Thursday 26 November 2009

افسانه ء "ادُل جومونگ" - علاء الدین بروجردی شیطان پرست در بروجرد


شیطان پرستان در کنش برعلیه دلاورمردان بروجردی


ابَرجنایتکار قرن علاء الدین بروجردی

یکبار دیگر این شیطان پرست رذل پا در میدان بروجرد گذاشت و با همکاری با همدستش محمدکوثری عرصه را بر بروجردیان قهرمان تنگ کرد، ننگ براو و بر ناتوانیهایی اودارودسته علی کشوری عدالت سوز که در جریان خراب

کردن خانه های صوفیه بروجردی با حکم قضائی برای دوماه و ده روز ممنوع از حضور در بروجرد شده بود، و حالا نظریه پرداز رجانیوز شده ، حرفه ای جز چاپیدن مستضعفان و چاپلوسی مستکبران ندارد ، اما چون بچه پررو است دم از عدالتخواهی میزند، اما عدالت طلبان بروجردی را تحمل نمیکند و با همدستانش دستور توقیف و تعطیل خبرگزاریهای آنها و تعطیل سایتها و نشریاتشان را میدهد

علاء الدین بروجردی مثل دن کیشوت است که بر الاغی مفنگی سواری شده که همان علی کشوری است و با نوکرش یعنی محمد کوثری نیزه شکسته اش را برای جنگ با آسیاب به هوا بلند میکند. این تابلوی خیالی به واقعیت نزدیکتر است تا کاریکاتور علاء الدین بروجردی جنایتکار در هیأت جومونگ. اما او حتی شجاعت و صبر شنیدن یک شوخی از زبان همشهریهایش را هم ندارد

اخبار مربوط به تعطیلی خبررسانی آفتاب بروجرد ئ عکس العملهای مربوط به ان را در زیر ببینید

طلاب حوزه علمیه قم - پیروان اسلام ناب محمدی

آفتاب لرستان: امید مهرگان- بعد از جدایی سلسله از دلفان، بروجرد هم مهریه اش را به اجرا گذاشته است. به گزارش اقدس خانم، این روزها دوباره بحث جدایی بروجرد از لرستان تب و تاب تازه ای پیدا کرده و گویا این شهر تصمیم خودش را برای جدایی گرفته و حتی پادرمیانی ریش سفیدها هم دیگر آنها را منصرف نمی کند. کارشناسان طناز آفتاب لرستان در نشستی ویژه و غیر علنی بررسی این طرح را با 30 فوریت آغاز کردند و در جهت ریشه یابی این تصمیم و دلایل وجودی آن به نتایج جالبی رسیدند که از نظر می گذرد:

از آنجا که این بحث همیشه به صورت مقطعی مورد توجه مسئولان و مردم این شهر قرار می گیرد بر آن شدیم تا علت الوجود آن را کشف کنیم. به همین منظور طی یک کار پژوهشی، تمام ویژگی های این مقاطع خاص را که طی آنها این شعارها مطرح می شود، دسته بندی کردیم تا تفاوت را با زمانهای دیگر دریابیم و جالب است بدانید خیلی زود این تفاوتها آشکار شدند و همه چیز مثل روزِ روشن معلوم شد و بلافاصله برای جلوگیری از بروز دوباره ی آن، برنامه ای به تصویب رسید که به موقع خودش به آن خواهیم پرداخت.

شاید باورتان نشود اگر بگوییم تنها تفاوت بین زمانهای مدعی بودن بروجردی ها برای جدایی و زمانهایی که انگار این مسئله فراموش شان شده، در این است که در آن برهه ها تلویزیون فیلم های خاصی پخش می کند که آنها را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. آخرین سریالی که آنها را غیرتی کرده «سریال افسانه ی جومونگ» است که هنوز مدت زمان زیادی از پخش آن نگذشته است. جالب است بدانید اگر «جومونگ» و دار و دسته اش تصمیم گرفته بودند «امپراطوری یکپارچه ی گوگوریو» را تشکیل دهند بروجردی ها مسیر را اشتباه می روند و ساز جدایی کوک کرده اند. درست مثل «فرمانداری زوانتو» که البته همه دیدیم آخر و عاقبتش چی شد!

بگذریم از اینکه این عزیزان یادشان رفته که این ماجرا همه اش افسانه است و تازه گیریم که اینطور نباشد، باید پرسید: شما جومونگ تان کجا بود که با او هر جا دلتان می خواهد بتازید و فتح اش کنید؟!

البته از قول گزارشات تایید نشده ای که خبرگزاری اقدس خانم منتشر نموده اینبار همه چیز جدی است و آنها عزم شان را جزم کرده اند که قال قضیه را بکنند! بر اساس این گزارش، از سوی «کمیته ی آزادی بروجرد»، بروجردی ها مکلف شده اند که برای تقویت روحیه ی جنگندگی شان روزانه هر کدام 10 ساعت جومونگ ببینند و برای اینکه تکراری بودن این فیلم اراده ی آنها را در راهی که در پیش گرفته اند متزلزل نکند، آن را با لهجه ی خودشان دوبله ی مجدد کرده اند و نام «جومونگ» در این دوبله به «اَدُل» تبدیل شده است! این گزارش حاکی است تلاش زیادی صورت گرفته تا شخصی که به جای جومونگ(ببخشید، اَدُل) صحبت می کند اقتدار کلامی داشته باشد اما در نهایت هیچ کس شهامت حرف زدن به جای او را نداشت و چون گزینه ی مناسبی پیدا نشد برای متقاعد کردن کسی به انجام این مسئولیتِ خطیر، نام جومونگ را به «اَدُل» تغییر داده اند! که جالب است بدانید بر اساس دیالوگ آنچه پیش می رود با فیلم اصلی متفاوت است و گویا در فیلم جدید(!) «اَدُل» از تصمیم خود مبنی بر تشکیل «چوسان قدیم» با این دیالوگ که: «یی هَمَه بدبختی وِرَشیمونه؟!» کوتاه می آید و همه چیز به خیر و خوشی برای همه به پایان می رسد. عجیب تر اینکه در ادامه ی این سریال، «لیلا» به یکی از خواستگارهایش جواب مثبت می دهد و در «شمس العماره» جشن مفصلی برگزار می شود!

همچنین از شواهد چنین برمی آید که دعوت «جومونگ» به ایران کار بروجردی ها بوده تا با راضی کردن او به حمله به مرکز استان به اهدافشان برسند اما ایشان بلافاصله پس از بررسی شرایط نه تنها جواب رد می دهد، بلکه به صورتی دستپاچه و غیرمنتظره ایران را به قصد کشور خودش ترک می کند. البته بروجردی ها استفاده ی خودشان را کرده اند و جمع کثیری از آنها برای روحیه گرفتن، با جومونگ عکسِ تَکی گرفته اند و هر وقت دست و پایشان می لرزد به آن عکس ها نگاه می کنند اما باز توی دلشان می گویند: «کاش نِمِ رفت!»

