخورند، اتفاق میافتد و پیش ماده تشعشع یکی دیگر از منابه بالقوه و ثانویه هست، که باعث آسیب بافت زنده میشود، که در استانداردهای پرتودهی نادیده گرفته شده است.همچنين كه اکنون ثابت شده است که تشعشعات موبایل بر روی پروتئینهایی که در سلولهای رشد یافته در آزمایشگاه که از خون شناور انسان گرفته شده است اثر میگذارد و پیشبیني میشود میزان امواج ساطع شده ازبعضی آنتنهای BTS موبایل و ارسال کنندهای پارازیت ماهوارهای در مناطق پرجمعیت شهر تهران بیشتر از حد استاندارد بینالمللی است و میتواند باعث ایجاد عوارض و آثار سوء شود.مهندس بابایی، كـارشنـاس مخابرات در اين رابطه به ايلنا گفت: مواردی مثل قدرت امواج پارازیتهای ماهوارهای و مسافت ارسال و مدت توقف دربرابر آن در مضر بودن یا نبودن آن تأثیر دارد و فرد به خاطر قرار گرفتن طولانی در برابر این تشعشعات دچار سرگیجههای طولانی میشود.قرارگرفتن در تشعشع پارازیت آنتنهایی با زاویه 90 درجه و مستقیم در مدت زیاد منجر به عقیمی میشود البته درشرایط عادی این تشعشعات آن قدرزیاد نیست اما دراثر زمان زیاد و شرایط قرار گرفتن، منجر به عقیمی شده و كوچكترین آثار آن خستگی مفرط و حالت گیجی است.
پارازیت یا نویزماهوارهای كه برای جلوگیری از پخش برنامههای برخی شبكههای ماهوارهای فرستاده میشود از چندین نقطه در سطح شهر ارسال می شود.این دستگاهها در چند نقطه تهران از جمله لویزان، شهرك اكباتان، شهرك غرب، جام جم، تهرانپارس و مركز شهر پارازیتهای ویرانكنندهای با قدرتهای بسیار بالا ارسال میكنند و هر روز افراد بیشتری را در معرض اختلالهای هورمونی قرار میدهد. درحالی كه تاكنون هیچ مرجعی از جمله وزیر ارتباطات پاسخگو نبوده است.تاحدي كه نصرالله ترابی نماينده مجلس شوراي اسلامي خواستار سوال از رئيس جمهور كشور شده و گفت: پارازیت در مرحله اول جزء وظایف وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است اما اگر وزیر میگوید من خبر ندارم، باید رده بالاتر پاسخ دهد.اين پيشنهاد در حالي مطرح ميشود كه هنوز هيچ جوابي از سوي دولت به اين خواسته داده نشده و مجلس هم بعد از گذشت يكماه گويي جريان را فراموش كرده و به مسائل ديگر به جز سلامتي مردمي كه نماينده آن هستند پرداخته است و در اين بين زيان ديدهگان اصلي مردم هستند
در همین رابطه گزارشهایی نیز از سایر شهرهای ایران از جمله قم و اصفهان و نجف آباد در مورد پخش پارازیتهای نیرومند میرسد.در شهر نجف آباد هم به تازه گی مردم دچار سردردهای عجیب و غریب میشوند و علت آنرا وجود دستگاههای ایجاد پارازیت روی کوه پنجی میدانند که برای شهرهای اطراف از جمله اصفهان پارازیت ارسال میکنند
Saturday 7 November 2009
اسفندیار رحیم مشایی در روز شانزده آبان منکر مهمترین اصل ادیان آسمانی یعنی "توحید" شد و گواهی ختم اسلام را صادر کرد
Wednesday 4 November 2009
Wednesday 21 October 2009
چگونه با حمایت علی خامنه ای میلیاردها ثروت در انحصار مافیای علی شوشتری میچرخید

در زندگینامهای که "خبرگزاری جمهوری اسلامی" ازپاسدار نورعلی شوشتری منتشر کرده آمده که او در سال بیست و هفت شمسی در یکی از دهات نیشابور به اسم "سر ولایت" به دنیا آمد و در نوجوانی به فعالیتهای سیاسی-مذهبی روی آورد و با شاخه ای که علی خامنه ای هم در آن بود همکاری خود را شروع کرد. بعداز انقلاب هم وارد سپاه پاسداران شد و در سالهای جنگ به سرکردگی مسئولیتهای گوناگون گماشته شد، و بخصوص با صیاد شیرازی در درگیری های کرند و مناطق غرب در عملیات مرصاد شرکت و آنرا فرماندهی کرد. از جمله مناصب نظامی او فرماندهی لشگر پنج قرارگاه نجف، قرارگاه حمزه و جانشینی فرمانده نیروی زمینی سپاه بخشی از مسئولیتهای این فرمانده سپاه بوده است. وی از اول فروردین هشتاد و هشت با حفظ سمت، فرماندهی قرارگاه قدس سیستان و بلوچستان را در مرکز این ناحیه در شهر زاهدان عهده دار شد
نورعلی شوشتری امپراطور اقتصادی خراسان
شرکت احیای صنایع خراسان
سردار نورعلی شوشتری همچنین به طور همزمان تا پایان عمر از اعضای هیات مدیره "شرکت سپاد خراسان" از همان ابتدای تاسیس این شرکت بود. شرکتی که که از جمله مهترین شرکتهای ساختمانی به شمار می رود. شرکت مجتمع تولیدی وخدماتی سپاد خراسان (سهامی خاص) در سال 1366به شماره ثبت 5110 اداره ثبت شركتهای مشهد تاسیس گردید. این شركت پس از تاسیس، بلافاصله دو قطعه زمین بزرگ در مناطق رو به رشد و توسعه در حاشیههای شمالی و غربی شهر مشهد را خریداری کرد. این زمینها با مساحت حدود 200 هكتار برای ایجاد منطقه نمونه گردشگری و زمین های حاشیه غربی شهر مشهد با مساحت حدود 400 هكتار برای ساخت وتامین مسكن سهامداران در نظر گرفته شد.تعدادی از پروژههای به اتمام رسیده این شرکت نیز به این شرح است: مجتمع الماس شرق به مساحت حدود 104 هزار مترمربع، بازار بین المللی شهید كاوه با زیربنای حدود 35000 مترمربع، بازار بزرگ خیام با زیربنای حدود 8900 مترمربع و
فعالیتهای اقتصادی سیستان و بلوچستان
Monday 19 October 2009
خامنه ای در کُمای عمیق، بین مرگ و زندگی است
مسلمانان ارجمند
با درز گزارش کاملاً محرمانه پزشکی پرفسور شهاب الدین مراغهای که همراه با دکتر نقی علیمرادی و دکتر حسین آل شمس آخرین معاینات را روی علی خامنه ای انجام داده بودند، مسلمّ بدانید که عکسی که از ملاقات بین علی خامنه ای و رئیس جمهور سنگال روی سایت رهبری فرستاده شده قدیمی و کهنه است. این بیشعورها که عکس هشت ماه پیش را میگذارند یادشان میرود که از طرف خامنه ای پیام تسلیت برای خانواده های حادثه تروریستی جنوب بفرستند. پاسدارها و سردارهای قدیمی از این قضیه سرخورده شده تر شده اند و میگویند دست خود جعفری و فیروزآبادی درکار است و خود کودتاچیها یک تصفیه خونین در صف پاسدارهای قدیمی و زمان جنگ راه انداخته اند
هموطنان شریف بدانند که الان خفاش روح جنایتکار خامنه ای در خندق آتش جهنم افتاده، و متخصصان روسی زور میزنند تا بدن او را در کُمای عمیق تا آنجا که میتوانند گرم و زنده نگهدارند. بسیج و سپاه با سازماندهی جدید با سرعت خودشان را آماده میکند که دهاتیها و شهری ها و همه مردم را دیدبانی کنند تا وقتی خبر خامنه ای را پخش کنند اکیداً حکم کنند که مردم در خانه هایشان بمانند و هرکسی به خیابانها بیاید هدف گلوله پاسداران و بسیجیهیا قرار بگیرد . میترسند مردم از ترس قحطی به انبارهای غذا و فروشگاه ها ی بزرگ حمله کنند و کار را به هرج و مرج بکشانند
انفجار طهران و قطار کرمان و آتش سوزی لاهیجان و اتوبوس دانشجویان برای ترساندن حساب شده مردم است. اطلاعات سپاه به شورایعالی امنیت ملی گزارش کرده که شدت پارازیتها تاثیری در فعالیت برنامه های ماهواره ای ندارد ، و دستگاه های جدیدی روی برج میلاد نصب شده که پارازیتها یی میفرستد که مردم را سست و افسرده میکند و مثل معتادهای بیحال و نئشه خانه نشینشان میکند
Monday 12 October 2009
پیام مجدد به آقای خامنه ای
از سر بصیرت، همت کنید و خفاش روح جنایتکار خود را از قفس جسد مرتعشتان خلاص کنید
اقرار العقلاء علی انفسهم جائز
شما در دومین نماز جمعه بعد از نمایش انتخابات تقلبی ، در خطبه هایتان که ضبط تاریخ شد گفتید که اگرچه بیش از پنجاه سال است که آقای هاشمی را میشناسید اما افکارتان با افکار آقای محموداحمدی نژاد قرابت و نزدیکی بیشتری دارد
آقای محموداحمدی نژاد هم در اولین تظاهراتی که بعد از انتخابات تقلبی توسط جمع اندک هوادارانش برای حمایت از خودش براه انداخت، در خیابانهای تهران شال سبزی دور گردنش بست و مدعی شد که او هم سید است و در اظهارات دیگری نیز گفت که نسبت او و شما نسبت پسر و پدری است
به این ترتیب برای شناخت بهتر شما، بهترین راه ، شناختن بهتر آقای محمود احمدی نژاد است
آقای محموداحمدی نژاد در تاریخ حکومتگران ایران ، نخستین حکومتگری است که علیه یک مرجع تقلید جهان اسلام به دادگاه شکایت کرده و علیه حضرت آیت الله العظما شیخ یوسف صانعی در دادگاه ویژه روحانیت طرح دعوا کرده و پرونده علیه ایشان گشوده است. مورد ادعای این پرونده هم آن است که میگوید آیت الله صانعی در یک سخنرانی در شهر آمل آقای احمدی نژاد را حرامزاده خوانده است!!؛
آقای شیخ یوسف صانعی هرگز به تصریح آقای محمود احمدی نژاد را حرامزاده خطاب نکرده، اما راجع به حرامزاده بودن یک شخص دروغگویی صحبت کرده و آقای محمود احمدی نژاد این اظهارات را به خودش گرفته!! حالا چرا؟ باید از خود آقای محمود احمدی نژاد پرسید

نکته دیگر آن است که آقای محمود احمدی نژاد گاهی هم با عبا و عمامه در انظار ظاهر شده است. این حرکت او را حمل بر تخریب مضاعف جامعه روحانیت باید نمود. شخصی که هیچ باوری به روحانیت و مرجعیت ندارد، و به این کسوت خود را می آراید، میخواهد رجس عقاید و اعمال خود را به سراسر این جامعه ترشح کند
اما شما که گفته اید که افکارتان با افکار آقای احمدی نژاد نزدیکتر و با قرابت تر است نیز تکلیف کارتان روشن میشود
آخرین نکته نیز این که خانمی از حیفا در ارض اقدس با ارائه شواهد و بیّناتی خود را عمه آقای احمدی نژاد خوانده است. یعنی خواهر پدر آقای احمدی نژاد در حیفا زندگی میکند. ایشان از مهاجران به آن ناحیه است، نه از اعرابی که از ایام گذشته ساکن آن منطقه بودند، بالنتیجه ایشان یا باید پیرو آئین یهود باشد یا کیش بهائیت! این را اگر کسی نداند شما مطمئناً بخوبی میدانید، و بهتر از همه هم به عمق قضیه بصیرت دارید. اسناد و مدارک دیگری هم حاکی از آن است که آقای محمود احمدی نژاد از خانواده ای گرمساری است که به اقلیت یهودیان ایرانی تعلق دارد، و نام خانوادگیشان سبورجیان است. این که یک نامسلمان در جمهوری به اصطلاح اسلامی با تقلب و تزویر به ریاست جمهوری برسد و ادعای ارتباط با امام زمان بکند و مدعی شود که در هاله نور راه میرود و در همان حال برای مراجعیت شیعه سر سوزنی هم اعتبار قائل نشود و سایتهای تحت امرش مثل رجانیوز بزرگانی امثال آیت الله دستغیب و صانعی را دچار اختلال مشاعر بخواتند و خواهان هتک حرمت و خلع لباس و عزل آنها شوند ... همه از دستاوردهای بزرگ شما در این "رهبری ننگین" است
پیش از آن که گند اعمال ننگ آور شما بیش از این مشام مسلمانان جهان را آزار دهد، از سر بصیرت، همت کنید و خفاش روح جنایتکار خود را از قفس جسد مرتعشتان خلاص کنید و عالمی را از شقاوت افعال خود خلاصی بخشید
طلاب حوزه های علمیه سراسر ایران
پیروان اسلام ناب محمدی
Friday 9 October 2009
Thursday 8 October 2009
سند رسوایی مسئولان استانداری تهران
Wednesday 7 October 2009
مرده ای که به کفن خود تغوّط میکند
.
به گزارش ايلنا محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب موتلفه اسلامی از نقش جامعه مدرسين حوزه علميه قم و روحانيت مبارز در انتخابات به خاطر روشنگريها تشكر كرد و در اين ديدار به ارائه گزارشي پيرامون فعالیتهای حزب در انتخابات پرداخت.ما از همان ابتدا متوجه مقاصد شوم دشمنان اسلام و انقلاب در انتخابات بوديم،لذا همه فعاليتهاي خود را معطوف به خنثي كردن شرارتهاي دشمن به ويژه نفاق افكني هاي آنها كرديمآیتالله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در دیدار دبیر کل ،اعضای شورای مرکزی و اعضای هیات اجرایی حزب موتلفه اسلامی با اشاره به آیهای از قرآن اظهار داشت
قرآن تکلیف ما را در مسیر ولایت، تبعیت از ولایت و سیستم حکومتی ولایت دار روشن كرده است.اینکه عدهای میگویند ما نظام و حکومت را قبول داریم اما هرکجا با نظر و عقیده خودمان مخالف بود آن را ترویج میکنیم قرآن عمل آنها را تاييد نميكند.شاید کمتر کسی وجود داشته باشد که تردید داشته باشد در انتخابات اخير یک توطئه و نقشهای علیه نظام برای براندازی تنظیم شده بود، دشمن این انتخابات را آخرین فرصت خود میدانست که علیه نظام حرکتی انجام دهد.شواهد زيادي وجود دارد که ما دیگر شک نداریم توطئهای علیه اساس نظام به وجود آمد و در این توطئه افرادی و گروهها خواسته و یا ناخواسته شرکت کردند و برای مدتی وضعیت را به نقطهای رساندند كه براي نظام يك آسيب جدي بود.خداوند کشتی انقلاب را از سالها قبل به دست کسی سپرده است که جز خدا چیز دیگری را در نظر ندارد و برای خدا وارد میدان شده و عالیترین تدبیر را انجام داد.با تدبیر رهبری و هوشیاری مردم توطئه دشمنان نقش بر آب شد و این توطئه در هاضمه انقلاب به گونهای هضم شد که دشمن فکر نمیکرد انقلاب اسلامی ایران چنین هاضمهای قوي داشته باشد.دشمن متوجه شد که جمهوری اسلامی ایران تحت رهبری فقیه عادل، مدیر و مدبر است که بر همه چیز واقف است بيداري و تدبير رهبري توطئه را خنثي كرد و دشمن را از رسيدن به اهداف خود مايوس نمود.اگر به دو نماز جمعه مقام معظم رهبری و خطبههای ایشان دقت کنیم متوجه میشویم تمام هدف مقام معظم رهبری این بود كساني كه راه را گم كردهاند بيدار شوند و توبه كنند.کسانی که این نظام را به خطر انداختند گناه کوچکی انجام ندادند و باید از این گناه توبه کنند.عدهای فکر میکنند مساله اختلاف نظر میان دو دسته است، اصلاً مساله میان احمدینژاد و موسوی نیست بلکه مساله نظام است.برخي مصمم بودند در برابر اسلام و انقلاب و مردم بايستند،اما خدا خواست تير آنها به سنگ بخورد.دشمن در حال حاضر نظام ، رهبری و ولایت را هدف قرار گرفته داده است، به همين ما در دليل پيمودن راهي كه رفتيم نبايد ترديد كنيم
آخوندک نجس سگ صفتی به اسم ابوالقاسم علی زاده – نماینده علی خامنه ای در سپاه فجر استان فارس- در گفت و گو با خبرنگار ايرنا در شیراز گفت جای تاسف است که برخی ازعلما مثل آقای صانعی و سيد علی محمد دستغيب شان خود را پايين آورده و گرفتار بازی های سياسی شده اند. اين در حالی است که از آنها انتظار می رود که پرچمدار هدايت مردم و ادامه دهنده راه امام، شهدا و تابع رهبری جامعه باشند. خط و جريان موازی يکی از شگردهای دشمنان بشريت و دشمنان اسلام در گذر زمان می باشد و مورد توجه آنان بوده است. وقتی فرعون مستقيم نمی توانست با حضرت موسی (ع) به مبارزه بپردازد ، ژست دين و مردمی بودن را به خود گرفت و می گفت می ترسم موسی در جامعه فساد ايجاد کند.
فرعون برای مبارزه با موسی (ع) از يک موازی کاری استفاده می کند و خود که مفسد است ادعای وجود فساد می کند. امروز هم دشمنان ايران و ملت اسلامی که در مقابل اين ملت خود را عاجز می دانند برای به بن بست کشيدن انقلاب و حرکت رو به رشد آن از همين شيوه بهره می گيرند و با موازی کاری دين عليه دين ، مذهب عليه مذهب و عالم را عليه عالم قرار می دهند. موازی کاری دشمنان يک ريشه تاريخی دارد به طوری که در تاريخ انقلاب اسلامی ايران با فتوای يک عالم و مجتهدنمای زنجانی ، عالم مجاهد و وارسته ای همچون شيخ فضل الله نوری به دار آويخته شد. امروز متاسفانه برخی متوجه نقشه ها و توطئه های استعمار پير و استکبار جهانی نيستند و با بی بصيرتی آب در آسياب دشمن می ريزند و بعضا در ژست عالم و مرجع خود را به نمايش گذاشته اند و اين در حالی است که اگر دارای مرجعيت باشند بايد در جهت تقويت دين و ارزشهای جامعه و اتحاد ملی و حول محور ولايت فقيه حرکت کنند. حجت الاسلام علی زاده اضافه کرد : شگرد دشمن اين است که مرجعيت خودساخته را در مقابل مرجعيت ناب ، اقتدار ولايت فقيه و حاکميت دينی قرار دهد. حرمت امامزاده را متولی بايد نگه دارد ، اگر شأن علم و مرجعيت يک شأن بالايی می باشد انتظار می رود که کسانی که مدعی اين شأن هستند خود بيش از هر کسی حرمت اين جايگاه را نگه بدارند. مردم راه خود را پيدا کردند و اين خود افراد هستند که گول برخی افراد بی بصيرت پيرامون خود را خورده و آب به آسياب دشمنان انقلاب و اسلام می ريزند. اميدوارم همه خواص از جمله علما با هوشمندی توطئه های دشمنان را رصد کرده و در بازی های سياسی آلت دست بدخواهان اسلام نباشند. عظمت حوزه های علميه و روحانيت در سطح جامعه اسلامی آنقدر بالاست که اين موضوعات کوچک که تازگی هم ندارد را به راحتی هضم می کند. خواسته دشمن بعد از نااميدی در فتنه براندازی نظام بعد از انتخابات اين است که اين گونه در جامعه القاء کند که در ايران بحران وجود دارد
در ميان نمايندگان مجلس خبرگان رهبری تنها آقای سيد علی محمد دستغيب است که سخن ناصوابی را بر زبان جاری می کند و اين فرد هنوز مرجعيت او زير سوال می باشد و طبيعی است که دشمن از او برای اهداف خود استفاده می کند. در ميان مراجع تقليد هم فردی مثل آقای صانعی پيدا شده که به دليل فتوا و مواضع نادرستش مورد استقبال دشمنان قرار گرفته است و دشمنان می خواهند از طريق او به اهداف خود برسند عليرغم اينکه حوزه علميه جامعه ما ضمن اينکه اين ناچيز انحراف ها را نيز از سوی هم لباسان خويش نمی توانند بپذيرند اما اين موضوعات را خاری بيش تلقی نمی کنند. در اوايل سال های پيروزی انقلاب اسلامی افرادی چون شريعتمداری و منتظری به عنوان مرجع مطرح بودند اما به لحاظ سياسی متاسفانه به دليل ساده لوحی زمينه ای را برای دشمنان فراهم کردند و مقابل امام و انقلاب ايستادند ، و چنين افرادی آن روز خودشان را از گردونه انقلاب خارج کردند. آيا افرادی مثل آقای صانعی و آقای سيد علی محمد دستغيت ملاتر و گردن کلفت تر از آقای منتظری بودند؟؛
جوابیه دفتر آیت الله العظمی دستغیب به یاوه سرایی های بالا
بسمه تعالی
أقوی دلیل، وقوع شیء است. تمام همت حضرت آیه الله سید علیمحمّد دستغیب این بوده و هست که روشن کنند انحرافات بعد از انتخابات(88/3/22) از ناحیه تخلف از دستور حضرت امام امت(رحمهالله) میباشد که فرمودند: نیروهای نظامی و شبه نظامی نباید در سیاست دخالت کنند، که بحمدالله از طریق همان طایفه ثابت شده است
شما ملاحظه بفرمایید که در این وضع فعلی چگونه فساد دخالت نیروهای نظامی و شبه نظامی که پریشان کردن اجتماع و سلب اعتماد از روحانیت، و ادعای جلودار بودن سپاه در مسائل فقهی و تعیین امامت جماعت و راندن امام راتب با تهمت به ضد ولایت فقیه، ظاهر شد
خداوند میفرماید: "انّ الله یٍدافعِ عن الّذین آمَنُوا" سوره حج آیه سی و هشت
به هر حال معظم له که مجتهد و مرجع و مسؤول میباشند به خوبی منشأ انحراف را تذکر دادند، و نتیجه مخالفت، آنهم بر همگان واضح شد.
حال از مردم شریف استان فارس تقاضا داریم در این جنگ روانی که از ناحیه تخلف از دستور حضرت امام(رحمه الله) حاصل شده، آرامش خود را حفظ نمایند، که خداوند میفرماید: "فَأمّا الزَّبَدُ فَیَذهَبُ جُفاءً و أمّا ما یَنفَعُ الناسَ فَیَمکُثُ". سوره رعد آیه هفده - باطل همچون کف دریا از بین میرود
اینکه آیةالله سید علیمحمّد دستغیب میفرماید: این نیروی خودسر، سه قوا را دور زده همین است که هیچ کس مسؤولیت آنچه پیش آمده را نمیپذیرد چون به صدا و سیما یا نیروهای نظامی گفته میشود که این اطلاعیه از چه کسی است، اظهار بیاطلاعی میکنند، مانند جریان انتخابات
دفتر حضرت آیت الله حاج سیدعلیمحمّد دستغیب - مدظلّه العالی
.
کجکول
یاران با وفا و اخوان باصفا
زوزه های سگِ دریده دهنی مانند محمد یزدی و توله سگهای اطراف او مثل احمدخاتمی و مصباح یزدی همه به یک نقطه ختم میشود. اینها بی آبروهای خانه خرابی اند که معمارهای استعماری "حزب موتلفه" امثال نبی حبیبی و عسگراولادی نامسلمان زیر آنها شمع میزنند که فرونریزند. وظیفه شرعی و فریضه دینی همه مسلمانان و طلاب و مدرسان حوزه های علمیه در سرتاسر ایران آن است که بی ترس و واهمه، حزب استعماری و دست نشانده موتلفه را افشا کنند. عناصر وابسته به این حوزه استعماری و ضد اسلامی و دزدان گردنه بندی امثال محمدیزدی و باند اطراف او ، یک مشت اشخاص فاسد و مفسدند، که حکمشان در قرآن صادر شده و این حکم به حول و قوت الهی به همت پیروان اسلام ناب محمدی اجرائی میشود
Friday 25 September 2009
جای شکرش باقی است که هنوز غیرت دینی در مراجع تقلید عظام شیعه وجود دارد
یک پیشنهاد دوستانه
آقای خامنه ای
در نظامی که به رهبری شما برپا شده، هراسی سرد و مخوف بر همه جا سایه افکنده است، همه چیز زیر چتر سرکوب و تهدید قرار دارد. تاکنون غالباً با تحمیق به رفع و رجوع امور میپرداختید، حالا که اسلحه تحمیق فرسوده و پوسیده شده، رو به تهدید احرار و تحدید حریت آورده اید. البته تنها دغدغه ای که در کار شما نیست، همان دغدغه اعتبار دین است کما این که سوء استفاده از ابزار دین را رویّهء روزانه خود و عمّال جنایت پیشه خود قرار داده اید. اما خدا را شکر که هم مردم، دین خود را حافظند - و الله اکبر گویان هرشب بی اعتمادی خود را به دینداری مسئولان نظام شما فریاد میزنند- ؛ و هم مراجع عظام تقلید - با در نظر گرفتن حساسیتهای عامه مسلمانان - حاضر نشده اند وجدان و غیرت دینی خود را در قمار دنیا ببازند. آقایان مراجع عظام برای خودشان و یکایک اعضای عزیز خانواده هایشان احساس نگرانی دارند و آگاهند که ماموران ظالم و خدانشناس سرکار برای یکایک آنها نقشه ها کشیده و توطئه ها چیده اند. نمونه اول این توطئه های برنامه ریزی شده را در فشارهای فزاینده بر حضرت آیت الله العظمی شیخ یوسف صانعی ملاحظه میکنیم که بار اول رساله های ایشان را از نمایشگاه کتاب جمع آوری میکنند؛ بار دیگر رئیس جمهور منصوب شما از ایشان به دادگاه روحانیت شکایت میکند – و آبروی خودش و سرکار را یکجا به لجنزار عبرت عامه میریزد- و این بار آخر هم بنا به امر "ولوی" سرکار، رئیس دفتر ایشان را در استان گلستان به دادگاه احضار و با صدور قرار بازداشت روانه زندان نموده اند. البته همین حمله های زنجیره ای به این مرجع بزرگوار تقلید، زنگ خطری را در گوش همه آقایان مراجع به صدا درآورده، و سبب شده که سایر آنها دست شما را بخوانند و از نقشه شیطانی سرکار مطلع شوند ؛ و همه پشت به پشت هم دهند و دست در دست یکدیگر بگذارند و در برابر زیاده خواهی های شما سدی سدید و حصنی حصین "کأنّهم بنیان مرصوص" به پا سازند. الحال عموم این بزرگواران با استعاذه به خداوند یکتا – که شما در بیخبری مطلق از او قرار دارید- و استعانت از بارگاه عدل و انتقام او، از سرکار و از کلیه تصمیمگیریهای غیرشرعی و طاغوتانه سرکار، و از دستگاه های تجاوزگر سرکار، و از ماموران جنایتکار و دژخیمان شکنجه چی و آدمکش بالفطره سرکار تبرّی کرده اند
سرکار امروز کارتان بجایی رسیده که یوم آخر ماه صیام را روز عید اعلام میکنید!! و با فرستادن مامورانتان از اشخاص روزه دار میخواهید که بنا به حکم حکومتی بیایند و در صفوف نماز عید فطر پشت سر شما بایستند و به شما اقتدا کنند!! سرکار کارتان بجایی رسیده که به ماموران جنایتکارتان امر میکنید که با تهدید و اگر کارگر نیفتاد با ترفندهای مختلف – منجمله توزیع فتواهای دروغین از جانب مراجع قم- به فطر بودن روز آخر ماه رمضان فتوا بدهند و مردم را تشویق به اقامه نماز فطر کنند. خدا شاهد است که رضاخان قلدر و محمدرضای دیکتاتور هرگز به فکر دست یازیدن به چنین جنایتها و جسارتهایی نسبت به ارکان و اصول دین نیفتادند. این بی ادبیها فقط از مقلدان آقای مصباح یزدی و "هیأتی"ها و "مکتبی" ها ساخته است که در حلقه اطرافیان شما کم نیستند و در شیطان پرستی باهم در رقابت تنگاتنگ قرار دارند
باید به سرکار تسلیت گفت که اطراف خود را انباشته از جنس بُنجل این جانوران خدای ناترس کرده و سرمایه ملی مردم ایران را به تاراج میدهید تا سور و ساتِ بساطِ عبادالشیطان را کار سازید
از بیانات تأسفبار سرکار در گردهمایی اعضای مجلس خبرگان اینگونه استنباط شد که گویا قصد دارید حکم حکومتی دستگیری و حبس آقایان کروبی و موسوی را صادر کنید و در عین حال از آقای رفسنجانی خواسته اید که در غائله دستگیری این آقایان سکوت خود را به نفع سرکار و برعلیه آنها بشکند!!
الملک عقیم. قدرت وفا ندارد. علی الخصوص به فرد فرتوت و مفلوک و معتاد و مریضی چون شما. آنچه میکنید دنیای شما را آباد نمیکند، به آخرت هم که باور ندارید – چون مسلماً اگر کمترین اعتقادی به عالم پس از مرگ داشتید این چنین با جسارت در خون مردم بیگناه پنجه خضاب نمیکردید و روی سفاکان و قصابان تاریخ همچون امیر مبارز مظفری را سفید نمیکردید
اما جا دارد یک نکته را به شما یادآوری کنیم
خطری که ستونهای اریکهء قدرت لرزان شما را تهدید میکند در خارج از بیت سرکار نیست. زیاد به آن دور دستها نیندیشید.
ما از شما نمیخواهیم که احرار شریف را حبس نکنید
ما از شما نمیخواهیم که احرار محبوس را آزاد کنید
ما از شما نمیخواهیم که دست از جنایت و شکنجه و تجاوز بکشید
ما از شما نمیخواهیم که دست شقاوت پیشگان را- که از طرف شما مامور شکنجهء خلقند - ببندید
ما فقط از شما یک تقاضا داریم که آرزوی قلبی مااست
آرزو و تقاضای خود را با سرکار درمیان میگذاریم شاید مورد قبول قرار گیرد و عالمی از شّر فتنه های سرکار و پیروانتان خلاص شود
ایکاش پیش از این که نورچشمان شما، شما را به سرنوشت "امیر مبارز مظفری" مبتلا کنند خودتان به کنج خلوتی رفته و آخرین تجربهء " آدولف هیتلر" را درمورد خود به کار بندید
طلاب حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی
Thursday 24 September 2009
عقب نشینی علی خامنه ای در برابر موضعگیری یکپارچه مراجع
"عیدی" مرجعیت یکپارچه شیعه به مسلمانان
در حالی كه بسیاری از مراجع تقلید نظیر حضرات آیات حسینعلی منتظری، بیات زنجانی، سیستانی، صانعی, صافی گلپایگانی، مكارم شیرازی، وحید خراسانی، موسوی اردبیلی و... روز دوشنبه 30 شهریور را عید سعید فطر دانستند، دفتررهبری اعلام کرد که علی خامنه ای یکشنبه را اول شوال میداند و نماز عیدفطر به امامت او خوانده میشود. در همین رابطه هم یک عضو "مجلس خبرگان" – پیشنماز تعیین شده از طرف حکومت در مشهد- به اسم "عَلَم الهُدی" مصاحبه ای کرد و مطالبی در انتقاد از همه فقهاء و مراجع تقلید بر زبان آورد که تندروانه بود
روز پنجشنبه دوم مهر در برابر اعضای محلس خبرگان، علی خامنه ای آشکارا دست به یک عقب نشینی بزرگ نسبت به موضع اتخاذ شده توسط مراجع یکپارچه و متحد ایران و عراق زد، و نه فقط از این که آنها یکشنبه را عیدفطر اعلام نکرده اند از آنان انتقادی نکرد، بلکه از آنها تشکر و سپاسگزاری هم کرد که وقتی دوشنبه عید فطر اعلام کرده اند، نماز عید فطر اقامه نکرده اند!!؛
صحبتهای علی خامنه ای به قدر کافی گویا است و نیاز به تفسیر و توضیح اضافی ندارد. آنرا بخوانید
Tuesday 22 September 2009
سندی از رسواترین جنایات تاریخ بشری در زندانهای "نظام آقای خامنه ای"
آقای خامنه ای چشم شما روشن
.