بر اساس بررسی صورت گرفته مشخص گردید که در یک دوره ی دیگر نیز که این ادعاها مطرح شده اند، سریال «جنگجویان کوهستان» یا همان «لینچان» در حال پخش بوده که به سرنوشتی مشابه «افسانه جومونگ» دچار می شود!

راویان نه چندان معتبر شیرین سخن چنین حکایت کرده اند که از مدتها قبل بروجردی ها با سرمایه گذاری های کلان در پی استقلال بوده اند و حتی یکبار در کمال ناباوری تا نزدیکی خرم آباد هم لشگرکشی می کنند. آنها شبانه راه می افتند و نزدیکی های صبح به دروازه ی شهر(چغلوندی) می رسند. فرمانده ی آنها دستور می دهد همه به استراحت بپردازند تا صبح علی الطلوع با همه ی قوا شهر را به تصرف خویش درآورند. آنها به صورت ردیف قطاری دراز می کشند تا استراحت کنند. سربازی که نزدیکترین فرد به دروازه بوده پیش از خواب با خودش می گوید اگر اهالی شهر از محاصره باخبر شوند و حمله کنند، اولین نفر جان من به خطر می افتد. به همین خاطر آرام از جایش بلند می شود و به سوی دیگرِ صف می رود. سرباز کناری وقتی متوجه او می شود همه چیز را می فهمد و او هم همین فکر را می کند و آرام به سوی دیگرِ صف می رود... خلاصه همین طور این اتفاق تکرار می شود و آنها ساعتی بعد متوجه می شوند که به دروازه ی شهر خودشان رسیده اند!

از جمله برنامه هایی که مرکز استان برای جلوگیری از چنین تفکرات و "شیرشدن هایی" از تصویب گذراند این بود که از این به بعد تنها سریالهای ایرانی خانوادگی مثل «شمس العماره» و «دلنوازان» برای بروجردی ها پخش شود!

اگر همچنان به توهمات خودشان در این باره اجازه ی ظهور و شکل گیری دادند، فیلمهای سینمایی نظیر «اخراجی ها» و «جیب برها به بهشت نمی روند» برایشان پخش شود. و اگر مسئله با این فیلم ها هم حل نشد، کارتون هایی مثل: «پلنگ صورتی» «فوتبالیست ها» و «تام و جری»

و در نهایت اگر به هیچ صراطی مستقیم نبودند، سرزمین اساطیری لرستان را بگذارند و بروند هر جا که دوست دارند تا در اسرع وقت این خاک خوب زیر کشت چغندر برود

نویسنده: آفتاب لرستان ׀ تاریخ: شنبه بیست و سوم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀ 30 نظر

بروجردی ها» با «جومونگ» برای تصرف خرم آباد به توافق نرسیدند - 30 نظر

نویسنده: اسپمر

شنبه 23 آبان1388 ساعت: 12:55

سلام دوست عزيز

حيف نيست وبلاگ تون بازديدش کم باشه ؟!!
ميدوني اسپمر بلاگفا چيه ؟
يه نرم افزار که باهاش ميتوني به کلي وبلاگ بدون اينکه نياز داشته باشي بهشون سر بزني نظر ارسال کني ....

ميتوني تبليغ چيزي رو بکني يا هر چيز ديگه...
مستقيما توي تعداد بازديدت تاثير داره و يه جورايي معجره ميکنه ...

براي خواندن مطالب بيشتر در موردش به وبلاگ ما بيا و اگه بازم سوالي بود يا واسه خريد به اين آي دي پي ام بده :
sell.spamer
اول هم تحويل بگير امتحان کن بعدش پول و پرداخت کن

وب سایت

نویسنده: x

دوشنبه 25 آبان1388 ساعت: 0:38

kose nanat madar jende vorujerdia mamaneto kardan be toche khar kosde kiram to kose nanat

نویسنده: دلدار

دوشنبه 25 آبان1388 ساعت: 9:6

متشکریم

نویسنده: سید

دوشنبه 25 آبان1388 ساعت: 13:19

میگویند شما به مدیر ارشاد وصلید و ایشان به استاندار محترم. عنقریب است ختنه شوید

نویسنده: محمد

چهارشنبه 27 آبان1388 ساعت: 17:19

با سلام به شما دوست عزيز


شما هم مي تونيد در مسابقه وبلاگم شرکت کنيد و وبلاگتو هم معرفي کني

به اميد ديدار

وب سایت

نویسنده: حجتی

پنجشنبه 28 آبان1388 ساعت: 19:46

این نشونه ضعف شماست که این جور مطالبو مینویسید.چون میدونید با جداشدن بروجرد لرستان دیگه چیزی جز یه استان مرده نیست و این جور توهین ها جز ضعف و احساس خطر چیز دیگه ای نیست . بهتره بجای این حرفای بی محتوی بفکر اندیشه و تفکر فاسد و دور از عقلانیت خودتون باشین این جور بحثها در فکر کوچیکتون جاش نمیشه.

پست الکترونیک

نویسنده: سینا

جمعه 29 آبان1388 ساعت: 12:2

دمتون گرم خیلی جالب بود مخصوصا جمله آخر (چغندر)
واقعا خیلی از بروجردیا نه همشون توهم دارن اونم از نوع حادش

نویسنده: سپهر

جمعه 29 آبان1388 ساعت: 22:56

هر انچه که از دل براید لاجرم بردل نشیند
اقای بروجردی یکی از افرادی است که مایل به جدایی و افتراق در لرستان هستند .قبلا گفته ام ایشان میخواهند دیوار حایل در فلسطین را هم در لرستان احداث نمایند !!

نویسنده: حجتی

شنبه 30 آبان1388 ساعت: 13:12

نمیدونم چیشده که شما از این چغندر میترسین اگه بروجرد برای شما ارزشی نداره چرا دو دستی چسبیدین بش میترسین این ذره اعتبار تونم که از بروجرده از دست بدین و شما رو به صورت وحشی و دزد ببینن

نویسنده: آرمین

شنبه 30 آبان1388 ساعت: 15:2

حجتی شما که اعتبارتون به شیره است شیره ایی ما اگه میگیم جدا نشید دلمون میسوزه میخوایم مواضبتون باشیم وگرنه بروجرد اگه اعتبار داشت تهرانیا اینقد لهجهتونو مسخره نمیکردن تو فیلما یا اگه عرضه داشتید دختراتونو به عربا نمیدادید 500هزار تومن

نویسنده: حجتی

شنبه 30 آبان1388 ساعت: 18:26

عزیزم شما که اعتبارتون با چماقو گرزه و غارت گری شما نمیخواد مراقب ما باشین تازه این لهجه ما چون شیرین و فصیحه و همه اونو درک میکنن جا افتاده ولی لحجه شما رو هم نه خودتون میفهمین و نه کسه دیگه تازه فارسی حرف زدنتونم که خیلی مزخرفه هرکسی که با شما حرف بزنه زود پشیمون میشه اعتبار ما پیشینمون و اندیشمندامونه ولی شما اعتبار گرز و چماقین برای همین کسی شما رو آدم محسوب نمیکنه.همتون دنبال ضربه زدن به دوستاتونه یه قلعه دارین که اونم بیخوده عالم آنچنانی ندارین.تازه اگه بروجرد اعتباری نداشت شما خودتونو نمیکشتین که برای دانشگاش بیاین اینجا و اینجارو فاسد کنید.جدایی ما به نفع هممونه هم شما و هم ما چون از نا حقی شما راحت میشیم هرچند از پشت خنجر زدن کار همیشگیتونه.شما که خیلیاتون خدا و پیغمبر نمیشناسین حرف زیادی براتون مشکل آفرین میشه

نویسنده: سپندارمذ

شنبه 30 آبان1388 ساعت: 20:49

لرستان پاره ای از شهر هاست که به زور در یک تکه نقشه جاشده اند همانا که کرم از مغز درخت است وگرنه چرا همه استان با خرم آباد مشکل دارند و آرزوی پیوستن به استان های همجوار را دارند؟

نویسنده: nobody

شنبه 30 آبان1388 ساعت: 23:35

آرمين جون داداش بروجرديا شيره استفاده ميكنن كمرشون سفت بشه! حجتي باهات موافقم آقا ما نميخوايم واسمون دلسوزي كنيد بزاريد ما جدا بشيم كه رفتيم يه جايي تا گفتيم بروجردي بهمون نگن "لري"؟ از لرستان اومدي؟ من نميگم لر بودن بده اما رفتار 2 تا مثل همين بچه هاي خرم آباد تو دانشگاه بروجرد همه چيزو زير سوال ميبره !

نویسنده: آرمین

یکشنبه 1 آذر1388 ساعت: 11:8

اولا نگفتید چرا دختراتونو میدید به عربا 500هزارتومن؟؟؟؟
دوما اون دانشگاه مزخرفتونو اگه ما نیام که تعطیل میشه ما هم واسه درس میام هم یه چیز دیگه کمرمونم حسابی سفته

درضمن الان هرکی از هر ده کوره ای(کوهدشت و نور ابادو...) میره تهران میگه از خرم اباد اومدم تا بهش نگن دهاتی
گفتی قدمت خندیدم یه مسجد دارید که قدمتش 200سالم نیست ما آثار باستانیامون زیره 2000سال قدمت ندارن
بروجرد یه دهات بزرگ در 95کیلومتری خرم آباد

نویسنده: دنیا

یکشنبه 1 آذر1388 ساعت: 13:11

براتون متاسفم. تا میتونید از این مطالب بنویسید خودتونو خالی کنین عقده هاتونو بریزین بیرون. عقده ی اینو دارین که صدسال دیگه که کمه هزارسال دیگه هم به فرهنگ بروجرد و بروجردی هم نمیرسین بدبختا. خودتون هم عین آثار باستانیتون در حال انقراضین. بدبختا نه شهور دارین نه فرهنگ. رضا خان شهر شما رو مرکز استان کرد تا هروقت خواستین ضر بزنین خیلی راحت سرکوبتون کنه. براتون متاسفم ملت بی فرهنگ

نویسنده: یک ایرانی

یکشنبه 1 آذر1388 ساعت: 13:54

عزیزان اگر اعتراضی دارید و یا مطلبی را نمی پسندید سعی نمایید هم شآن با فرهنگ خود عمل نمایید بهتر است نظرات خود را منطقی و فرهنگی بیان نمایید تا هم مورد استفاده دیگران قرار گیرد و هم مشخص شود چقدر خوانندگان با مطلب چاپ شده موافق هستند و اکنون که یک نویسنده ! ! ! پیدا شده مطالبی که به جز توهین و اهانت به هم وطن خودش را که تاکنون در محاوره مردم عوام رد و بدل می شد بسیار اهانت آمیز و از تریبون یک ابزار فرهنگی که می تواند برای رشد و ارتقا’ و تعالی فرهنگی در جامعه استفاده شود - برای ایجاد تفرقه و برهم زدن نظم و اتحاد بین مردم دو شهر استفاده گردد . جای بسی تاسف است بالاخص که توهین به شخصیتی همچون آقای بروجردی نماینده مردم منطقه ای از ایران عزیز که مشخص نیست با چه هدف و منظوری این کار صورت گرفته است ! ! ؟ ! ؟

نویسنده: یک بروجردی

یکشنبه 1 آذر1388 ساعت: 14:30

فقط می توانم بگویم بسیار متاسفم ازاین فهیم بودن مردم بروجرد و تحمل تبعیض از سوی استان در طول سالهای متمادی و گستاخی و بی حرمتی از سوی شما - همه ما یک ایرانی هستیم . و تاسف بخاطرحامد احمدی که دانسته و هوشیارانه به لاین اختلاف جزیی و کوچک اینگونه گسترده و علنی و مغرضانه دامن می زند

نویسنده: koramabadi

دوشنبه 2 آذر1388 ساعت: 2:26

آقای عزیز
از توقیف این نشریه و هر نشریه ای دیگر متاسفم. همه باید حرف بزنند. اما بهتر است اسم این روزنامه را بگذارید سیاهی لرستان!
پسر امام جمعه بروجرد و عده ای مفت خور از آنسو و از این طرف هم چند بچه بسیجی خوش سابقه در "ارشاد" در این هیاهو فریادها یگانگی می خواهند با جنگ زرگری مردم را به جان هم بیندارند!
آفتاب پرستان رنگ عوض کن لرستان! بعد از پاک کردن تاریخ از حضور قهرمانی جوانان لرستانی از هر شهری که بوده اند فکر می کنند مردم یادشان رفته که هوشنگ اعظمی و همایون کتیرایی و علی شکوهی و هبت معینی و هزاران دیگر قهرمانان این دیار متعلق به همه ما هستند.
چه کسی مسئول سیاه روزی مردم است؟ اگر واقعا روزنامه نگاری بنویس بعد از سی سال چه کسانی مسئول این بیکاری و فقر و بدیختی هستند. آدرس عوضی ندهید! ساواک شاه سعی کرد تنوانست. بسیجی ها هم نمی توانند. نمی توانید سال های جنایت و بدبختی را پاک کنید. تفرقه بینداز و حکومت کن تاریخ مصرفش تمام شده. آقا یه کاری دیگری پیدا کن.