این خبرنامه داخلی که فقط بین اعضای وِیژه حزب موتلفه توزیع میشود، توسط یکی از "اخوان صفا" برای تکثیر و ارسال به دفاتر آقایان مراجع عظام تقلید در حوزه های علمیه ایران در اختیار "کجکول" قرار گرفت
یک صفحه از آن برای اطلاع عموم گراور میشود
طلاب حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی
پاسخ آيت الله العظمى منتظرى به نامه آقاى مهندس ميرحسين موسوى
متن نامه آقاي مهندس ميرحسين موسوي
بسم الله الرحمن الرحيم
مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمى منتظرى (دام ظله) با سلام ; پيرو حوادث چند ماهه اخير بيانيه ضميمه از سوى اينجانب صادر شده است . احساس نيازى كه همواره براى همفكرى و همكارى با مرجعيت گرانقدر و روحانيت متعهد وجود دارد مرا تشويق كرد تا نسخه اى از آن را جهت اخذ راهنمايى تقديم كنم . اولين هدف در اين بيانيه آن است كه اگر خشم و نارضايتى در مردم به وجود آمده است آنان تصور نكنند كه اين احساسات منفى انباشته شده در ضميرشان متوجه دين است . اين رسالتى است كه به نظر مىرسد بر عهده تمامى كسانى كه اسلام بر آنان حق حيات دارد و در رأس آنان روحانيت اسلام قرار گرفته باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف ، على الخصوص جوانان كه اينك اكثريت جامعه ما را نيز شكل مىدهند ميان برداشت هاى نادرست ، گزينشى و سطحى از دين و حقيقت آن اشتباه كنند و بر اثر هيجان هاى عاطفى از اسلام فاصله بگيرند. رسانه هاى دولتى اصرار دارند كه ما را مسبب و محرك حوادث اين چند ماهه معرفى كنند، حال آن كه رفتارهاى مسئولان كشور نه فقط در انتخابات ، بلكه از سال ها پيش هيمه هايى را انباشته بود كه با خطاهاى اين ايام شعله ور شد و با باد نخوتى كه بر آن دميدند ابعاد اين آتش روز به روز توسعه پيدا كرد. اينجانب قطعا حق را به مردمى مىدهم كه با برخوردهاى غيراسلامى ، غيرقانونى و غيرمنصفانه حقوقشان پايمال شده است ; و با استناد به مدارك غيرقابل انكار بدون ترديد اعتقاد دارم كه در انتخابات تقلب هاى سازمان يافته و وسيع رخ داده است . در عين حال اگر در موجى كه از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل كشور و اصل نظام نمى كردم ، برايم سخت نبود كه بيست سال ديگر سكوت كنم . اما اين گونه نبود و نيست كه مردم با سكوت يا سازش يك نفر دست از حركت خود بردارند، بلكه پس از مدت كوتاهى بلاتكليفى به زودى اين حركت از نو و با شكلى كور و در حالى كه به هيچ يك از دلبستگان به نظام اعتماد نداشت آغاز مىشد، و چه بسا ديگرانى كه براى اين كشور و ملت خواب هاى ناگوار ديده اند در هدايت آن به سوى منافع و مطامع خود طمع مىكردند. هدف ديگر از اين بيانيه و نيز بيانيه ها و حركات قبلى اين است كه تكاپوهاى مردم در چهارچوب نظام باقى بماند و در دام ساختارشكنى هاى خطرناك نيفتد. اين خطرى است كه اگر محقق شود به راحتى مىتواند از ايران افغانستان و عراقى ديگر بسازد. ما نمى توانيم براى خوش آمد كسانى كه نمى توانند اين خطر را ببينند وظيفه خود را در پيشگيرى از آن فراموش كنيم ، كما اين كه نمى توانيم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته هاى به حق مردم و بازگو كردن آن در گفته هاى خود از آنان دعوتى براى آرامش داشته باشيم . مرحوم ملا محسن فيض كاشانى در رساله الفت نامه غايت اكثر تكاليف شرعيه را حصول محبت و الفت اجتماعى ذكر مىكند. نتيجه اى كه از اين محبت و الفت ناشى خواهد شد همان چيزى است كه در علوم جديد از آن با عنوان شبكه هاى اجتماعى نام مىبرند، به عنوان راهى براى مهار حكومت و بازداشتن آن از تكرار خطاهايش ، و به مثابه روشى كه به سرزندگى اجتماعى بينجامد و بسترى كه توان ها و عواطف به هيجان آمده را در بستر خود جاى دهد و از سرريزهاى تخريب كننده آن جلوگيرى كند، تقويت شبكه هاى اجتماعى در اين بيانيه توصيه شده است . اين پيشنهاد مىتوانست بنا بر آن چيزى كه فيض مىفرمايد رونويسى از نسخه اسلام تلقى شود، اگر چه كسانى كه در بى انصافى مبالغه مىكنند آن را رونويسى از نسخه سيا خوانده اند. و سرانجام در اين بيانيه راهكارهايى براى برون رفت از بحران فعلى ارائه شده است كه اميدوارم مورد اعتنا قرار گيرند
پاسخ آيت الله العظمي منتظري
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاى مهندس ميرحسين موسوى دامت توفيقاته
31 شهريور ماه 1388 - 2 شوال 1430
قم المقدسة - حسينعلى منتظرى
Monday 21 September 2009
درود بر مرجعیت یکپارچه جهان تشیع

جهان بر ابروی عید،ازهلال وسمه کشید
هلال عید،درابروی یار،باید دید

عید فطر بر جهان تشیع مبارک باد
سخنرانی اخیر آقای علی خامنه ای آخرین لکه ابر های شبهه را زدود
در شرایطی که عموم مراجع عظام کسب اعترافات در شرایط خفقان زندان و سلولهای تیره و ظلمانی قرون وسطایی را حرام و استناد به آن را درباره خود شخصی که جبراً وادار به اعتراف شده، یا برعلیه اشخاص ثالث فاقد ارزش شرعی –قانونی شمرده اند، علی خامنه ای اعتراف شخص محبوس و مجبور و زندانی – فاقد اختیار- را در برابر دوربین های "صدا و سیما" بر علیه شخص معترف نافذ دانست و نظر آقایان علما و مراجع عظام را "مهمل" خواند
حضرات مراجع
دلیل این بی اعتنایی آقای خامنه ای به نظر مرجعیت در آن است که ایشان فاقد تحصیلات حوزوی جامع است. ایشان اصلاً و اساساً آگاهی به فقه و زیر و بالای احکام شریعت را ندارد و به دو چوبدست زیربغلش یعنی محمدتقی مصباح یزدی و محمود هاشمی شاهرودی تکیه میزند که این دو نیز کارنامه اقوال و افعالشان در سنوات قبل و بعد از نهضت امام راحل – ره- روشن و بینیاز از بسط مجدد است. امام راحل نیز به ناتوانی آقای علی خامنه ای در داشتن فهم صحیح از نظریه "ولایت فقیه" بطور کتبی و ضمن نامه ای اشاره کرده بود، و از جانب دیگر، یکی از شاگردان قدیمی امام راحل – که برادر خانم آقای خامنه ای نیز هست – از همان سنوات ماضیه به عدم صلاحیت اخلاقی ایشان
آیا جز آن است که به تواتر، خصلت دروغگویی احمدی نژاد برای عموم مردم به اثبات رسیده است؟! آیا جز آن است که محمود احمدی نژاد در حضور حضرت آقای جوادی آملی و سایر اطرافیان ایشان در بیت ایشان در شهرقم دربرابر دوربین فیلمبرداری ادعا کرد که در سازمان ملل در میان هاله ای از نور احاطه شده بود، و در مدت بیست دقیقه سخنرانیش عموم سران ممالک دنیا و نمایندگانشان که در جلسه حاضر بودند چشم برهم نزدند؟! و آیا جز آن است که این اباطیل و لاطائلات را که مضبوطاً و مستنداً به صورت فیلم و صدا موجود است، یکجا در اثنای مناظره با حضرت حاج شیخ مهدی کروبی دربرابر انظار پنجاه میلیون بیننده تلویزیونی انکار کرد؟! آیا جز آن است که اغلب اعضای دولت نهم و کارگزارانشان دارای مدارک جعلی و تقلبی دکترا از مراکز موهوم بودند و سالها باجعل و تقلب از بیت المال حقوقهای کلان و گزاف میگرفتند و احمدی نژاد یکایک این متقلبان و جاعلان را شناسایی ودستچین کرد، وبجای بازخواست و مجازات آنها، دانه درشتهایشان را در حساسترین پستهای اجرایی مملکت و نظام قرار داد و آبروریزی بزرگی در ایران وجهان براه انداخت و بعد هم بی اعتنا از کنار آن گذشت و دوباره آنها را در مناصب دیگری در دولت دهم قرار داد؟ پس به این دلیل و به هزاران قرینه و شاهد مشابه دیگر، این فرد فاقد صلاحیت اخلاقی است و به دلیل غلبه خصلت دروغگویی بر روح و روان بیمارش، بالضروره فاقد صفت عدالت است. در این صورت نه خود او صلاحیت ریاست بر قوه مجریه را دارد، و نه کسی مانند علی خامنه ای که اقرار میکند که احوال شخصیه و آرا و نظریاتش به احمدی نژاد نزدیکتر از دیگران است!!؛
آیا جز آن است که محمود احمدی نژاد در دوران دولت نهم بارها مورد شماتت مراجع تقلید قرار گرفت؟ آیا جز آن است که او همیشه کوشیده تا از مراجع به عنوان ابزار کار، برای کارسازی امور خود سوء استفاده کند؟ چرا؟! چون محمود احمدی نژاد از اسلام و از تشیع و از فقه جعفری چیزی نمیفهمد. نه این که این مقولات در حوزه صلاحیتش نیست، نه!! این مقولات در حوزه اعتقاداتش نیست. او اعتقاد به مبانی دیگری غیر از اسلام دارد و دلیل بارز این امر نیز اصرار و ابرام زائدالوصف او به بالاکشیدن و برتر نشاندن اسفندیار رحیم مشائی است که مخالفتش با اصول اولیه اسلام برهمه کس آشکار شده است. محمود احمدی نژاد قلباً به مرجعیت وقعی نمیگذارد چون قبلهء اعتقاد و نقطه الهامش اسفندیار رحیم مشایی است. او کمربه خدمت منویات رحیم مشایی بسته و مجموعه ارکان دولت و دستگاه های اجرایی تحت مجموعه ریاست جمهوری را یکجا و بطور دربست در اختیار رحیم مشایی قرار داده و اخیراً او را به "ریاست نهاد ریاست جمهوری" نیز بالاکشیده است. علاوه بر این در گسترش قلمرو نهاد ریاست جمهوری نیز کوشیده و بر قسمتهائی که خارج از قلمرو نهاد ریاست جمهوری بوده دست تصرف گشوده و مثلا تلاش نافرجامی روا داشته تا سازمان حج و اوقاف را ازشمول مسئولیت حجت الاسلام ریشهری خارج و ضمیمه سازمان گردشگری و جلب سیاحان تحت زعامت اسفندیار رحیم مشایی کند. .. امری که همه دیدند
حالا که اطاعت او نسبت به اوامر و نواهی اسفندیار رحیم مشایی روشن شده، مشخص میشود که "ولی امر" محمود احمدی نژاد نه "امام زمان –عج" و نه حتی "رهبر نظام"، بلکه اسفندیار رحیم مشایی است. اما وقتی چنین شخصی را علی خامنه ای مورد حمایت خود قرار میدهد و بالصراحه اقرار میکند که نظریات او و احمدی نژاد بهم شبیه و نزدیک است، لازم می آید که بالضروره بپذیریم که "ولی امر" آقای خامنه ای نیز کس دیگری جز اسفندیار رحیم مشایی نیست
آقای خامنه ای اجماع مرجعیت را درباره روز عیدفطر پسِ پشت نهاده و آخرین روز ماه صیام را عیدفطر اعلام کرده است! چرا؟ چون وقعی به جایگاه مرجعیت شیعه نمیگذارد. علی خامنه ای از آنجا که با فقه جعفری و شریعت مقدسه اسلام کاملا نآشنا و بیگانه است، تلاش میکند تا با کارهایی از قبیل ایجاد تضییق و فشارهای روانی، سرکوب و پلمب کردن حسینیه مراجع، دزدیدن و حبس و شکنجه اهل بیت مراجع عظام از یک طرف و از طرف دیگر با بالابردن بودجه مراکز وابستهء حوزوی مثل موسسه مصباح و موسسات مشابه، استقلال را از مرجعیت شیعه بگیرد و این شعلهء روشن را بعد از بیش از دوازده سده به خاموشی و افول بکشاند
امروزه مرجعیت شیعه در شرایط تاریخی بس خطیری قرار گرفته است. عده ای شیطان پرست و پیروان لُژ محفلی "ساتانیسم" به پیشوائی "اسفندیاررحیم مشائی" بازوهای اختاپوسی خود را بر حوزه علمیه قم – قلب تپنده جهان تشیع- بازکرده، و سراسر ارکان نظام جمهوری اسلامی را زیر نظارت خود درآورده اند. آخوندکهای متشّبه به اهل علم، که بوئی از علوم دینیه به مشامشان نرسیده، سرنوشت شومی را برای حوزه رقم زده اند. مرکزی که ریاست آن را محمدتقی مصباح یزدی برعهده دارد و کارخانه ای است که از درون آن اخوندکهایی – که ننگ لباس روحانیتند- امثال قاسم روانبخش بیرون می آیند، حوزه علمیه را به عطله و وقفه کشانده، و در آنجا مرکز رزمهای تن به تن و ورزشهای چینی و ژاپنی و کره ای دایر کرده اند!! آخوندکهای بیسواد و عقب مانده ای مانند طائب و ذوالنوری و سعیدی ومجموعه باند فعال در سایت رجانیوز و زیرمجموعه آن ، روزنه های فیض فیضیه را بسته و دالانهای مخفی به درکات دوزخ را گشوده اند. این هرم محفلی شیطان پرستهای وابسته به لژ بین المللی "ساتانیسم" بر سراسر ایران چنگ انداخته و حقیقتا مانند اختاپوسی عمل میکند. اختاپوس دارای دو خصلت است، خصلت اول اختاپوس آن است که با هشت پای خود بر سراسر بدنِ طعمه خود میپیچد و با دریچه های مکنده خود مانند زالوهای متعدد، خون طعمه را طعام خود میکند – همچنان که باند "خامنه ای- احمدی نژاد" سالهاست ذخائر تحت الارضی و بیت المال وطن ما را چپاول میکنند، و ایران را به سرای ویران، و اکثریت مستضعفان ایرانی را به فقیرترین مردم جهان تبدیل نموده، و همه ثروتهای ملی را تاراج و حراج کرده اند- ؛ و خصلت دوم اختاپوس آن است که برای پوشش طرحها و توطئه ها و حرکات خود و استتار کردن خود در میدان مقابله با حریف، به سیاه کردن و ظلمانی کردن محیط اطرافش مبادرت میورزد و به همین سبب در زبان فارسی به اختاپوس "ماهی مرکب" نیز میگویند. و این همان کاری است که علی خامنه ای با استفاده از وسایل ارتباط جمعی و رادیو و تلویزیونی که هزینه گرداندن آن از محل بیت المال مسلمانان تامین میشود، برعلیه اسلامیت و جمهوریت و در دشمنی با مرجعیت انجام میدهد. اینجاست که مرجعیت گرانقدر شیعه، باید با شجاعت علوی به تحریم کامل تصرف این اختاپوس مخوف در سرنوشت وطن و هموطنانمان فتوای اجماعی دهد و در این کار درنگ و اهمال نکند که وقتی آتش فتنه ها زبانه بزند خدای نکرده خشک و تر را یکجا خواهد سوزاند، اساس اسلام را در معرض هدم و انقراض قرار خواهد داد و حوزه ها را طعمه تاراج "عرفانهای نوظهور سرخپوستان آمریکا" قرار خواهد داد که به تازگی احمدی نژاد و حسن عباسی و محمدعلی رامین برایشان پستان به تنور میچسبانند و سنگ به سنیه میزنند

با عرض تبریک و ارادت مجدد
فضلا ، مدرسان و طلاب حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی
Friday 18 September 2009
استفتاء بسیار مهم از حضرت آیت الله العظمی منتظری درباره اقامه نماز عید سعید فطر
حضرت آیت الله العظمی منتظری وفقه الله و سلمه
.
با عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن عید سعید فطر
از آنجا که بنا به فتاوی صریح حضرت مستطاب عالی، آقای خامنه ای مسجلاً فاقد صلاحیت برای امامت جماعت مسلمانان است، مصلحت امت مسلمان و شریعت مقدسه اسلام و مذهب درخشان تشیع اثنی عشری اقتضاء میکند که بلادرنگ هرگونه تساهل و استمهال در امر الهی کنار گذاشته شود و حضرت سرکار مستطاب عالی شخصیتی را که دارای صلاحیت اقامه نماز عیدسعید فطر است معرفی بفرمائید تا مسلمانان به او اقتداء کنند
اگر به دلیل بیم برای سلامتی اعضاء خانواده محترم، امکان تصدی نماز عیدسعید فطر توسط شخص جنابعالی ممکن نباشد و امکان معرفی امام جماعت صالح نیز به همین دلیل میسر نباشد، حداقل اقتضای مصلحت آن است که حضرت مستطاب عالی عموم مسلمان را در ایران را به چشم پوشی از شرکت در هرگونه نمایش نماز فطر که توسط آقای خامنه ای یا نُوّاب ایشان برگزار شود، امر بفرمائید
در هرحال وقوف تامه دارید که سکوت در قبال اقامه صلوه - که رکن دین اسلام است- اعانت به ظالمان در ظلم آنها نسبت به اصل اسلام و قرآن و مجاهدتهای رسول اکرم و ائمه هدی و معصومین صلوات الله علیهم اجمعین میباشد
با تبریک عید سعید فطر
علما و فضلا و مدرسان حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی
کنار گذاشتن خامنه ای معزول، اولین قدم برای بیرون رفتن از وضع بحرانی و بیسامان است
نامه فضلا و مدرسین وطلاب حوزه علمیه قم
.
قال الله تبارک و تعالی: واذا حکمتم بین الناس فاحکموا بالعدل
حضرات آیات و علمای اعلام اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری
سلام علیکم
محترما، با استناد به نهجی که قاطبه علما بر آن وقوف دارند «عدالت» شرط زعامت و امامت است و حتی اگر از امام جماعتی دروغ واحدی مشاهده شود از عدالت ساقط و اقتدا بدو جایز نیست چه رسد که حق الناسی ولو صغیر برعهده او باشد و ستمی بر یک فرد نماید. رهبر فقید انقلاب حضرت آیت اله العظمی امام خمینی می فرمایند:«عالم و عادل بودن از خصال ضروری ولایت فقیه است و فقیه اگر دیکتاتوری کند خودبخود معزول است».
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و اکابر علمای صدر انقلاب برای اینکه مانع ظهور مجدد دیکتاتوری آنهم تحت لوای دین شوند مجلس خبرگان رهبری را پیش بینی کردند اما در دوره رهبری [آیت الله] آقای خامنه ای با وضع نظارت استصوابی به نحوی عمل شد که نمایندگان مجلس خبرگان عملا منتخب فقهای شورای نگهبان باشند که فقهای این شورا هم منصوب رهبرند و به عبارت اخری، نمایندگان خبرگان رهبری که باید بر رهبری نظارت کرده و مانع توسل او به زور و دیکتاتوری شوند خود در یک انتخاب دو درجه ای منصوب رهبری هستند و به این وسیله ولایت فقیه، میراث امام راحل را که برای مانع شدن ازدیکتاتوری بود به خلافت و سلطنت روحانی مبدل کردند.
بخاطر تجربه تلخ ديكتاتوري زمان شاه ، خبرگان قانون اساسي تصميم گرفتند نيروهاي مسلح و تلويزيون را كه وسيله اصلي سركوب است و هر كس آنها را داشته باشد قدرت اصلي را در دست دارد از چنگ قواي سه گانه بيرون آورند تا هيچيك نتواند بر ديگري فائق شود و ديكتاتوري به وجود آورد و مجلس خبرگان رهبري را هم قرار دادند تا از جانب ملت بر رهبري نظارت كند كه خود او از اين قدرت براي ديكتاتوري استفاده نكند اما آقاي خامنه اي سپاه را به گارد شخصي خود و راديو و تلويزيون را به مبلغ و مدافع خود و آلات قدرت ملت را به آلات شخصي خود بدل كرده است. در سازمان عظيم راديو و تلويزيون نه تنها مردم بلكه شخصيت هاي انقلاب و نظام كه اندكي با مواضع ايشان زاويه دارند امكان حضور و بحث و نقد ندارند و وسايل قدرت را به وسيله سركوب منتقدان خود تبديل كرده اند.
در سنوات ماضیه کثیراً شاهد ارتکاب ظلم های فاحش و موحش، با نظارت و اطلاع مقام رهبری و امر یا سکوت ایشان نسبت به این امور بوده ایم. از حبس و حصر مراجع متعدد تقلید گرفته تا پادگانی کردن حوزه علمیه قم و سایر حوزه ها که افتخارشان در طول تاریخ، استقلال از حکومت بوده است و بازگذاشتن دست ایادی وابسته به قدرت برای تطاول به حیثیت و امنیت علما و مدارس، و اینکه در سا لهای اخیر روزی نیست که خبر توقیف روزنامه ای یا دستگیری و آزار منتقدانی منتشر نشود. رهبر جمهوری اسلامی بخاطر بیماری "دیگر هراسی" (که فراتر از بیماری "بیگانه هراسی" است و هرکسی را که تابع او نباشد دشمن می پندارد) در هر سخنرانی بیش از همه چیز از "دشمن خارجی" می گوید و تمام دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی را به سوی کشف دشمن در همه جا و همه چیز سوق داده است و همه انتقادات را با سلاح انتساب به «دشمن» می کوبد.
چنان دیکتاتوری حاکم شده است که ما نیز به عنوان مدافعان حریم شریعت و دیانت با وجود اینکه با کثیری از شما حضرات مؤانست داریم اما ناچار از تقیه هستیم اما این تقیه دائمی نخواهد بود و این شکایت اگر رسیدگی نشود آخرین نخواهد بود.در این شکایت از بیان مدلل صدها مصداق ستم ها و دروغ ها و امر به منکر ها و نهی از معروف ها صرفنظر کرده و به جدید ترین مصداق های متأخر اکتفا می کنیم که دستاورد آن بازداشت هزاران شهروند و مجروح شدن صدها تن که بعضا آثار آن تا سالیان متمادی خواهد ماند و شهادت دهها تن از مردم بیگناه و زندانی کردن دهها تن از شخصیت های برجسته سیاسی و علمی کشور که در انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی نقش مؤثری داشته اند بوده است. امید داریم با رسیدگی مجلس خبرگان به مرحله بیان کارنامه گذشته نرسیم که خداوند متعال می فرماید «ولاینال عهدی الظالمین».
منع خشونت آمیز حق برگزاری اجتماعات
برگزاری اجتماعات حق قانونی و شرعی است.وفق اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «تشكيل اجتماعات و راه پيمايي ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است». خبرگان قانون اساسی در هنگام وضع این قانون تصریح کرده اند که دولت فقط باید از راهپیمایی ها اطلاع قبلی داشته باشد و موظف است امنیت راهپیمایی ها را حفظ کند و پیشنهاد توطئه آمیز نبودن راهپیمایی به بجث گذاشته می شود اما به دلیل اینکه احتمال دادند بهانه ای برای سوء استفاده وجلوگیری از حق تظاهرات مردم گردد با آن مخالف شد و رای نیاورد (جلداول.صص 683 تا685 و 710 تا 721 و جلد 3 صص 1760 تا 1761)
خداوند متعال در آیه شریفه «لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم» حتی فریاد زدن را در خصوص کسی که مورد ظلم واقع شده جایز می داند چه رسد که این ظلم به آرای یک ملت و به نظامی اسلامی باشد. ما مجاز نیستیم مشروعیت نظام جمهوری اسلامی را قربانی مشروعیت انتخاب شخصی کنیم که با روش های نادرست و غیر قانونی و شرعی می خواهد سکان دولت را در دست بگیرد.
اجازه خشونت و کشتار مردم توسط [آیت الله ] آقای خامنه ای
رسانههاي انحصاري دولتي ميكوشند به مردم نجيب و مسالمتجوي ما تهمت اغتشاشگري بزنند اما دو راهپيمايي در روزهاي دوشنبه 25 خرداد و چهارشنبه 27 خرداد خط بطلاني است بر اين اتهامات. هر بار جمعيتي بيش از يك ميليون نفر دست به راهپيمايي زدند و در اين جمعيت عظيم كه مسيري چندكيلومتري را طي كرد حتي يك شيشه شكسته نشد، يك شعار سر داده نشد و خوني از بيني كسي بيرون نيامد. اين دو حركت باشكوه نشان داد كه مردم فقط به انتخاباتي متقلبانه اعتراض دارند و نظام و اسلام و پليس و سپاه و بسيج را از خودشان ميدانند اما متاسفانه درپی سخان تند مقام رهبری در نماز جمعه 29 خرداد 88 بود که روز شنبه از سحرگاهان با گسيل دهها هزار نيروي امنيتي و لباس شخصي كه بعضا از نقاط ديگر آورده شده بودند شهر بزرگ تهران را بدون اعلام رسمي تبديل به حكومت نظامي كردند و همان مردم مسالمتجو را كه براي تكرار راهپيمايي آرام خود در مسير انقلاب تا آزادي آمده بودند مورد حمله قرار دادند و براي جلوگيري از شكلگيري هرگونه تجمع به محض اينكه چند نفر را با همديگر ميديدند با باتوم مورد ضرب و شتم قرار ميدادند و با اين رفتار تحريكآميز و تحقيركننده خود موجب واكنش مردم شدند. صدها نفر را زخمي و بازداشت كرده يا به شهادت رساندند هم آنان را اغتشاشگر ناميدند.
مسوولاني كه با تدارك اين تحريكها زمينهسازحوادث خونين شنبه شدند بايد پاسخگو باشند و با ضرب و زور راديو و تلويزيون و زندان نميتوان جاي شاكي و متهم را عوض كرد.
درخطبه هاي نماز جمعه آيت الله خامنه اي (29خرداد1388) آمده است: «درداخل كشور هم عوامل اين عناصر خارجي به كار افتادند و خط تخريب خياباني شروع شد؛ خط تخريب، خط آتش سوزي، اموال عمومي را آتش بزنند، حريم كسب و كار مردم را ناامن كنند، شيشه هاي دكان مردم را بشكنند، اموال بعضي از مغازه ها را به غارت ببرند، امنيت مردم را از جانشان و مالشان سلب كنند؛ امنيت مردم مورد تطاول اينها قرارگرفت. اين ربطي به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، اين مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست نشاندگان سرويسهاي جاسوسي غربي و صهيونيست است.»
«من از همه ميخواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستي نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن،به عهده آنهاست...اين تصور هم غلط است كه بعضي خيال كنند با حركات خياباني، يك اهرم فشاري عليه نظام درست مي كنند و مسئولين نظام را مجبور مي كنند، وادار مي كنند تا به عنوان مصلحت، زيربار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولا تن دادن به مطالبات غيرقانوني، زيرفشار، خود اين، شروع ديكتاتوري است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبه غلطي است. عواقبي هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيما متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهدشد. اگر لازم باشد مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.»
این شیوه برخورد تهدید آمیز با کسانی بود که خواسته روشنی داشتند و می گفتند کار ساده ای مانند تطبیق کدملی رای دهندگان ثبت شده در دسته های تعرفه های رأی با کدملی موجود در رایانه سازمان ثبت احوال انجام گردد اما با جار و جنجال و پیشنهاد های اغوا کننده ای مانند شمارش ده درصد صندوق هایی که سه هفته بود نزد وزارت کشور بود و هر کاری می خواستند با آن کرده اند افکارعمومی را از پیشنهادات اصلاح طلبان منحرف می کردند و به خشونت ها ادامه می دادند.
تهدید به خشونت و مقابله:
برای تحریک احساسات حامیان خود و نشان دادن اینکه برای مقابله با معترضان (نه شنیدن حرف آنان و داوری بیطرفانه)تا پای جان ایستاده است خطبه ها با سخنان زیر تمام شد«يك خطاب آخري هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيه الله (ارواحنا فداه): اي سيد ما! اي مولاي ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلي دارم، جسم ناقصي دارم، اندك آبرويي هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؟ همه اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و درراه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاي ما، دعا كن براي ما؛ صاحب ما توئي؛صاحب اين كشور توئي، صاحب اين انقلاب توئي، پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاي خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيباني بفرما»( كيهان چهارشنبه 3 تیر 1388- شماره 19394)
«اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتي آنهايي كه رأي نياورند، اردوكشي خياباني بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛بعد آنهايي كه رأي آورده اند هم، در جواب آنها، اردوكشي كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمي كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت وآمد آنهاست، محل زندگي آنهاست، اينها چه گناهي كردند؟ كه ما مي خواهيم طرفدارهاي خودمان را به رخ آنها بكشيم؛ آن طرف يك جور، اين طرف يك جور. براي نفوذي تروريست- آن كسي كه مي خواهد ضربه تروريستي بزند- مسئله او مسئله سياسي نيست؛ براي او چه چيزي بهتر از پنهان شدن درميان اين مردم؛ مردمي كه مي خواهند راهپيمايي كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششي براي او درست كند، آنوقت مسئوليتش با كيست؟ الان همين چند نفري كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادي، ازبسيج، جواب اينها را كي بناست بدهد؟ واكنشهايي كه به اينها نشان داده خواهدشد- تو خيابان ازشلوغي استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروي انتظامي را ترور كنند- كه بالاخره واكنشي به وجود خواهدآورد، واكنش احساسي خواهدبود. محاسبه اين واكنشها با كيست؟»
قانون ستیزی رهبر در انتخابات ، ریشه اصلی درگیری ها و خونریزی ها:
[آیت الله]آقای خامنه ای در خطبه های نماز جمعه گفتند:«قانون فصل الخطاب است؛ قانون را فصل الخطاب بدانيد. انتخابات اصلا براي چيست؟ انتخابات براي اين است كه همه اختلافها سرصندوق رأي حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاي رأي معلوم شود كه مردم چي مي خواهند، چي نمي خواهند؛ نه در كف خيابانها» اما کسی که نخستین گام را برای قانون شکنی برداشت و موجب شد نامزدها و مردم مطمئن شوند که اعتراضات و شکایت بی حاصل است وتصمیم به رئیس جمهور شدن احمدی نژاد از قبل اتخاذ شده است شخص رهبری بود.
شاه بیت فرمایشات ایشان در نماز جمعه تاکید بر رعایت قانون بود. سخنی که این روزها بارها دررسانه ملی! از زبان دیگران هم مطرح شده است تا معترضان را قانون شکن جلوه دهند اما اعتراض ها فقط و فقط بخاطر این بود که در تمام مراحل انتخابات، قانون شکسته شده است و مدارک و دلایل آن تفصیلا در اختیار شورای نگهبان قرار گرفت و منتشر هم شد. تاکید بر رعایت قانون مغتنم بود و به همین دلیل این پرسش به وجود می آید که چرا ایشان برخلاف قانون عمل کرد و با ایجاد بی اعتمادی مطلق راه را برای درگیری مفتوح ساخت. طبق ماده 80 قانون انتخابات ریاست جمهوری، كسانی كه از نحوه برگزاری انتخابات شكایت داشته باشند ، می توانند ظرف سه روز از تاریخ اخذ رأی شكایت مستند خود را به ناظرین شورای نگهبان یا دبیرخانه این شورا نیز تسلیم دارند. وطبق ماده 79 این قانون نیز مقرر می دارد که شورای نگهبان ظرف یك هفته و در صورت ضرورت حداكثر ده روز پس از دریافت نتیجه انتخابات ریاست جمهوری نظر قطعی خود را نسبت به انتخابات انجام شده به وزارت كشور اعلام و وزارت كشور از طریق رسانه های گروهی نتیجه نهایی را به اطلاع مردم خواهد رساند و پس از آن است که از نظر قانونی می توان فرد منتخب را رئیس جمهور نامید، اما برخلاف نص صریح قانون درست یک روز پس از اعلام نتایج و قبل از رسیدگی شورای نگهبان به اعتراضات و شکایات و صحه گذاشتن آن بر انتخابات ، مقام محترم رهبری فرمودند "انتخابات 22 خرداد، با هنرنمائی ملت ایران، نصاب تازهئی در سلسلهی طولانی انتخابهای ملّی پدید آورد. مشاركت بیشاز هشتاد درصدی مردم در پای صندوقها و رأی بیستوچهار میلیونی به رئیس جمهور منتخب، یك جشن واقعی است."آیا این سخنان تنفیذ زودهنگام نیست؟
در همین خطبه ها ضمن اینکه دیگران را از اجتماعات اعتراض آمیز که طبق اصل 27 قانون اساسی حق ملت است نهی فرمودنداعلام کردند اگر کسی اعتراضی دارد از مجاری قانونی پیگیری کند اما در همین سخنان تاکید داشتید که نتیجه انتخابات همین است که اعلام شده و امکان تغییر آن وجود ندارد و بدون توجه به انبوه دلایل و مدارک نامزدها درباره اشکالات موجود در انتخابات مجددا بر 24 میلیون رای یک نامزد صحه گذاشتید در حالی که هنوز هم شورای محترم نگهبان نظر قطعی خود را اعلام نکرده است. به عبارت ساده ، فرموده اند معترضین از طریق قانونی شکایت خود را پیگیری کنند اما مطمئن هم باشند که به جایی نمی رسد. بنابراین توصیه ایشان مفهومی جز تسلیم شدن بدون دلیل به نتایج اعلام شده ندارد. اگر فقط یک نفر معترض بود شاید شایبه ای در آن القا می شد اما هر سه نامزد دیگر و حتی نامزدی که به رئیس فعلی دولت تبریک گفته معترض بوده و مدارکی متقنی برای اثبات تقلب ارائه کرده اند. ما با کدام حجت شرعی و قانونی مجاز هستیم تسلیم نتایج نادرست اعلام شده شویم.