پست الکترونیک

نویسنده: دلخون

دوشنبه 2 آذر1388 ساعت: 11:4

در دنیایی که حصارش را دیکتاتورها دور ایران کشیده اند و همه ما را تسخیر خود کرده اند ما یادمان می رود که زندانی هستیم و گاهی دچار توهم می شویم که آزادیم و برای دلخوشیمان حرف می زنیم. گاهی یادمان می رود که دیکتاتورها کارشان را خوب بلدند که چگونه از یاد ما ببرند زندانی بودنمان را اسیرانی که زود ذهنشان منحرف می شود و به جای مبارزه برای عزت و شرف از دست رفته شان انرژی خود را صرف مهمل کاری جنگیدن بر سر قومیت می کنند. در دنیایی که همه یکی شده اند و ما هنمز تافته جدا بافته که باید از پشت اکواریوم به انسانهای آزاد نگاه کنیم البته یادتان نرود که با اینکه ما در آکواریوم هستیم باز هم تماشا چی ماییم. یادتان نرود که آنفلونزای خوکی آنقدر مهم نبود که تصادف و سیگار و ایدز و هزار خطر دیگر که جانمان را تهدید می کنند آن تنها برجسته سازی بود برای انحراف ذهن ما از ظلم و تقلب

نویسنده: آرمین

دوشنبه 2 آذر1388 ساعت: 13:45

دنیا جون اگه فرهنگ به فروختن دختر به عربای خلیج فارسه که 1000سال کمه 10000سال دیگه هم خرم ابادیا به فرهنگ شما نمیرسن
راستی دنیا الان ایرانی یا دوبی؟؟؟؟؟؟؟؟

نویسنده: nobody

دوشنبه 2 آذر1388 ساعت: 22:26

دختر بدي به عرب بهتره حداقل يه پولي گرفتي! از اين بهتر دختر شهرتون بياد بروجرد مجاني به همه سرويس بده:))

نویسنده: لر کش

سه شنبه 3 آذر1388 ساعت: 7:31

بابا جان این خرم آبادی ها راست میگن دیگه ...
ما بروجردیها که چیزی از اونها بیشتر نداریم. ما فقط یه فرهنگ از اونها بیشتر داریم. اینم که تو خرم آباد اصلا معنا و مفهومی نداره ...
تو خرم آباد فقط گرز و چماق معنا و مفهوم داره که اونهم لوظیا میسازن و در ورودیها و خروجیهای شهرشون میفروشند ...
اینها (خرم آبادیها) انسانهای اصیلی هستند . دقیقا اصالت چندین قرن پیششون رو حفظ کردند و همونجور وحشی باقی موندن.
البته پیشرفتهایی هم داشتن. اونموقع توی غار زندگی میکردن الان همون غارها رو به شهر آوردن و توی به اصطلاح خونه زندگی میکنن. اخیرا هم که دیگه کلی آپ تو دیت شدن و به جای الاغ سوار وانت که تاکسیشونه میشن. تازه خیلی هم از تویوتای کیریسیدا ! خوششون میاد.
اینا اصلا همشون آبادگرند. الان دختراشون بروجرد رو آباد کرده. این بده ؟
فقط من نمیدونم با اینکه اینهمه شهرشون رو متمدن میدونن چرا وقتی توی تهران میخوان خودشون رو آدم حسابی نشون بدن میگن ما بروجردی هستیم و از بزرگترین آرزوهاشون اینه که بیان و تو بروجرد ساکن بشن.

نویسنده: الف

سه شنبه 3 آذر1388 ساعت: 7:35

آرمین جان ...
شما لطف کن یه سر به دانشگاه آزاد بروجرد بیا و در مورد دخترای شهرتون یه پرس و جویی بکن تا متوجه بشی که دخترای شما باغیرتها! اینجا چطوری خرج تحصیلشون رو در میارن.

نویسنده: احمد لطفی

سه شنبه 3 آذر1388 ساعت: 13:32

هنوز مملکت آنقدر بی صاحب نشده که هر احمقی به اسم خبر نگار وروز نامه نگار هر غلطی دلش خواست بکند وبه مردم یک شهر توهین کند وکسی کاری به کارش نداشته باشد .حامد احمدی بداند وآگاه باشد اگر در هر کجا من شخصا او را ببینم به حسابش می رسم وپاداش این نفهمیش مرگ است.

نویسنده: بروجردي خرم آبادي

سه شنبه 3 آذر1388 ساعت: 13:47

خجالت آور است اين بحث ها!!!!!
بابا يكي از بيرون استان اينا رو بخونه راجع بهتون چي فكر مي كنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نویسنده: رضا

سه شنبه 3 آذر1388 ساعت: 14:24

اگه دستم به اين مردك برسد مثله سگ قطعه قطعش مي‌كنم. مرگ بر ضد بروجــردي‌ها

نویسنده: !

سه شنبه 3 آذر1388 ساعت: 14:44

توصبه میکنم به مغز کوچکتان وکله بزرگتان فشار نیارید.در ضمن برید اون باجگیرونتون رو برید درست کنید که از سربازانه بیچاره باج نگیرن.

نویسنده: !

سه شنبه 3 آذر1388 ساعت: 14:48

ای قصه نویس وبلاگ ننویس ..............(نتونی )

نویسنده: بروجرد نیوز

چهارشنبه 4 آذر1388 ساعت: 0:25

جواب بروجرد نیوز به مقاله سراسر توهین آفتاب (غروب) لرستان

http://www.borujerdnews.ir/article/M0059.htm

وب سایت پست الکترونیک

نویسنده: آرمین

چهارشنبه 4 آذر1388 ساعت: 14:8

به قول یکی از دوستام خروسای بروجردیم میدن چه برسه به زنانو دخترای عزیزشون امروز هرکی میخواد یه حال مجانی کنه از همه استان میان بروجرد چون مردای شیره ای ترسو و بی غیرت داره با زنای سکسی
کاش فقط دختراتونو میدادید به اینو اون نه مادراتونو هم بدید
البنه بروجردی خوبم داریم سو تفاهم نشه
ولی شهرهای معروف به خراب بودن زناشون یکی کرمان یکی فولاد شهر(سوراخ شهر) اصفهان یکی بروجرد

بالا نرفتن عدالت از شیب کوچه های علی آباد

کاش مسوولان در «گِل سفید»، «روسفید» می شدند

کرم رضا تاج مهر

پله های سنگی دِژ شاپورخواست را که بالا می روم، سرشار از احساس اُبُهت می شوم. هر پله که صعود می کنم، بوی تاریخ و تمدن، همراه هوای پاک لرستان، بیشتر از همیشه به ریه هایم نفوذ می کند و انگار تمام تاریخ در ذهن ام تکرار می شود. به بالای قلعه که می رسم، دل ام می خواهد قبل از رفتن به موزه ی مردم شناسی و دیدار دوباره ی تاریخ و فرهنگ و تمدن هزاران ساله نیاکان ام، از همان بالا به چهارگوشه ی شهر زیبای ام- خرم آباد، نگاه کنم تا با دیدن جوش و خروش مردم همیشه صبورش، در کنار خروش رودخانه ای که همه جای شهر هست، تعلق خاطرم به این دیار کهن بیشتر شود. افسوس!