اشتباه تایید شمار آراء اعلام شده که درست ساعاتی پس از انتخابات صورت گرفت وقتی که تکرار شد نشان داد دیگر یک اشتباه نیست بلکه یک جباریت است زیرا پس از بروز اعتراضات هم ایشان در همان خطبه های 29 خرداد با وجود اینکه دم از قانون می زد بازهم علیرغم اینکه هنوز شورای نگهبان شکایت را بررسی نکرده و نظر خود را اعلام نکرده بود بر رای 24 میلیونی احمدی نژاد تاکید کرد و گفت:«خط انقلاب، چهل ميليون رأي دارد؛ نه بيست وچهارونيم ميليون كه رأي به رئيس جمهور منتخب است. چهل ميليون به خط انقلاب رأي دادند». این حرف نشان داد علیرغم اینکه به معترضان می گوید باید اعتراض خود را از راه قانونی پیگیری کنید تا تظاهرات خیابانی اما در همان خطبه ها نیز پیشاپیش اعلام می کند که رای احمدی نژاد همان 24 میلیون است و علاوه بر این اعلام می کند که این نتایج تغییر نخواهد کرد و دستکاری نخواهد شد چون اعتماد مردم را از بین می برد:«دشمنان همين اعتماد مردم را هدف گرفته اند؛ دشمنان ملت ايران مي خواهند همين اعتماد را درهم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايه جمهوري اسلامي است، مي خواهند اين را از جمهوري اسلامي بگيرند؛ مي خواهند ايجاد شك كنند، ايجاد ترديد كنند درباره اين انتخابات و اين اعتمادي را كه مردم كردند، تا اين اعتماد را متزلزل كنند.
دشمنان ملت ايران مي دانند كه وقتي اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتي مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها اين را مي خواهند؛ هدف دشمن اين است. مي خواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهوري اسلامي بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. اين، آن چيزي است كه با هيچ خسارت ديگري قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمي اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را مي خواهد.
اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هي دارند دائماً به گوشها مي خوانند، تكرار مي كنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. مي خواستند زمينه را آماده كنند. من آن وقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفي را كه دشمن مي خواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئيد. نظام جمهوري اسلامي مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سي سال است كه نظام جمهوري اسلامي با مسئولانش، با عملكردش، با تلاشهاي فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن مي خواهد اين اعتماد را بگيرد... خواستند كام شما را تلخ كنند و نگذارند بالاترين نصاب مشاركت جهاني را دنيا به نام شما ثبت كند. خواستند اين كارها را بكنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نمي شود آن را دستكاري كرد»بنابراین شورای نگهبان نیز برفرض اینکه می خواست بی طرف باشد با وجود تکرار و تاکید ایشان از فردای انتخابات در مورد میزان آرا و نتایج آن دیگر راهی جز تایید نداشت چون جسارت رعایت قانون را که مقابله کردن با رهبر بود را ندارد.
قانون ستیزی رهبر:
حضرت امام خمینی(ره) در کتاب ولایت فقیه فرموده اند: «حکومت اسلام حکومت قانون و حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست . همه افراد از رسول اکرم(ص) گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد تا ابد تابع قانون هستند». «حاکم در حقیقت قانون است و همه در امان قانونند». علیهذا قانون، خون جاری در رگ های نظام اسلامی است اما آیا در این سال ها قانون نقض نشده است؟ آیا توقیف یا لغو مجوز بیش از دویست نشریه در چندسال اخیر که بسیاری از آنها قبل از محاکمه، توقیف شدند و یا در محاکمات آنها قانون نادیده گرفته شد (در صورت لزوم تمام موارد را با دلایل و مدارک اعلام خواهیم کرد) و نظرمقامات بلند پایه قضایی هم در بسیاری از این موارد نادیده گرفته شد قانون شکنی نبود و سزاوار اعتراض نیست؟ اگر لازم بدانید صدها مورد قانون شکنی آشکار و نقض گسترده حقوق شهروندان را با دلایل و مدارک ارائه خوام داد که متاسفانه یک بار هم مورد اعتراض واقع نشده اند و اگر شده بود کار ما امروز به اینجا نمی رسید.
بازداشت های گسترده پس از اعلام نتایج انتخابات چه معنایی داشت؟ در حالی که بسیاری از شخصیت های برجسته کشور که التزام قلبی و عملی شان به کشور و نظام بیش از کسانی است که در 4 سال اخیر نظام را با بحران روبرو کرده اند و جرمی جز تلاش برای افزایش مشارکت مردم نداشته اند دستگیر می شوند و در دستگیری آنها قانون حقوق شهروندی مصوب مجلس و شورای نگهبان زیر پا گذاشته می شود و افرادی که با یک احضاریه با پای خود به هر مرجعی می آمدند شبانه و سحرگاه برخلاف اصول 32 و 37 قانون اساسی و قانون حقوق شهروندی بازداشت می شوند که ممنوعیت قانونی دارد و باز هم برخلاف قانون به آنها چشم بند زده می شود تا توهین و تحقیر کنند آیا این رفتارهای قانون شکنانه سزاوار اعتراض نیست؟ چرا [آیت الله]آقای خامنه ای متعرض این بازداشت ها و خشونت ها و قتل ها و قانون شکنی های گسترده در جریان دستگیرها نشدند؟ چرا نام دهها تن از شهروندان عادی که بازداشت شده اند اعلام نمی گردید و اجازه وکیل داشتن که طبق اصل 35 قانون اساسی وبند 3 قانون حقوق شهروندی و ماده واحده مصوب مجمع تشخیص مصلحت درسال 1370 که دادرسی بدون وکیل را باطل می داند و نیزطبق سایر قوانین،حق آنهاست به آنها داده نشد؟ آیا اینها قانون شکنی نیست؟
اعترافات:
در اعترافات افراد بازداشت شده، جملاتی با شباهت فراوان به سخنان زیر از [آیت الله] آقای خامنه ای به چشم می خورد: «ساز و كارهاي قانوني انتخابات در كشور ما اجازه تقلب نمي دهد. اين را هر كسي كه دست اندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصديق مي كند؛ آن هم در حد يازده ميليون تفاوت! يك وقت اختلاف بين دو رأي، صدهزار است، پانصدهزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جوري تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور مي شود تقلب كرد!». این شباهت حیرت انگیز نشان می دهد که هدف از بازداشت اصلاح طلبان این بود که آنان را در شرایط زندان و شکنجه مجبور کنند اظهارات ایشان را در نماز جمعه تصدیق نمایند و این عملی باطل و گناه و مجرمانه است.
هزار سال است فقهای شیعه اقرار در زندان و در شرایط خوف را باطل می دانند و قوانین رسمی کشور هم آن را بی اعتبار می داند اما در دوره زعامت [آیت الله]آقای خامنه ای بارها اشخاصی را به بند کشیده و اقاریر آنها را با هدف های سیاسی از رسانه متعلق به ملت بدون اذن ملت پخش کرده اند هر چند برخلاف شرع و قانون بوده است. در حوادث اخیر نیز عده ای از شخصیت ها و جوانان را به زندان برده و تحت شکنجه جسمی و یا شکنجه روحی قرار داده و از زندان به همراه مامور به بیدادگاه فرمایشی و خلاف شرع آوردند تا آنچه را به آنها دیکته شده بود در مورد پیوند با منافقین و بیگانگان و غیره بر زبان آورند. حال آنکه اگر خود جناب آقای خامنه ای را هم فقط یک هفته به همین سلول ها ببرند به مسائلی بیش از اینها اعتراف خواهند کرد.تحریف واقعیات:درخطبه های تاریخی ایشان با اشاره به جنایت هواداران ایشان در کوی دانشگاه به گونه ای سخن گفته ئشده است که گویی هم آنها که مضروب و مجروح و کشته شدند بسیجی بودند و هم آنانکه کشته اند زیرا می گویند:« انسان دلش خون مي-شود از بعضي از اين قضايا؛ بروند توي كوي دانشگاه، جوانها، دانشجوها را- آن هم دانشجوهاي مؤمن و حزب اللهي را، نه آن شلوغ كن ها را- مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبري هم بدهند! دل انسان خون ميشود از اين حوادث». مضمون کلام هم این است که گویا اگر اگربه خانه دانشجویان حمله کرده و معترضان را می زدند اشکالی نداشت. آیا اطلاع ایشان از حادثه خونین کوی دانشگاه از منابع موثق بود؟ اگر از ماهیت مهاجمان اطلاع نداشتند به گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس شورای اسلامی مراجعه می کردند تا معلوم شود در این چند روز معترضان به انتخابات اغتشاش و جنایت کردند یا مدافعان دولت کنونی و همان لباس شخصی هایی که سال هاست در کمال امنیت ، امنیت را از مردم سلب کرده خشونت می آفرینند. همان کسانی که عضو شورای شهر را ترور می کنند و مجازات نمی شوند و کوی دانشگاه را در سال 87 به خون کشیدند و تبرئه شدند.شکستن حریم خصوصی مردم:
در حوادث اخیر گزارش های وافره ای واصل گردیده است مبنی براینکه اگر مردم از چنگ مهاجمان امنیتی یا لباس شخصی به خانه ای گریختند ماموران به آن خانه یورش برده و پناه بردگان و صاحبان خانه را با ضرب و شتم دستگیر کرده اند. همچنین در موارد بسیاری اتفاق افاده است که به خانه کسانی که تنها پناه خود را الله اکبر گفتن بر بام خانه می دانستند حمله ور شده و با خشونت آنها را دستگیر کرده و با خود برده اند. از میان این خشونت ها ماجرای حمله به مجتمع مسکونی سبحان به صحن مجلس کشیده شد و کمیته حقیقت یاب مجلس گزارش تکان دهنده اش را منتشر کرد اما گوش شنوایی وجود نداشت. این حادثه غریبی است که روی بدترین جانیان را سفید کرده است زیرا خانه و حریم خصوصی مردم پناهگاه امن مردم بوده است اما ماموران استبداد می خواهند به مردم بگویند هیچ حریم امنی وجود ندارد و مردم حتی درخانه خودشان هم مرعوب باشند. این جرم در برابر چشمان دیگران صورت گرفت.
حرمت بیماران:
در شرع مقدس اسلام بر حرمت بیماران سفارش شده است به نحوی که حتی در جنگ با کفار نیز اگر برمریضی دست یافتند مجاز به آسیب رساندن به او و اسارتش نیستند. این حکم از پیش از اسلام نیز وجود داشت و قاطبه شیعیان در هزار سال مرثیه خوانی اهل بیت عصمت و طهارات علیهم السلام کرارا از لسان اهل منبر و وعظ استماع فرموده اند که در دشت خونین کربلا هنگامی که سپاه یزید چنان جنایت و قساوتی درباب خانواده و اصحاب امام مظلوم روا داشتند اما هنگامی که به امام زین العابدبن بیمار، چهارمین امام شیعیان، رسیدند هیچ صدمه ای به آن وجود مبارک نزدند اما در حوادث اخیر جهانیان شاهد بودند که چگونه سعید حجاریان را که به ضرب گلوله یکی از همین کودتاگران در چند سال پیش تا آستانه مرگ رفت و زنده ماندن او توام بود با رنج معلولیت و بیماری و ناتوانی در راه رفتن و تکلم و نوشتن و ... و تحت مراقبت دائمی پزشکی بود به اسارت گرفته شد به نحوی احساسات برخی از موافقان کودتا را هم جریحه دار کرده بود. البته بیماران متعدد دیگری هم در میان بازداشت شدگان بودند.
بنابر آنچه تسطیر یافت مضاف بر تخلفات و مظالم گسترده سال های اخیر که باید مبسوطا در رساله شکواییه دیگری به آن پرداخت، مسئول اصلی بروز بی اعتمادی و درگیری و خشونت ها و کشتارها و زندان ها در انتخابات اخیر، شخص [آیت الله] آقای خامنه ای است و صلاحیت بقای در این مقام را ندارد.مولا علی از ربوده شدن خلخال از پاي يك زن يهودي گريست و فرمود اگر مسلماني به خاطر اين ستم در سايه حكومت اسلامي،بمیرد سزاوار است وامام خميني(ره) ا ين داستان را هم به عنوان نمونه ديگري از جلوههاي الگوي حكومت اسلامي در سال 57 ذكر كردند. (كوثر ج 3 ص 596)
علی هذا در برابر حوادث مؤلمه اخیره، همه حضرات مسئول و مکلف بوده و مجاز به غمض عین نیستند وگر نه شریک آن مظالم خواهند بود. ترس از قدرت و ترس از مخلوق شرک است و عذر مقبولی به درگاه حضرت حق نخواهد گردید.
همانطور که حضرات وقوف دارند در جریان مظالم سال های اخیر و خصوصا ماههای اخیر جناب [آیت الله] آقای خامنه ای شرایط مندرج در اصول پنجم و یکصد ونهم را از دست داده اند و مطاق اصل یکصد و یازده قانون اساسی جمهوری اسلامی خبرگان موظف به برکناری وی هستند و با توجه به اینکه چنین شخصی منعزل است هرنوع تعلل شما که منجر به ادامه وضع موجود و تبعات بعدی خواهد بود مسئولیت دنیوی و اخروی آن مستقیما بر عهده شما خواهد بود.
جمعی از علما و فضلای حوزه های علمیه قم، اصفهان و مشهد
Thursday 17 September 2009
Wednesday 16 September 2009
مردم قهرمان ایران! شیشه عمر شیطان را بشکنید
.
نمونه آخر آن هم همین آدم دزدیهایی است که به راه انداخته اند
حضرت آیت الله العظمی منتظری استمداد از فقها و مراجع میکند که ریشه این درخت شیطانی را از سرزمین مصیبت دیده ایران با فتواهای خود بکنند. عده ای خاموشند و عده ای که هم که حرفی میزنند درباره آب سرد کنهای متروهای تهران ایراد میگیرد . به دلیل این که همه در هراس و خوف اند، زیرا که همه با یک دسته مافیای آدمکش طرفند که به هرقیمیت میخواهد سر صندلی خود بنشیند
آدم دزدی درروز روشن کاری است که به عنوان آخرین حربه مافیایی به کار گرفته میشود. چون مستقیماً به منتظری کبیر نمیتوانند ضربه بزنند و طشت رسوایی ضدیت خود با اسلام را بیشتر از قله دماوند بیندازند، نوه های آن حضرت را میدزدند و گروگان میگیرند.فرزندان آیت الله موسوی تبریزی را میدزدند. به حضرت شیخ مهدی کروبی مبارز دلیر و روحانی اصیل میگویند مدارک تجاوز را ارائه کن، بعد به سراغ قربانیان تجاوز میروند و با اوباشگری و عربده کشی، خانواده آنها و خود آنها را تهدید به قتل و بی آبرویی میکنند، بعد محسنی اژه ای نجس، که از سگ نجستر است و به آب هفت دریا شسته و تطهیر نمیشود، در صدا و سیما مدعی میشود مدارک کروبی جعلی بوده و باید عذرخواهی کند! بعد جعفر شجونی نسناس میگوید چون کروبی با اتهام زنیهای بی اساس آبروی نظام را برده باید او را محاکمه و مجازات و خلع لباس کرد. مگر ابطحی – روحانی آزادیخواه و معاون کروبی در جریان انتخابات را خلع لباس نکردند و به زندان نینداختند و از او اعتراف نگرفتند؟! آیا از دامنه و وسعت شعله های خشم و اعتراض توده های مسلمان بر علیه این دستگاه شیطان پرست چیزی کم شد؟!؛ این جنبش به راه افتاده ، قائم به کروبی و ابطحی و موسوی و صانعی و منتظری نیست. قائم به خدا است. قائم به حق و حقیقت است. قائم به آه مظلومان است. قائم به دود سینه دلسوختگان مظلوم است. از خون صدها هزار شهید آبیاری میشود
امت مسلمان ایران
مسلمانان جهان
طلاب حوزه های علمیه ایران
آیا غیرت دینی و شرف انسانی در وجود شما مرده؟؛
چرا به دهن این جنایتکاران نمیزنید؟؛
اینها تروریستند. فرمان خدا را به کار بندید. با آنها همان معامله ای را بکنید که آنان با شما میکنند. فان عاقبتم فعاقبوا بمثل ماعوقبتم. اذن "حق بزرگ" را بکار بندید که فرمود " اُذن للذین ..." و به دستهای خود فرمان خدا را به اجرا درآورید. قاتلوهم یعذبهم الله بایدیکم. امروز ، روز خروش است " اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی او فرادا". موسوی را ساکت کردند. کروبی را زیر تهدید و فشار قرار داده و خامنه ای جلاد ، نوکر فرومایه و صندلی پرست خودش یعنی لاریجانی را فرستاده تا حجت را بر مهدی کروبی پسر احمد تمام کند. کروبی مردانه در میدان است، اما بیت و خانواده او نگران او هستند، هر لحظه و هر شب نگرانند که فردا چه میشود. هر ساعت نگرانند که ساعتی بعد چه میشود
ای طلاب دلیر
باران نگرانیها را بر جبهه دشمن ببارید
امت مسلمان ایران
هرگونه اقتدا به خامنه ای جلاد و نایبان او حرام است
او شیطان مجسم است. پشت او نمازخواندن حرام است و کفاره دارد. نایبان او نیز شیطانکهایی هستند که اقتداکنندگانشان را به جهنم میبرند
در نمازهای هفتگی آنها شرکت نکنید، و با آنها که در این نمازها شرکت میکنند به شدت برخورد کنید
حضور در راهپیمایی این هفته به فتوای مراجع تقلید عظام -از جمله حضرت آیت الله العظمی یوسف صانعی- جایز است اما نه برای شرکت در نماز پشت سر احمدخاتمی جنایتکار ضد اسلام و نه برای گوش کردن به عرعرهای حرّافان حرفه ای پیش از نماز. این ها، راهبران مردم به آتش جهنمند. از آنها باید احتراز کرد و سر آنها را باید به سنگ کوبید
اما شرکت در راهپیمایی برای تجدید پیمان با خدا و شکستن شیشه ء عمر شیطانی حکومت ملاها واجب است.
به طور وسیع در این گردهمایی شرکت جوئید و فریاد مرگ بر منافق، مرگ بر مداح، مرگ بر مزّور، مرگ بر شکنجه گر، مرگ بر متجاوز، مرگ بر مصادره چی، مرگ برخامنه ای، مرگ بر مصباح سر دهید
امت مسلمان ایران
هرچه زودتر چشم فتنه را بیرون آورید و سر فتنه را به سنگ بکوبید
سر فتنه مصباح یزدی ومحمد یزدی و عده ای ازآخوندکهای پست فطرت "جامعه روحانیت مبارز" مثل جعفر شجونی هستند. مصباح و محمد یزدی اگر از دور این فتنه حذف شوند ، جبههء جلادان و اطرافیان خامنه ای سست و دچار فتور میشود
اگر کوه ها بجنبند شما نجنبید و بر سر عهد خود با خدای حق پایدار و استوار بمانید
علما، فضلا، مدرسان و طلاب حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی
Tuesday 15 September 2009
بیانیه حضرت آیت الله العظمی صانعی در رابطه با راهپیمایی روز قدس
Sunday 13 September 2009
حق، علی را بر مثال شیرخواند - شیر، مثل او نباشد، گرچه راند
.
باعرض تسلیت به عموم مومنان و مسلمانان جهان به مناسبت تقارن این ایام با سالگرد شهادت مظهرالعجائب و مظهر الغرائب، نقطه دائره المطالب و مطلوب کل طالب، اسدالله الغالب، امیرالمومنین مولانا علی بن ابی طالب صلی الله علیه و علی آله الطیبین
درروایات شیعی نقل شده که آخرین توصیه و وصیت مولاعلی ع به حسنین ع آن بود که شبانه بدور از چشم هر بیننده ای پیکر مطهر اورا تغسیل و تدفین کرده و برای تکفین به گوشه ای دورافتاده از بیابانهای برهوت بروند و او را به خاک بسپارند
هرچه زمان بیشتر میگذرد، راز و رمز این وصیت مولاعلی ع بیشتر آشکار میگردد. چرا که میبینیم بسیارند کسانی که میکوشند استخوانهای بزرگان را از مقابرشان بیرون آورند وبکار تزئینات داخلی دکّه و دکان خود بزنند!؛
هرروز نیز فصلی جدید براین شعبده بازی ها ضمیمه میگردد و هرخطیب از خدابیخبر چشمه ای جدید بازمیکند و نغمه ای تازه آغاز!؛
این هفته منابر خطبه های نماز جمعه شهرستانهای ایران شاهد حمله های مستقیم خطیبان به مردمی که به تعبیر آنان "اغتشاشگران" خوانده میشوند بود، به اضافه آن که درضمن این خطابه ها از ضرورت بازداشت و دستگیری "سرکردگان اغتشاشگران" با ذکر اسم یا بدون ذکر اسم- نیز سخن به میان آمد!!؛
اما در تهران وضع متفاوت بود. به این ترتیب که "روضه خوانی" که بر مسند رهبری نشسته، شخصاً به صحنه آمد و کرسی خطابه جمعه بازار را تبدیل به منبر روضه خوانی خود کرد و اشک خود و مستمعان را به شیوه روضه خوانان زبردست درآورد. آن چنان در کارش مهارت نشان داد، که صُلَحای زمان گفتند ایکاش وی هرگز دست از حرفه و شغل اصلی خودش – روضه خوانی – نمیکشید و قبای حکومت برتن نمیپچید!!؛
یارب، مباد آن که گدا معتبر شود – چون معتبر شود، ز خدا بیخبر شود
"خامنه ای روضه خوان" گفت که علی ع ، اگرچه در ابتدای امر چشمی به حکومت نداشت و آن را کم بهاتر از آب دماغ بز در وقت عطسه کردن میدانست، بااینحال وقتی عهده دار امر حکومت شد، تا زنده بود دست از حکومت نکشید، و برای حفظ حکومت دست به سه جنگ بسیار خونین در تاریخ اسلام زد
البته اشاره روضه خوان منبرخطبه جمعه بازار تهران به جنگهای جمل و نهروان و صفین بود
این که این سه جنگ در زمان خلافت علی ع براه افتاد دروغ نیست! اما این که این جنگها را علی برای حفظ حکومتی که بر عهده گرفته بود به راه انداخت، یک دروغ فاحش است
علی برای حفظ حکومت نجنگید، اما برای حفظ اصول در برابر کسانی که میخواستند به هرقیمتی حکومت را به چنگ بیاورند، جنگید
.
قرائت علوی و قرائت سفیانی از دین اسلام
علی ع برای حفظ اصول فداکاریها و جانفشانی های زیادی کرد؛ هم درزمان رسولخدا ص و هم پس از رحلت آن بزرگوار – در دوران خلفای ثلاثه، و دردوران خلافت خودش-. صلوه و نُسُک و محیا و ممات علی ع ، لله رب العالمین بود، نه برای حکومت!!؛
البته در تاریخ اسلام، از همان ابتدا، در تقابل با دیدگاه علوی – مبتنی بر بسط عدالت در جامعه – دیدگاه دیگری به نام "دیدگاه سفیانی" نیز مطرح بوده است، دیدگاهی مبتنی بر به دست گرفتن قدرت حکومتی و حفظ آن به هر قیمت!! در این دیدگاه، حکومت سببیت ندارد، بلکه غائیت دارد، غایت مقصود بشمار میرود
در دیدگاه علی ع اصل بر عدالت گستری است اعم از آن که این عدالت گستری متکی به لوازم و ابزار دستگاه حکومت باشد یا نباشد
در دیدگاه مقابل، هدف، استفادهء ابزاری از اعتقادات دینی امت مسلمان برای به دست گرفتن حکومت به بهانهء استقرار عدالت اجتماعی است. در این دیدگاه اشخاص مزّور و قدرت طلب و دنیاپرستی که خواهان تکیه زدن بر اریکه سلطنت مطلقه هستند با استفاده از همه وسائل ممکنه – زور و زر- و با به بازی گرفتن ارزشهای دینی و اعتقادات عوام الناس،دست یافتن به حکومت را غایت قصُوای ترقی اجتماعی می انگارند. این سنتی است که پایه گذار آن در عالم اسلام "معاویه بن ابی سفیان" است. معاویه عطش قدرت طلبی را از پدر و مادر خود به ارث برده بود. ابوسفیان، سرکردهء قدرتمداران مکّی، در هراس از تضعیف موقعیت اجتماعی خویش در میان قبائل عرب، با به اهتزاز درآمدن پرچم اسلام به دست رسولخدا ص و علی مرتضی ع مخالفت میورزید، و جنگهای مفصل و توطئه های مکرر براه انداخت. همسرش "هند آدمخوار" مامور اجیر کردن تروریستها و آدمکشان حرفه ای بود. یکی از این تروریستها را به اسم "وحشی" بسیج کرد تا ناجوانمردانه "حضرت سیدالشهداء حمزه" عموی دلاور رسولخدا ص را به شهادت برساند. البته همه توطئه و ترفندهای ابوسفیان و "هندجگرخوار" راه بجایی نبرد، و در پناه "نصرمن الله و فتح قریب" راه بر امت اسلام بازشد و رایت اسلام در دل مکه به اهتزاز درآمد. پس ابوسفیان تسلیم واقعیت موجود شده و کوشید تا این واقعیت را به نفع خود مصادره کند، بالمآل به پسر خود معاویه وصیت کرد که حال که پرچم اسلام به اهتزاز درآمده، نباید برای پائین کشیدنش تدبیر اندیشید، بلکه باید مکر و حیله ای بکار گرفت تا این رایت و پرچم را از دست دیگران بیرون آوریم و خود به دست گیریم. ابوسفیان به دار جزا ساقط شد، و معاویه – در اجرای وصیت پدر- برای دستیابی به قدرت حکومتی و کنار زدن رقبا به هر وسیله ای متشبث شد، و آن را سرانجام به دست آورد و به دست پسرش یزید سپرد و او هم بررویه پدر و جد خود رفتار کرد
آری معاویه و یزید و خاندان اموی حکومت را به دست آوردند و برای حفظش با تمام توان کوشیدند و از اقامهء جنگ با علی ع و مسموم کردن حسن ع و بریدن سر حسین ع و آواره نمودن بیت معصومین، و هزاران پلشتی دیگر ابا نکردند و قتل عامها و ترورها و دایر کردن شکنجه خانه ها و محبسها و سیاهچالها و استخدام شکنجه گران و آدمکشان و جاسوسان و تربیت تروریستها را برخود مباح شمردند و این جمله را از لوازم حفظ نظام حکومتی خود - که آن را اسلام مینامیدند- بحساب آوردند. با این نهج و روش نیز موفق شدند تا بخشهای بزرگی از جهان را به تصرف خود درآورند و قلمرو امپراطوری خود را تا قلب اروپا و عمق آفریقا و اکثر نقاط آسیا گسترش دهند
معاویه شاعر و خطیب نیز بود، و در دربار خود به شیوهء " اکاسره" جلوس میکرد و شعرای مزدور چاپلوس درباری برایش تملق سرایی بارد میکردند، احسنت میشنیدند و انعام میگرفتند. معاویه مداحان و خطیبانی نیز داشت که در خطابه های خود – به دستور اربابشان- سیاه را سفید، و سفید را سیاه جلوه میدادند. اگرچه آن موقع "صدا و سیما" براه نیفتاده بود، اما معاویه موفق شده بود تا با صرف هزینه های نجومی از خزانه بیت المال، دستگاه تبلیغاتی عریض و طویلی برپا نماید، و عموم مساجد و منابر سرزمینهای تحت فرمانش را - پایگاه های "علی زدایی"بنماید. عوامل تبلیغاتی، خطیبان و سخنوران مزدور، جارچیهای حکومتی مزوّر ... چنان در تبلیغات کذب خود اصرار و ابرام ورزیده بودند که اکثر عوام الناس نسبت به اصل خبر شهادت علی ع در مسجد کوفه ناباور و بدگمان شده بودند و میگفتند علی مگر نماز هم میخوانده که در مسجد به قتل رسیده باشد؟!؛
معاویه دستگاه تربیت تروریست و صدور تروریسم به خارج از قلمرو خود دائر کرده بود و با استفاده از حربه های تهدید و تطمیع در میان صفوف رقیبان و مخالفانش نفوذ میکرد و در میان آنان بذر نفاق و شقاق میپراکند
معاویه، با یکایک نزدیکان علی تماس گرفته و به هریک از آنان – به فراخور موقعیت اجتماعیش- پیشنهادی فریبنده ارائه کرده بود، از جمله نمایندگی در فلان مجمع، یا کفشداری فلان مسجد یا بخشداری فلان قریه، یا شهرداری و استانداری و سفارت و وزارت و ریاست و کیاست تا ولایت مصر و روم و چین
در چشم معاویه بن ابی سفیان اینها همه از لوازم ضروری حکومت بود. حکومتی که معاویه و ووارثان او بر روی زمین به نام اسلام برپا کردند و به توسعه و تصرف سرزمینهای دیگر نیز دست یازیدند، از این طینت و طبیعت بود. نظام حکومت سفیانی در ردای اسلام
اما روش علی ع چنین نبود
علی میفرمود من از معاویه زیرکتر و داهیترم. اما تعلق باطنی ام به اصول اسلام مانع از آن است که برای حفظ و بسط قدرت، هرجنایت و خیانت و غدر و مکری را مباح، یا ضروری بشمارم
علی تابع اصول بود. او هرگز در نیمه های شب حریم خانه های مردم را نمیشکست تا پیرمردان صالح و متهجدی مانند رئیس دانشگاه امام صادق در قم، یا رئیس سابق دانشگاه تهران را از بستر بیماری و از زیر سرم- بربایند و بیشرمانه به زندان و سیاهچال روانه کنند
علی هرگز به تربیت تروریست نیندیشید، و تروریستی تربیت نکرد و مخالفان فکری خود را در جریان دها و صدها مورد قتل زنجیره ای از پای نیفکند. علی خانه و کاشانه ومعبد و مسجد و مقبره ای را ویران نکرد و حقوق و موقوفات دارا و درویش را مصادره و تصرف ننمود
خطیب نماز جمعه این هفته تهران در ضمن سخن پراکنیهای خود روایات را هم ضمیمه سخنرانیهای خود کرد. ما نیز برای ختم مقال روایتی را یادآوری میکنیم
بر اساس روایات علی ع از سالها قبل قاتل خود را میشناخت
آری، علی را "خوارج" به شهادت رساندند، اما ترور شخصیتی چون علی کار دشواری نبود! چرا؟!؛
چون علی در میان مردم و مانند مردم میزیست. او هرگز محافظان مسلح و تک تیراندازان نخبه و بسیجیان قرقچی و سگهای ششصدمیلیون تومانی تربیت شده در اطراف خود نداشت. او مانند کسانی نبود که در میان محافظان زبردست رزمی کار "هفت خط" با هلیکوپتر و ماشینهای ضدگلوله در خیابانهای قرق شده تردد کند، یا در صحن مجلس با هفت تیرکش و ششلول بند حضور یابد!!؛
آری، علی ع از ده سال قبل از شهادت خویش، قاتل خود را میشناخت. او از همان وقت که عبدالرحمن بن ملجم مرادی به عنوان مردی صادق و سرسپرده به نزدش رفت و طلب خدمتی کرد به او فرمود روزی میرسد که تو با شمشیر زهرآلود فرق سر مرا در حین نماز در مسجد کوفه و در وقت سجده، وقتی سر از خاک برمیگیرم، خواهی شکافت. ابن ملجم نالان گفت " مولاجان! من جان نثار شما هستم. همین الساعه جان مرا بگیرید تا داغ این ننگ ابدی برجبین من نخورد و مرا مطرود ازل و ابد نسازد" اما مولا علی ع به او فرمود " به چه جرمی اکنون جانت را بستانم؟!" به چه حقی دست تو را ببندم؟ من تابع اصولم، نه تابع احساسات نفسانی
شیر حقم، نیستم شیر هوا
فعل من، بر قول من باشد گوا
و چند سال بعد، وقتی عبدالرحمان بن ملجم مرادی " یاعلی گویان" تیغ بر فرق مبارک علی زد، مولا علی فقط فرمود "فُزتُ و ربّ الکعبه". سوگند به صاحب کعبه که رستگار شدم. رفتم و ایمان خود را به سلامت بردم
آقای خامنه ای
در پایان خطبه دوم شما به جوانان پیغامی دادید. گفتید " من روی سخنم با جوانهاست. جوانها! همه اینها برای شماست، فردا این حکومت و این نظام از آن شما خواهد بود". شاید نظرتان به مصطفی یا مجتبی یا سایر ابناء خودتان بود! والله اعلم
اما ما به شما میگوئیم که آری، چنین است
وزر این همه مظلمه را شما بر عهده میگیرید ، و آخرالامر با دست خالی ، با باری سنگین از گناه، با کولباری عظیم از حقوق الناس که شما پایمالش کرده اید،به دیدار َملکُ الموت میشتابید
آفای خامنه ای
أینما تکونوا یدرککم الموت ولو کنتم فی بروج مشیده – هرکجا باشید مقهور سرپنجهء مرگید حتی در قلعه های سربفلک کشیده
یاد آن روز را بیاورید که در عین عجز و ناتوانی در چنگ پرتوان عزرائیل جان میدهید و مَلکُ الموت دهلیز دوزخ را بر شما باز میکند
آن دم، پاسخ شما در برابر مسئولیت این همه خونها که به ناحق در حکومت شما بر زمین ریخته شد؛ این همه شکنجه های سبعانه، و این همه تجاوزهای ناجوانمردانه چیست؟!؛
اگر فرعون و نمرود وهامان و شدّاد ... گریبان از عذاب الهی بدر بردند، شما نیز به در خواهید برد
إنّ وعدَ اللهِ حقُ ولو کَرِهَ الکافرون
علما، فضلا و طلاب حوزهء علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی
Saturday 12 September 2009
Friday 11 September 2009
ایرانیان دلیر همدل و همدوش نماز جمعه امروز را وسیعاً تحریم کردند
.
تاريخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۸۸
این خبر تکمیل می شود؛
نماز جمعه تهران به امامت رهبر انقلاب اقامه شد
حجم جمعيت حاضر در محل دانشگاه تهران و خيابان هاي اطراف از جمله بلوار كشاورز، طالقاني، 16 آذر و قدس به حدي است كه تعجب و حيرت خبرنگاران خارجي را در پي داشت. در نماز جمعه اين هفته تهران علاوه بر حضور پرشور آحاد مردم، روساي قواي سه گانه، مسئولان ارشد كشوري و لشكري نيز شركت داشتند.
همزمان با سالروز شهادت موليالموحدين حضرت علي (ع) نماز جمعه اين هفته تهران با حضور جمعيت كثيري از مومنان روزهدار در تهران به امامت رهبر انقلاب اسلامي، حضرت آيتالله خامنهاي در دانشگاه تهران برپا شد.حضور باشكوه مردم و صفوف به هم پيوسته نمازگزاران در نماز جمعه دشمن شكن اين هفته تهران كه در استقبال و اقتداي به ولي امر مسلمين براي اقامه نماز عبادي سياسي به دانشگاه تهران و خيابان هاي اطراف آن آمده بودند چشمگير و مثال زدني بود.حجم جمعيت حاضر در محل دانشگاه تهران و خيابان هاي اطراف از جمله بلوار كشاورز، طالقاني، 16 آذر و قدس به حدي است كه تعجب و حيرت خبرنگاران خارجي را در پي داشت.در نماز جمعه اين هفته تهران علاوه بر حضور پرشور آحاد مردم، روساي قواي سه گانه، مسئولان ارشد كشوري و لشكري نيز شركت داشتند

اما در ساعت یک ربع به چهار به وقت ایران خبرگزاری مهر اقدام به انتشار تصاویر نماز "دشمن شکن جمعه" بیست شهریور به امامت آقای علی خامنه ای کرد. این تصاویر نشان میدهد که علیرغم همه تلاشهای عکاسان حرفه ای برای "انبوه نشان دادن جمعیت"، شرکت کنندگان در این مراسم دو سه هزار نفر بیشتر نبودند!! این عکسها و تصویرها، و آن اخبار انتشار یافته توسط دفتر رهبری، همه از شکست سنگین و گسست عمیق میان "نظام و رهبرش" با مردم حکایت دارد
رهبر و کارگزارانش در این نماز جمعه و در نمازهای جمعه سایر نقاط ایران، همه تلاش خودرا به کاربستند تا تضادهای داخلی را تحت الشعاع اختلاف میان اسرائیل و فلسطین !! قرار دهند و روز قدس را صحنه مبارزه مردم ایران با اسرائیل بکنند!! غافل از آن که این حناها کاملا رنگ باخته است و دیگر کسی را نمیفریبد. ایرانیان امروز برای احقاق حقوق خودشان به خیابانها میروند و بر ضد این نظام شیطانی فریاد حق طلبی میکشند
کروبی به صادق لاریجانی: من با این بگیر و ببندها از صحنه بیرون نمیروم
دستور فرمانده سپاه
حجتالاسلام مهدی کروبی شیخ اصلاحات دستور فرمانده سپاه به وزیر بهداشت دولت کودتا برای ارائه ندادن اسناد و مدارک پزشکی به مجروحان و مصدومان حوادث اخیر، را فاش کرد
جناب آیت الله صادق لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه
باسلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات ماه رمضان
همانطور که مستحضرید اینجانب در پی انتخابات پرشبهه ریاست جمهوری اخیر و پیامدهای دردناک و نگران کننده متعاقب آن، نامه های متعددی را به مقامات مسئول نوشته ام تا برخی نکات، انتقادات و اعتراضات را با مسئولان امر درمیان گذاشته و هشدارهای لازم را به آنها داده باشم. آخرین این نامه ها نیز خطاب به شماست که به تازگی قبول مسئولیت کرده و بر صندلی قاضیالقضاتی تکیه زده اید. و اکنون من شرح جلسات خود با نمایندگان جنابعالی و برخی مسائل حاشیه ای آن را که به پلمپ دفتر شخصی و حزبی من منجر شد با شما در میان می گذارم تا به وظیفه شرعی و ملی خود عمل کرده باشم. باشد که آیندگان نگویند مهدی کروبی با فشار و تهدید و بزن و ببند کوتاه آمد و پا پس کشید و درخانه خزید و صدای حق خواهی اش کوتاه شد. که اگر شما ندانید، دیگران میدانند که در سابقه مهدی کروبی، نه تنها فشار و تهدید و محدودیت و محصوریت کارساز نبوده و او را در پیمودن راهی که تشخیص داده سست و لرزان نکرده ، که محکم تر نیز کرده است.
جناب آقای لاریجانی
نمی دانم تا چه حد از آنچه که در جلسات ما با کمیته منصوب جنابعالی برای پیگیری حوادث اخیر گذشت با خبرید. برای آگاهی مردم و همچنین شما عرض میکنم که ما دو جلسه با آقایان محترم "خلفی ، محسنی اژه ای و رئیسی" داشتیم که این جلسات به صورت مطلوب و مناسبی نیز پیش رفت و در آنها گوشه ای و تعدادی اندک از اسنادی که نشانگر برخی اتفاقات ناگوار و غیرقابل بخشایش در روزهای پس از انتخابات بود ارائه و بازگو شد. در جلسه اول سه سند درباره سه نفر همراه با سی دی و مدارک لازم ارائه شد که نشانگر تجاوز و شکنجه و برخی اعمال رخ داده بر دختران و پسران در بازداشتگاههای مشخص و نامشخص بود. علاوه بر ارائه این سه سند، اشاره ای نیز به صورت شفاهی به اتفاقاتی شد که برای دو دختر یعنی ترانه موسوی «واقعی» و سعیده پورآقایی رخ داده بود. جلسه دوم نیز دوشنبه هفته جاری برگزار شد و حدود سه ساعت نیز به طول انجامید و در این جلسه نیز در کنار بحث های فراوان، من سندی جدید ارائه کردم البته با این قید و شرط که نباید به واسطه این افشاگری و حق خواهی، برای آن فرد و خانواده اش اتفاقی رخ دهد؛ اتفاقاتی از آن دست که پیش از این و در زمان مسئولیت دادستان سابق تهران برای یکی از افرادی که من به عنوان سند معرفی کرده بودم پیش آمد و برخی مشکلات خانوادگی و شارهای جدید مترتب بر آن خانواده شد. بدین ترتیب این بار سند خود را دادم اما سفارشات لازم را هم کردم که مباد غفلتی که دادستان قبلی تهران مرتکب شده بود تکرار شود و پای واسطه هایی به ماجرا باز شود که به جای دادخواهی و دفاع از حق مظلوم و محاکمه ظالم، دست اندرکار تهدید و بی آبرو کردن یک فرد در خانواده و نزد آشنایان و همسایگان شوند و از دیگر سوی آبروی دستگاه قضا آن هم در کشوری اسلامی را به قیمت مصون ماندن ظالمان، چنین ارزان بفروشند. البته این را هم بگویم که در این جلسات که برای بررسی گزارش هایی از وقوع شکنجه و اعمال ناشایست انجام گرفته در زندان ها و پیگیری حوادث بعد از انتخابات تشکیل شده بود، باری از من پرسیدند که آیا تداوم جمع آوری اسناد شکنجه و تجاوز و کشتار مردم را به مصلحت می دانید و آیا ممکن نیست که این اسناد به دست نااهلان بیافتد؟ که من نیز در پاسخ گفتم این اسناد را در مکان محفوظی نگهداری می کنم و در صورت دستیابی به نتیجه، از بین خواهم برد و تاکید کردم که اسناد تجاوز و شکنجه هیچ مایه افتخار نیست که بخواهم آنها را در صندوقچه ای نگهدارم و یا بر دیوار بیاویزم. اسنادی است برای دستیابی به عدالت و ستاندن حق مظلوم از ظالم متجاوز که بعد از دستیابی به نتیجه، مرجح آن است که نابود شود و بوی متعفن و صورت آزاردهنده ظلم نهفته در آن از بین برود.
این را هم بدانید که اگر من در مسیر تحقیق خود به نتیجه ای خلاف نتیجه سابق در خصوص صحت و سقم ادعاهای یکی از شاکیان نیز رسیدم، خود پیش قدم بودم و تصحیح لازم را انجام دادم، از جمله در مورد سعیده پورآقایی که برخی تحقیقات تکمیلی من ناقض گفته های پیشین بود و از این رو تصحیح لازم از سوی خود من و هیات پیگیری، صورت گرفت. به هر حال اما این دوجلسه گذشت و من در پایان با اشاره به مورد دردناک دیگری که به تازگی گزارش آن به من رسیده بود گفتم که همچنان درصدد پی جویی جوانب این ماجرا هستم و اسناد آن را نیز پس از تحقیق کامل ارائه خواهم کرد. همچنین از من خواسته شد که در یافتن جوانب پنهان ماجرای ترانه موسوی تحقیق بیشتری انجام دهم و دستگاه قضایی را در این مسیر در روشن شدن زوایای پنهان ماجرا یاری رسان باشم. با این حال در پایان همان جلسه دوم پیشنهاد کردم - و این پیشنهاد مورد استقبال کمیته نیز قرار گرفت - که بیایید و ماجرای سند آوردن و سند بردن را در همینجا خاتمه دهیم و شما نیز در کار کشف حقیقت شوید چرا که همین اسناد و موارد ارائه شده برای برآفتاب انداختن حقیقت و تاباندن نورعدالت بر چهره اصحاب شرارت، کفایت می کند.
جناب آقای لاریجانی
این پیشنهاد را دادم و رفتم و جلسه ما با کمیته منتخب به خوبی خاتمه یافت. اما فردای آن روز ورق برگشت. جمعیتی با حکم دادستانی آمدند و به دفتر من حمله آوردند. آنجا را مورد تجسس قرار دادند و به تجسس در وسایل نیز بسنده نکردند که حتی نوشته ها و نامه های شخصی و چکها و اسناد خصوصی من را نیز مورد تجسس قرار دادند و بردند. آخر امر نیز دفتر را پلمپ کردند و به آذوقه ای که به رسم هرساله برای اطعام مساکین در انجا انبار کرده بودم نیز توجهی نکردند و آنها را نیز مشمول توقیف خود قرار دادند و آقای داوری سردبیر سایت حزب اعتماد ملی را هم دستگیر و با خود بردند. کار پلمپ دفتر شخصی من تمام نشده بود که دفتر حزب اعتماد ملی را نیز که من دبیرکل آن هستم مورد تجسس قرار داده و وسایل و اسناد یک حزب ثبت شده در ذیل قوانین جمهوری اسلامی را نیز برخلاف قوانین کشور ضبط و سرانجام دفتر حزب را هم پلمپ کردند. به اینها نیز بسنده نشد که دکترعلیرضا بهشتی فرزند مرحوم آیت الله بهشتی و مهندس مرتضی الویری با آن سوابق انقلابی و داشتن سابقه نمایندگی مجلس و شهرداری تهران و سفارت جمهوری اسلامی در کشورهای اروپایی را نیز بازداشت کردند و دفتر موسسه نشر آثار مرحوم بهشتی به
عنوان یکی از پایه گذاران جمهوری اسلامی هم در جمهوری اسلامی پلمپ شد. من مانده ام که آیا این اتفاقات که همگی در روز سه شنبه رخ داد نتیجه جلسه ای است که من روز دوشنبه با هیات منتخب شما داشته ام؟ متعجبم ، نه از آن رو که چرا با مهدی کروبی چنین می کنند بلکه از ان رو که چگونه عده ای متوهمانه تصور می کنند مهدی کروبی فرزند احمد با این بگیر و ببندها از
میدان به در می رود و صدایش خفه می شود. حالا برایم روشن شده است که چرا برخی دوستان و مشاوران اصرار داشتند که اسناد مظالم و شکنجه ها و تجاوزها را از زبان راویان مظلوم، به صورت سی دی درآورم و علاوه بر نسخه ای که به دستگاه قضایی تحویل می دهم، نسخه ای از آن را نیز در محلی امن نگهداری کنم. چراکه ماشین مرعوب سازی و رعب انگیزی همچنان درکار است و چه بسا که شاهدانی در زیر فشار و ارعاب، سخن خود را نیز تکذیب کنند. چرا که کار جمهوری اسلامی به آنجا رسیده است که خانه مهدی کروبی هم دیگر در امان نیست. چراکه هراتفاق ناگوار و ناشایستی در جمهوری اسلامی ممکن شده است و دیگر هیچ چیزی دور از انتظار نیست.
جناب آقای لاریجانی
من همچنان بر خواسته اولیه خود که در نامه ای به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح کرده بودم، پافشاری می کنم و چرا نگویم که بعد از این ارعاب ها و بگیر و ببندها مصرتر از پیش نیز شده ام. و وقتی می بینم فرماندهی یک نهاد نظامی - که مدارک آن نیز موجود است- در نامه ای به وزارت بهداشت و درمان دستور می دهد که تحویل کپی اسناد و مدارک پزشکی به کلیه مجروحین و مصدومین حوادث اخیر ممنوع است، و بیمارستان ها را از تحویل اسناد به مجروحان و مورد تعدی قرار گرفتگان ممنوع می کند، بیش از پیش مصر می شوم که بفهمم دلیل این تهدیدها و واهمه ها چیست؟ بر پزشکان است که بر اساس سوگند خود تمام تلاششان را برای درمان مصدومان و بیماران حتی اگر آن مصدوم، دشمن پدرشان باشد مبذول دارند. و شما در مقام قاضی القضات داوری کنید چگونه یک پزشکی در مواجهه با چنین نامه هایی از سوی یک نهاد پرقدرت نظامی، می تواند با امنیت خاطر به وظیفه و سوگند پزشکی خود عمل کند. و اگر مظلومی در بیگناهی کشته شده باشد شما در مقام قاضی القضات چگونه می توانید صدای حق خواهی خانواده او را بشنوید؟ یا اگر کسی مورد شکنجه یا تجاوز قرار گرفته باشد چگونه می تواند در چنین فضای رعب آلودی سند و گواهی خود را از مسئولان پزشکی قانونی دریافت کند و به دست شما برساند؟ پیشتر دعوی ما این بود که نظامیان چرا دخالت در اقتصاد و سیاست می کنند و اکنون می بینیم که اشتهای نظامیان با حسابت و سیاست اشباع نشده و به سراغ طبابت هم آمده اند.