می ترسم وقتی برمی گردم دیگر نشانی از خانه مان نباشد

افسوس! نه دیگر رودخانه ای در بستر خویش، جوش و خروشی دارد و نه مردمان سرزمین ام چونان گذشته، زندگی را به سرمستی هر چه تمام می سرایند. با نگاه به ضلعِ جنوب غربی شهر و خانه هایی که توسری خورده از سر و کول هم بالا رفته اند، تنها و تنها فقر و فلاکت را می بینم که از سر بالایی کوچه های تنگ و باریکِ «گِل سفید» بالا می رود تا بیشتر از همیشه گلوی زندگی را بفشارد. دیگر تا رسیدن خانه های پوشالی و کم دوام به بالای کوه، چیزی نمانده است. کوهی که از دامنه ی دیگرش سنگِ قبرها پله پله بالا می روند تا در نبردی برابر، مرگ و زندگی بر قله ی کوه به هم برسند و دیگر مرزی نباشد. هر وقت گِل سفید را نگاه می کنم، در ذهن ام زلزله ای خانه های سُست و بی بنیان اش را می لرزاند و با همان تکان اول، بناهای پوشالی اش چون گرد و خاکی از سر و کولِ کوه فرو می ریزند. یاد حرف یکی از دوستان ام می افتم که بر قله ی این فقر خانه ای دارند. می گفت: «هر وقت از خانه دور می شوم نگرانم و دلشوره دارم. می ترسم وقتی برمی گردم دیگر نشانی از خانه مان نباشد!» و به راستی که هیچ تضمینی نیست. و دوستی دیگر که می گفت: «کاش گِل سفید، گُل سفید می شد.»

اینجا «علی آباد» است، صدای ما را از فقر می شنوید!

از این منظره که دل ام می گیرد، روی به جانبی دیگر می گردانم؛ آنجا که گِل سفیدی دیگر در سینه ی کوهی دیگر، با درد آرمیده است. همان خانه های توسری خورده؛ همان مردمان دردمند! همان کوچه ها، همان زخم های ناسور. اینجا «علی آباد» است؛ «کوی علی آباد» که همزاد گِل سفید است. تفاوت، تنها در نام محله است. اینجا هم عدالت از شیب کوچه هایش هرگز نتوانسته بالا برود. شاید پشت این کوه، گورستانی نباشد، اما سینه های دردمند مردمانش، گورستان آرزوهای خُردِ و کلان زیادی است. نبردی بین مرگ و زندگی نیست چون انگار زندگی کوتاه آمده و دیرزمانی است پشتِ دست های خالی اش را به زمین ساییده است. رنگِ تلخِ شکست و تسلیم را می شود از در و دیوار غمزده و بی روح علی آباد دید. به نام اش فکر می کنم که تناقضی آشکار در خود دارد؛ علی آباد؛ انگار اشتباهی رُخ داده. نشانی از علی در قلب تک تک ساکنان این کوی مفلوک هست، اما نشانی از آبادی و آبادانی در هیچ کجایش به چشم نمی خورد. و باز تکان های سختی که تصویر خانه های کوی را در ذهن ام به هم می ریزد تا فقر برای همیشه زیر خروارها خاک و سنگ دفن شود و تنها توهمی از گرسنگی و زجر، در خاطره ها باقی بماند...

فقر و دالانهای تودرتوی آجری تاریخ

کاش تسلیم وسوسه ی دیدار شهرم از بالای این قلعه نمی شدم و بی هیچ ذهنیتی خودم را به دالانهای تو در توی آجری اش می سپردم تا اینچنین آشفته حال و بیقرار نمی شدم و چون همیشه تنها با حسی نوستالژی گذشته و حال را در ذهن ام پیوند می دادم؛ کاری که همگان این روزها می کنند. حالا اما به دیدن هر تکه ای از تاریخ این سرزمین، در پستویی از این قلعه، آهی سرد از سینه ام بیرون می جهد و نمِ اشکی که در شیارهای چین و چروک زیر چشمم می جوشد و آنی دیگر چون رودخانه ی شهر می خشکد! وقتی که دل به عزا و عروسیِ ماکت هایی می دهم که در کنار سیاه چادرها یکی شده اند! وقتی که هنر دست های توانایشان را در نقش و نگارِ گلیم و جاجیم و در تراشِ ظریفِ مفرغ به نظاره می نشینم؛ همه جا، گوشه گوشه ی این لابیرنت زیبای آجری...

خانه های سُستی که مقاومتشان به ریشتر نمی رسد

خبرنگاری از یک کارشناس میراث فرهنگی در مورد پروژه ی استحکام قلعه ی فلک الافلاک می پرسد و هزینه هایش. کارشناس می گوید: «برای اولین بار ما ریسک کردیم و طرح یک کمربند مقاومتی را برای قلعه طراحی و اجرا کردیم که به راحتی در صورت زلزله ای هفت -هشت ریشتری مقاومت کرده و فرو نمی ریزد.» می شنوم که هزینه ی این طرح را چند میلیارد تومان اعلام می کند. سرم گیج می رود. همان موقع فکر می کنم که با این پول چند درصد خانه های گِل سفید و علی آباد را می توان آباد کرد؟ فقر را برای همیشه از چند خانواده می توان دور کرد؟

با خودم فکر می کنم اگر زلزله بیاید، ویرانی این خانه های سُست و پوشالی در ریشتر چندم اتفاق می افتد؟! اصلاً به ریشتر خواهد رسید؟! اصلاً اگر زلزله ای به بزرگی آنچه کارشناس میراث فرهنگی می گفت، بیاید، در اطراف این دژِ گیریم سرِ پا مانده و فرو نریخته کسانی وجود خواهند داشت که مثل امروز با دیدن استواری اش سرشار از غرور شوند؟! همین هایی را می گویم که صبح به صبح از پنجره های مُشما پیچِ خانه های گِلی شان به این دژ سلام می کنند! کاش به فکر کمربند مقاومی برای خانه های مردم شهر هم می بودیم.