جناب آقای لاریجانی
تصور من این است که شما دعوی عدالت دارید و رجاء واثق دارم که به وظیفه خود در دادخواهی و دفاع از حق مظلوم و محاکمه ظالم آگاهید. از این رو از شما می خواهم که برای روشن شدن افکار عمومی و در راستای انجام تکلیف شرعی و قانونی تان دستور پیگیری اسنادی را بدهید که تاکنون ارائه شده است. و در این مسیر از غالب شدن فضای ارعاب و زد وبند ممانعت به عمل آورید و
نگذارید که نیروهای مسلح و شبه نظامی بعد از فرمانروایی بر عرصه سیاست و طبابت، به فکر دخالت در کار قضاوت بیافتند و قله ای دیگر را به مفتوحات خود از پس انتخابات ریاست جمهوری دهم بیافزایند و کار را از این که هست خراب تر سازند. همچنین به شما توصیه می کنم تا در این فضا که مطبوعات آزاد به لطف دادستان معزول، در محاق توقیف فرو رفته اند مگذارید که برخی مطبوعات و قلم به دستان که به زعم خود درکار حمایت از اسلام اند و به زعم ما اما در مسیر اهانت به اسلام، بیش از این در حاشیه ای امن، دریده سخن بگویند و عدالت خواهی را به محاق برند و آرزویی دست نیافتنی جلوه دهند و گاهی با زبان ارعاب و گاهی نیز به زبان اهانت، چهره های انقلاب را هدف هتاکی خود سازند. همچنین مگذارید که دروغگویی و جعل سند چنان رایج شود که رسانه ملی کشور با تولید و پخش دوباره ی سناریوهایی نظیر سناریوی ترانه موسوی قلابی، روند حقیقت یابی را مخدوش سازد و ابهام ها و مسائلی جدید بیافریند و سنگ هایی در چاه بیاندازد که بیرون آوردن هریک از آنها همچون ماجرای ترانه موسوی از عهده صد عاقل نیز برنیاید.
جناب آقای لاریجانی
شما هیاتی را تشکیل دادید تا به رخدادهای ناگوار پس از انتخابات و ظلم هایی که شده است رسیدگی شود و آقای خلفی به عنوان نماینده شما در کمیته پیگیری، به نقل از شما مدعی بود که جنابعالی گفته اید باید به شکایات و گزارش ها تا نهایت ماجرا، رسیدگی شود. اما پرسش من این است که آیا با وجود این تهدیدها و توهین ها و ارعاب ها رسیدگی به فجایع و شکنجه های پس از انتخابات ممکن خواهد بود؟ پاسخ این پرسش بر شماست اما این را بدانید که مهدی کروبی همچنان اصرار بر پیگیری حقوق مظلومان دارد، باشد که نشان داده باشد این ابزارهای نخ نما شده اگر بر کسانی نیز کارساز باشد، بر او کارساز نیست و او همچنان با قدرت و محکم در میدان ایستاده است و نمی گذارد عده ای تازه به دوران رسیده، چوب حراج بر سرمایه نظام و امام و کشوری بزنند که حاصل یک انقلاب مردمی و خون شهیدان بسیار است.
با آرزوی توفیق شما در امر قضا
21 رمضان-
مطابق با 20 شهریور1388
مهدی کروبی
Thursday 10 September 2009
تحریم نمازجمعه به امامت خامنه ای یا نمایندگان او

هموطنان گرامی
مسلمانان رادمرد
عطف به فتوای حضرت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری نجف آبادی، به دلیل احراز عدم خصوصیت عدالت در آقای علی خامنه ای، و از آنجا که شرط تصدی امامت جماعت وجود صفت عدالت در متصدی این مسئولیت است، آقای علی خامنه ای لیاقت تصدی این منصب را ندارد، و اقتداء به چنین شخص غیرعادلی، باطل است. به این دلیل مسلمانان از شرکت در نمازجمعه ای که توسط آقای علی خامنه ای یا نُوّاب ایشان برپا میشود معذور و شرعاً ممنوعند
البته اگر شرکت مسلمانان در مراسم نمازجمعه، نه به قصد اقتدا به آقای علی خامنه ای یا نواب ایشان، بلکه به منظور اعتراض و ابراز مخالفت و شعار دادن بر علیه سیاستها و روشهای ضداسلامی ایشان ، و رفتارهای شنیع و قبیح عموم کارگزاران بیکفایت و نالایقشان باشد، شرعاً اشکالی ندارد
علما و فضلا ، مدرسا ن و مجتهدان حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی
Wednesday 9 September 2009
گزارشی از سیاحت هوگو چاوز در آستان قدس رضوی

اشتباه نکنید
هوگو چاوز مسلمان نیست

به نقل از آینده نیوز- هفده شهریور- برگرفته از وبلاگ خانه خلوت
من خبرنگار سفر احمدی نژاد و چاوز به مشهد بودم، به حكم ماموریتی اداری و خوشحال از این كه بعد از روزها غفلت، توفیق سلامی به حضرت دست می دهد و احتمالا نمازی و زیارتنامه ای و دقیقه ای غوطه ور شدن در زلال اقیانوسی از آرامش و معنا. اما اعتراف می كنم كه هیچ كدام فراهم نشد.
احمدی نژاد از بعد از ظهر در حرم بود اما چاوز ساعتی قبل از افطار رسید. مطابق برنامه اعلام شده قرار بود رییس جمهور ونزوئلا – به رسم عمده بازدید هایی كه از حرم مطهر می شود- سری به كتابخانه بزند و نگاهی به موزه بیندازد. اما از لطف برنامه ریزی های دقیق دولتی ها، نشد آنچه قرار بود بشود.
خبرنگارها تا بلند شدن نوای الله اكبر از گلدسته های حرم معطل ماندند و بعد برای افطار به میهمانسرا راهنمایی شدند. بعد از افطار – نماز خوانده و نخوانده- خود را به فضای جانبی دارالزهد رساندند و مترصد كه اعلام بشود بازدید این رییس جمهور به اصطلاح مسیحی ماركسیست ضد امپریالیسم لغو شده و همه آسوده به خانه بروند؛ اما اعلام می شود كه چاوز با احمدی نژاد نشست مشترك خبری دارد. كجا؟ در ساختمان سفید استانداری؟ نه! در تالار تشریفات حرم مطهر رضوی، بالای دارالزهد مباركه و مشرف به ضریح مطهر!
مو بر تن همه راست می شود. فضای روضه منوره و هوگو چاوز؟
تا ساعتی بعد، بادی گارد های جناب هوگو و دیپلمات های كراوات قرمز ونزوئلایی رفتند و آمدند و عكس گرفتند و خندیدند و تماشا كردند و قسم می خورم كه یكی از همین آقایان با كفش های واكس خورده در فضای حاشیه ای دارالزهد مباركه، در خانه حضرت، روی فرش حضرت می گشت كه با برخورد خبرنگارها ناچار كفش هایش را درآورد و در كیفش گذاشت.
بحث فقهی نمی كنم، كه در آن حوزه بی سوادم و نمی گویم آیا ورود غیر مسلمان به حرم مطهر ائمه معصومین جائز است یا نیست. تنها پرسشی مدام مثل آونگی سنگین به سرم می كوبد كه چرا حرم مطهر؟ چرا روضه منوره؟
آقای احمدی نژاد! اگر از یار غار و رفیق گرمابه و گلستان، حضرت هوگو چاوز، در ساختمان مجلل و آبرومند استانداری خراسان رضوی پذیرایی می كردید به كجای دیپلماسی «حیاط خلوت» بر می خورد؟
آقای احمدی نژاد! حرم مطهر رضوی متعلق به دولت شما نیست. اینجا به هیچ دولتی تعلق ندارد. این جا مال همین مردم معتقد و با ایمانی است كه خاك فرش هایش را جواز عبور از سختی های خانه قبر می دانند. مال همین مردمی است كه تا چشمشان به روشنایی گنبد می افتد خونی گرم در دلشان می جوشد و خود را تا زیر پلك های شان بالا می كشد. مال همین مردمی است كه وقتی به «تپه سلام» می رسند، وقتی با قطار از «پل طلاب» عبور می كنند، وقتی از «فلكه فردوسی» می گذرند، وقتی از «خیابان طبرسی» رد می شوند وقتی به «پنجراه» می رسند، می ایستند و دست ادب روی سینه می گذارند و به نشانه احترام و ارادت سر خم می كنند. بعید می دانم آقای چاوز چیزی از این عشق و علاقه بفهمد. حالا بگذار در مراسم نشست خبری اش با شما، فصل بلندی هم در باب مهدویت سخنرانی كرده باشد.
آقای احمدی نژاد! به اعتقاد شیعه، ائمه معصومین زنده هستند و شما، مردك فاسد زنباره ای را به حرم امن الهی، به حضور امام معصوم كشانده اید، به جایی كه اگر از چشم دل بنگرید پرواز ملائك مقرب و جان های شیفته را خواهید دید.
باور كنید حتی در همان ونزوئلا هم درهای بسیاری از مكان های مذهبی جز به روی هم كیشان، بسته است. این را همه دیپلمات های دنیا می فهمند. حالا چرا ما اجازه دادیم هوای معطر حرم مطهر رضوی به نفس های مسموم گروهی آدم های عمیقا سیاست پیشه، آلوده بشود؟ مردانی كه در یك طرف دست دوستی به سوی ایران دراز می كنند و در سوی دیگر مقام اسرائیلی را به حضور می پذیرند. آدمهایی كه یك روز صدام را بغل می كرده اند، حالا احمدی نژاد را. چرا اجازه دادیم؟ چرا؟
Monday 7 September 2009
قربانی های کهریزکها شهادت میدهند و رسوا میکنند
تعدادی از قربانیان تجاوز در زندانها با آیتالله جوادی آملی ملاقات و در حضور ایشان به انجام فعل شنیع غیر انسانی و غیر اسلامی "تجاوز" به عنوان "شکنجه جنسی" شهادت دادهاند. آیتالله جوادی آملی از شنیدن سخنان این قربانیان و توصیفات آنها از شراط زندانها به شدت متأثر شد و قول پیگیری داد
.
به نقل از "آفتاب یزد" سه شنبه هفده شهریود هشتادوهشت
تشريح بخشي از فجايع كهريزك در برنامه خبري 20:30 یکشنبه پانزده شهریور را ميتوان يك گـام مثبت و البته ديرهنگام دانست. مجري برنامه در گفتگوي خود با يكي از فـرمـانـدهـان نـظـامـي از او پـرسـيد: كه آيا فكر نميكنيد رسيدگي به پرونده ماموران و مسئولان متخلف كهريزك، خيلي طول كشيده است
اما نكته اصلي كه اين يادداشت به آن ميپردازد لزوم شناسايي افراد و تريبونهايي است كه نقش آنها در خلق پديدهاي به نام كهريزك و تداوم فعاليت آن، غير قابل انكار است. به نظر ميرسد آنچه كه عدهاي را به قانون شكني، خودسري، جنايت و هزينهسازي براي كشور، نظام و مردم تشويق ميكند خيال آسوده آنها از حمايتهاي چشم بسته برخي افراد و تريبونها يا سكوت ابهام انگيز گروهي ديگر در برابر اين فجايع است. در ميان سكوت كنندگان و حمايت كنندگان، كساني هستند كه براي سكوت يا سخن گفتن خود، توجيهي مقدس ميتراشند تا ديگران را نيز به همراهي بـا خويش تشويق نمايند. آنها معتقدند سوء استفاده دشمنان داخلي و خارجي آنقدر خطرناك است كه بهتر است از افشاي برخي جنايات، نابسامانيها و كژيها خودداري شود. عدهاي ديگر نيز هستند كه نفع خود را در تداوم برخي اقدامات ميبينند. گروه دوم، خود را در پشت سر كساني مخفي ميكنند كه نگران حيثيت نظام هستند و البته با صدايي بلندتر از گروه اول، به منتقدان و افـشـاگـران حـملـه مينمايند. البته نتيجه دغدغههاي گروه اول و فرياد كشيدنهاي گروه دوم، يكي است. هر دو گروه خواسته يا ناخواسته، فضايي امن و خيالي آسوده براي متخلفان و جنايت كاران ايجاد ميكنند و آنها را مطمئن ميسازند كه به بركت وجود بعضي رسانههاي پرخرج و غيرت ورزي طبيعي يا مصنوعي تعدادي از فريادزنان، ميتوانند به كارهاي خود ادامه دهند. متاسفانه در چنين شرايطي، مدعيان حمايت از نظام، حتي حاضر نيستند احتمال ضعيفي از خطاكاري بعضي ماموران و مسئولان را در نظر بگيرند.
آنها قبل از هرگونه بررسي، به تكرار سخناني ميپردازند كه توسط همان خطاكاران ادعا مي شود. در مقابل، افشاگران و منتقدان را به باد حمله ميگيرند. به اين طريق، راه بر هرگونه انتقاد و اعتراض بسته ميشود و اين بسته شدن راه نيز فضا را براي متخلفان، آمادهتر و مساعدتر مينمايد. <هم صدايي برخي رسانهها با دولت سازندگي و حملات شديد آنها به منتقدان آن دولـت> و <كوتاهي همان رسانهها و تريبونها در انعكاس مشكلات اقتصادي مردم و حمايت بيدليل از رفتارهاي سياسي و اقتصادي دولت نهم>، دو نمونهاي است كه در 16 سال گذشته هزينههاي زيادي بر مردم و كشور تحميل كرده است اما برخي تريبونداران و رسانهها، همچنان بر تعقيب روش موردنظر خود، پافشاري ميكنند. اگر امروز جنايتها در كهريزك فرياد همه را بلند كرده است ماموران مربوطه متهم رديف سوم و مسئولان خـوابا~لـود آنـهـا متهم رديف دوم ميباشند. در اين ميان رسانههايي كه رفتار آنها در سالهاي اخير، فضاي امن براي متخلفان فراهم نموده است را بايد متهم رديف اول و بلكه مجرم قطعي اين مسائل دانست.
8 سال پيش كه عدهاي سالخورده از فعالان ملي و مذهبي دستگير شدند، دستگيركنندگان ادعا كردند كه بازداشتشدگان، متهم به براندازي هستند.در همان زمان، رئيسجمهور و رئيس مجلس به همراه عده ديگري از اصلاح طلبان، فرياد اعتراض برآوردند كه <چرا با دستگيري عدهاي منتقد سالخورده، چهرهاي خشن از نظام ترسيم ميكنيد؟>
بعضي از تريبونهاي پرصداي فعلي، آن روز در خدمت كساني قرار گرفتند كه با چشم بسته به تكرار طوطيوار ادعاهاي مطرح شده عليه دستگيرشدگان ميپرداختند و نوك حمله آنها متوجه اصلاح طلبان بود كه <چرا از براندازان حمايت ميكنيد؟> با گذشت چند ماه، همه بازداشتيها آزاد شدند بدون آنكه اتهام براندازي حتي نسبت به يكي از آنها اثبات شود.
در حـوادث اخير نيز همان اشتباه درحال تكرار است به طوري كه مي توان گفت حجم حمله، فحاشي و تهديد نسبت به كـسـاني كه ادعاهايي در خصوص بدرفتاري و تعرض عليه بازداشتيها مطرح كردهاند، صدها برابر بيشتر از اخباري بوده كه نسبت به اين فجايع، منتشر شده است. همين ديروز انتشار مصاحبه كروبي در خصوص وضعيت بعضي از متهمان - كه گزارش خبري 20:30 وجود موارد مشابه و متعدد از آن را تاييد ميكرد – موجب تذكر كتبي وزارت <ارشاد> به آفتاب يزد و متهم كردن اين روزنامه به تشويش اذهان عمومي شد. آيا با اين وضعيت حق نداريم كه جلوگيري كنندگان از افشاگري را مجرم اصلي بناميم و آنها را نسبت به پيامدهاي خطرناك حمايتهاي حساب شده يا ناآگاهانه خود از جنايتكاران، هشيار نماييم؟ كساني كه نسبت به آينده كشور دغدغهدارند بايد بدانند در غياب اعتراضات مردمي، بدترين مفاسد، مخفي خواهد ماند و كساني كه فضا را براي منتقدان و افشاگران – حتي اگر افشاگري و انتقاد آنها، با اشتباه و اغراق همراه باشد – نامساعد ميكنند شريك جرم كساني خواهند بود كه با روشهاي جنايتكارانه خود، جوانان و اقشار گوناگون جامعه را حتي از فكر هرگونه اعتراض، منصرف ميكنند.
امروز كه از عزم نظام براي برخورد با جنايات كهريزك سخن گفته ميشود بايستي براي كساني هم كه خواسته يا ناخواسته، خطاكاران را در حاشيه امن قرار داده و ميدهند تدبيري انديشيده شود. باور كنيد مجرم اصلي اينها هستند، راستي كساني كه با خبر دروغ ابتلاي برخي قربانيان به مننژيت، سعي كردند پرونده آدمكشي بعضي ماموران خاطي را ببندند، آيا جرمي كمتر از عاملان ضرب و شتم منجر به قتل دارند؟,