وقتی کودکی در گِل سفید سر گرسنه به بالین می گذارد

اینکه دیروز چه بوده ایم و چه کرده ایم آنقدرها هم مهم نیست. اهمیت اش شاید تنها در این باشد که از آن عبرت گرفته و تجربه هایش را پاس بداریم و آجری روی این بنای ریشه دارمان(تاریخ) بگذاریم و اگر امروز با افسوس به دیروز می نگریم و به آنچه باید، نرسیده ایم، گذشته نه تنها هیچ افتخاری برایمان نخواهد داشت، بلکه بیشتر باعث سرافکندگی مان می شود. آیا درست است که در سایه ی گذشته ی پُربارِ فرهنگی تاریخی مان به خواب غفلت برویم و به ندای هر آنچه می خواهد بیدارمان کند، پاسخی به شایستگی ندهیم و خودمان را به خواب بزنیم؟! «گذشته» خوب یا بد، تلخ یا شیرین، نام اش با خودش است: گذشته! و دیگر برنمی گردد. و اگر قرار است نیم نگاهی به آن داشته باشیم برای ساختن حال و آینده باید باشد. اصلاً مگر قرار نیست یک جامعه پیوسته رو به جلو حرکت کند و رشد داشته باشد، آنچنان که امروزش از دیروزش بهتر و توسعه یافته تر باشد؟!

دیدن فقر و درد مردمان امروز، حال خوشی برای هیچ کس باقی نمی گذارد که در هزارتوهای تاریخ دنبال جایی باشد برای افتحار؛ برای بالا گرفتن سر و سینه اش! فلان شئی تاریخی بازمانده از پیشینیان مان گیرم که میلیاردها میلیارد ارزش داشته باشد و بالایش خروار خروار پول بدهند! وقتی کودکی در گِل سفید سر گرسنه به بالین می گذارد، چه ارزشی دارد؟! وقتی که سقفی بر سر زنی تنها و کودکان یتیم اش آوار می شود، جایی برای افتخار و سربلندی می ماند؟! بگذارید حرف دل ام را بزنم: اگر این آثار گرانبهای افتخار آمیزمان را به همان خارجی هایی که قدر این چیزها را خیلی خوب و بهتر از ما می فهمند، بفروشیم و خرج فرهنگ و اقتصاد این مردم نجیب و دردمند کنیم، بهتر نیست؟! «صورتکِ طلاییِ» نمایش که از گذشته به میراث مانده، هر کجای جهان که باشد مال ماست، هویت ماست و هیچ کس نمی تواند این مساله را انکار کند. همچنانکه مفرغ ما را جهان می شناسد و ارج می نهد. نکته ی مثبت این فکر این است که همه می دانیم در امر نگهداری از این اشیاء خارجی ها هم امکانات شان از ما بیشتر است و هم برنامه ریزی ها و دقت نظرشان به نحو مطلوبی است. پس نگرانی مان از چیست؟! تازه شاید خیلی ها به واسطه ی دیدار این اشیاء در موزه های بزرگ و معروفی چون«لوور» مشتاق دیدار سرزمین مان شوند و بخواهند آفرینندگانِ زبردست این آثار را از نزدیک ببینند.

هزار پُرسش؛ هزار گِرِهِ کور و درخت تناوری به نام فقر

ممکن است از دید آنهایی که این مطلب را می خوانند، این حرفها غیر منطقی، غیرفرهنگی و حتی ضد فرهنگی باشند و بخصوص وقتی آنها را از چون منی که داعیه ی فرهنگ دارم می خوانند، شاید بیشتر حرص شان بگیرد. اما چه بخواهیم چه نخواهیم واقعیت این است که خیلی وقتها ما آدمها آنچنان اسیرِ تار و پودِ تعاریف و چارچوبها و تعارف و تکلیف های بیخودی می شویم که اصل خیلی چیزها فراموش مان می شود؛ آنچنانکه وقتی به اصل نزدیک می شویم، هراس می کنیم و احساس می کنیم خیلی از مرحله پرت شده ایم و حرف ناصواب می زنیم. اما باید بپذیریم که آنچه از آن با عنوان میراث فرهنگی یاد می کنند متعلق به همه ی مردمان این سرزمین است چون از آبا و اجدادشان به جا مانده؛ پس باید دید نیاز امروز این مردمان چیست؟ از چه ناحیه ای آسیب پذیرند و چطور می توان دست شان را گرفت؟! ممکن است بگویید در جامعه هر چیزی جای خودش را دارد و در جای خودش باید به آن پرداخت و حراج فرهنگ برای اقتصاد و معیشت(معقول یا غیر معقول) راه حل مناسب و نتیجه بخشی نیست. ممکن است بگویید بالا بردن سطح زندگی مردم و توسعه ی جامعه، شاخص ها و راهکارهای خاص خودش را دارد و باید در آن مسیر برنامه ریزی و حرکت کرد و به نتیجه رسید. کاملاً منطقی و درست است؛ اما در جامعه ی ما آیا همه چیز سر جای خودش است؟! اگر هست چرا هنوز ابتدایی ترین نیازهای محرومان جامعه را که همانا نان و مسکن است، نتوانسته ایم برآورده کنیم؟! چرا هنوز بسیار آدمها سر گرسنه به بالین می گذارند؟! چرا خیلی ها سقفی بالای سرشان ندارند؟! چرا هزینه های بهداشتی درمانی چنان سنگین است که هر خانواده ای از عهده شان برنمی آید و بواسطه ی دردهایی که دارند روزی هزارمرتبه آرزوی مرگ می کنند؟! چرا هنوز به حال خیل عظیم کارگران روزمزد این جامعه که بیمه و آتیه ای برای خانواده و زندگی شان ندارند، فکری نشده است؟! و هزاران پرسش دیگر که از حوصله ی این مطلب خارج است و البته خیلی ها به آنها واقف اند.

ماهی بدهیم یا ماهیگیری یاد بدهیم؟!

چرا باید نسل یا نسلهایی قربانی فقر شوند؛ چون برنامه های ما در کوتاه مدت نمی توانند پاسخگو باشند؟! آیا آدمهای این نسلها حق زندگی ندارند؟! حق آرامش و خوشبختی ندارند؟! ممکن است خیلی ها تلاشهای انجام گرفته در این زمینه را یادآور شوند؛ تلاشهایی که در زمینه ی فقر زدایی توسط نهادهای حمایتی انجام می شود. واقعیت این است که که این قبیل برنامه ها مُسکن هایی هستند که تنها ممکن است برای لحظه ای درد را تسکین دهند. عمده ترین ایرادی که می توان به این نهادها گرفت، تشکیلات عریض و طویلی است که به خود گرفته اند و البته هزینه ی فراوانی در پی دارند و شاید توجیهی هم برایشان نباشد؛ چرا که عمده ترین پشتوانه ی این نهادها کمکهای مردمی است و چه خوب بود اگر هم این تشکیلات عظیم پُر هزینه توجیهی برای وجودشان بود، نیروی انسانی شان از همین قشر آسیب پذیر تامین می شد تا با یک تیر می شد دو هدف را نشانه گرفت و به قول قدیمی ها: «به جای ماهی دادن، ماهیگیری به آنان می آموختیم» دوم اینکه با وجود گسترده گی فعالیت این نهادها، سیاست و برنامه هایشان به گونه ای است که فقیر پیوسته وجود دارد و بر اساس آماری که خود این عزیزان در مصاحبه ها و عملکردهایشان اعلام می کنند پیوسته بر شمار متقاضیانِ قرار گرفتن زیر چتر حمایتی این نهادها افزوده می شود و هر ساله عده ی قابل توجهی از این دایره بیرون می مانند و هیچ برنامه ای هم برایشان در نظر گرفته نمی شود. اگر اشتباه نکنم چند سال پیش یکی از مسئولین کمیته امداد حجم کمک های مردمی واریز شده به صندوق ها را یک میلیارد تومان در سال اعلام کرد. همان موقع داشتم فکر می کردم اگر بدون هیچ واسطه ای این مبلغ هر سال در اختیار ایجاد اشتغال و کمک به قشر آسیب پذیر و محروم یک شهر قرار می گرفت، حالا دیگر شاید وضع مان حداقل این نبود! اما باید بپذیریم که خیلی وقت ها درگیر حاشیه ها می شویم و همانطور که پیش از این هم اشاره کردم اصل فراموش مان می شود.

در احادیث دین مان مکرر بر کمک و استمدادِ پوشیده و محرمانه و محترمانه تاکید شده و نمونه ی بارزش هم امیر مومنین علی(ع) است که همین ایام متعلق به اوست. اما آیا ما هم همین شیوه را سرلوحه ی کار خود قرار داده ایم؟ گمان نمی کنم، چون پیوسته سعی در نشان دادن آنچه کرده ایم داریم و اگر به فرض سفره ای برای ایتام پهن کرده ایم، با دوربین های متعددی، از زاویه های مختلف به تصویرش کشیده ایم و رسانه ای اش کرده ایم. اگر جهازی برای دخترانِ دمِ بختِ فقیر تدارک دیده ایم، از محل حرکت تا زمان تحویل، با دوربین به تعقیب اش پرداخته ایم و بارها و بارها نشان اش داده ایم. می دانم! پاسخ مسئولین شاید این باشد که با این کار می خواهند جامعه را به کمک ترغیب کنند. اما خوب است بدانیم به هیچ عنوان شیوه ی مناسبی نیست و شیوه های بسیار پسندیده و مناسب دیگری قطعاً برای این ترغیب وجود دارد. و تازه هیچ فکر کرده ایم که گیریم بذل و بخشش مان گُل کرد و دیگ بخشایش مان جوشید و روزی از همین روزهای رمضان سفره ای گستراندیم و یتیمانی بر آن نشاندیم! آیا برای همیشه گرسنگان سیر می شوند؟! آیا دیگر گرسنه نخواهند شد؟! هیچ فکر کرده ایم بقیه ی روزهای سال را چگونه سر خواهند کرد؟!

سیاست هایی که توازن جامعه را برهم می زنند

مگر اصل سوم قانون اساسی کشور بر «رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی» و همچنین «پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه، مسکن، کار، بهداشت و تعمیم بیمه» تاکید نکرده است؟! پس چرا با گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی هنوز اجرای این اصول بر زمین مانده و محقق نشده است؟! به هیچ عنوان قصد ندارم یک دولت یا محدوده ی زمانی خاصی را به عنوان مقصر معرفی کنم یا بر عکس، به نیکی از بُرهه ای یاد کنم. در تمام دولت ها آنچنان که باید و شاید در این زمینه ها کار نشده است. باید بپذیریم که سیاست ها و شیوه هایمان نه تنها در خدمت فقر زدایی نبوده و نیست، بلکه خواسته یا ناخواسته باعث فقرزایی هم شده ایم. در کنار سیستم آموزش عالی، ساختاری به نام دانشگاه آزاد راه می اندازیم و در قبال دریافت وجوه آنچنانی مدرک تحصیلی صادر می کنیم. در واقع برای قشر متمول جامعه شرایطی به وجود می آوریم تا با هزینه کردن پول، تحصیلات شان را تکمیل کنند و از آن طرف هم شرایط را برای حضورشان در ساختار مدیریتی کشور فراهم می کنیم تا فرصتهای زیادی که می توانستند به انصاف در اختیار قشر آسیب پذیر قرار گیرند، سوخت شوند و از بین بروند؛ بدون اینکه بخواهیم به این مسئله فکر کنیم که قشر متمول جامعه و به قول معروف آنها که دست شان به دهانشان می رسد، بدون اشغال پُست ها و مشاغل مختلف هم می توانند به واسطه ی پشتوانه ی پولی ای که دارند آنطور که دل شان می خواهد زندگی شان را بکنند و دغدغه ای هم نداشته باشند.

از این طرف هم اگر بخواهیم منطقی فکر کنیم گمان نمی کنم وقتی شرایط کار و اشتغال حتی برای یک نفر از اعضای خانواده ای از اقشار پایین دست جامعه مهیا باشد، آن خانواده تا حدی که امروز شاهدش هستیم در رنج و مضیقه باشد. به هر حال می تواند با کمی تلاش روی پای خود بایستد و آبرومند زندگی کند. در واقع اگر با یک سری سیاست های فکر نشده توازن جامعه را بر هم نزنیم مشکلات کمتری پیش رو خواهیم داشت.

چرا دیو اعتیاد هر روز بیشتر بال می گستراند؟!

سالهای سال است که نیروی انتظامی با دادن هزینه های بسیار، مشغول مبارزه با قاچاق مواد مخدری است که روز به روز جوانان و نوجوانان این جامعه را بیشتر در تارهای عنکبوتی خودش گرفتار می کند. این اقدامات در خور تقدیرند، اما آیا از شروع این مبارزه ی جدی تا امروز درصدی از ابتلا به مواد مخدر در ایران عزیز کاسته شده است؟! اگر پاسخ مان مثبت باشد مطمئناً خودمان را فریب داده ایم چون با چشمان مان هر روز گسترش این افیون را داریم می بینیم و امروز شاید کمتر خانواده ای باشد که به نوعی از پیامدهای مستقیم یا غیر مستقیم این پدیده مصون باشد. حتماً شما هم از بزرگترها شنیده اید که در سالهای گذشته که تریاک در کشورمان کشت می شده، کمتر کسی به آن اعتیاد پیدا کرده و آنقدر آمار مبتلایان پایین بوده که در جامعه به چشم نمی آمده اند. این نکته قبل از هر چیز بیانگر این واقعیت است که تنها مبارزه ی جدی با ورود و توزیع مواد مخدر در پیشگیری از ابتلا به آن کافی نیست و باید در زمینه های دیگر هم اقدام نمود. امروز همگان دیگر به این درک درست رسیده اند که به هیچ عنوان هیچ درد و مرض و معضلی را به تنهایی نمی توان برطرف نمود. منظورم این است که تمام پدیده های زشت و حتی پسندیده ی موجود در جامعه، به نوعی در ارتباط متقابل با هم هستند و برای کنترل یکی از آنها، ضرورت دارد برای دیگر حیطه های در ارتباط با آن هم برنامه ریزی درستی شود؛ در غیر این صورت تمامی تلاش ها بیهوده اند و شاید آنچنان که باید و شاید راه به جایی نخواهند برد.

چرا پای هیچ رییس جمهوری به علی آباد و گِل سفید نرسیده است؟!

وقتی به ساختار برنامه های رسانه ی فراگیر و بزرگی چون صدا و سیما می نگریم، متوجه می شویم که از ابتدا مبنای ساخت فیلمها و سریالهای تولیدی بر این محور است که: پول و ثروت عنصر نامطلوبی برای زندگی است و خوشبختی نمی آورد. در بیشتر قریب به اتفاق این برنامه ها این پیام اخلاقی محوریت دارد که: خانواده های پولدار بحران های زیادی را از سر می گذرانند و در مقابل خانواده های فقیر، با تمام دست تنگی ها و دلتنگی هایشان، همیشه خوشبخت و سعادتمند هستند. آیا این رویکرد، رویکر مناسبی است؟! آیا پاک کردن صورت مسئله محسوب نمی شود؟! هر زمان هم که فرصتی پیش آمده تا به واکاوی مسائلی اینچنینی بپردازیم، با هزار و یک دلیل و بهانه، آنرا به زمان دیگری موکول کرده ایم و با حساس دانستن شرایط جامعه، بر آن سرپوش گذاشته ایم مبادا دشمنان مان شاد شوند یا از آن سوء استفاده کنند! آیا وقت اش نرسیده بی آنکه پای انواع دشمنِ فرضی و غیر فرضی را به میان بِکشیم، برای خودمان کار کنیم و در پی حل مشکلات عدیده مان باشیم؟!

چرا تاکنون مسئولان استان دست هیچ رئیس جمهوری را نگرفته و علی آباد و گِل سفید را به آنها نشان دهند؟! چرا تاکنون صدا و سیمای لرستان یک گزارش تاثیرگذار از خانواده های بی نوایی که بر این دو دامنه زندگی می کنند تهیه نکرده و مانند استانهای دیگر برای پخش به مرکز ارسال نکرده است؟! چرا هیچ کدام از نمایندگان ادوار گذشته ای که با رای این مردم به مجلس رسیدند، پس از اتمام دوره ی سرگرم شدن شان در مجلس به استان بازنگشته اند؟!

شاید حالا حرف این است که شبکه ی افلاک ماهواره ای شده و ممکن است تصاویری که از فقر و بیچارگی این مردمان به روی آنتن صدا و سیمای مرکز لرستان می رود، به عنوان خوراکِ تبلیغاتی برای بیگانگان و معاندان مورد سوء استفاده قرار گیرد و با آن به ما ضربه بزنند. حرفی نیست، فقط این پرسش بی پاسخ می ماند که: واقعیت چه می شود؟! بالاخره چه زمانی باید بصورت منطقی و با برنامه به این دردها پرداخت؟! کاش می شد این دلایل سیاسی را به یک کودک گرسنه هالی کرد تا بیهوده بعد از مَک زدنِ بی فایده ی پستانِ مادرش، گریه سر ندهد!

چه زمانی حساسیت ها به پایان می رسند؟!

نمی دانم! شاید حالا هم شرایط از همیشه حساس تر باشد و من نباید این مسایل را مطرح می کردم. بگذارید به حساب ظرفیت پایین نگارنده و حساسیت بیش از اندازه اش که هر گاه بر او غلبه می کند، قلم را بی اختیار در دستش می چرخاند و نمی گذارد چون دیگران ببیند و بگذرد و دم برنیاورد...

آری! شاید بهتر باشد دل به آمار و ارقام واقعی و غیر واقعی خوش کنیم و به خوشبختی تظاهر کنیم؛ به "امید به زندگی" که پیکان اش همین طور رو به بالاست! تظاهر کنیم که همه چیز خوب است و بهتر هم می شود! فقط مشکل اینجاست که وقتی لیوان خالی است، چگونه می توان به نیمه ی پُرِ آن نگاه کرد؟!

کاشی راهی بود که همه مان می توانستیم خودمان را تبرئه کنیم و گناه این همه کم کاری دامن مان را آلوده نمی کرد!

کاش...

دستور توقیف «آفتاب لرستان» صادر شد

رازانی دادستان عمومی خرم آباد با استناد به تبصره ذیل ماده 12 قانون مطبوعات و نامه های مراکز امنیتی و شورای تأمین استان، با ارسال نامه ای خطاب به مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان خواستار توقیف هفته نامه «آفتاب لرستان» شد.

حامد احمدی مدیرمسوول آفتاب لرستان با انتقاد از صدور این حکم توسط دادستان عمومی خرم آباد گفت: وقتی که مساله را از طریق مسئولین امنیتی و شورای تأمین استان پیگیر شدم این عزیزان ارسال نامه در ارتباط با برخورد با هفته نامه آفتاب لرستان را تکذیب کردند و اعلام داشتند مساله فقط در حد یک تذکر به هفته نامه آفتاب لرستان برای جلوگیری از پردازش هرگونه مطلب که رنگ و بوی تحریک احساسات قومیت ها را داشته باشند بوده است.

وی افزود: تعطیلی مطبوعات طبق قانون مطبوعات از وظایف هیأت نظارت بر مطبوعات است و دادگاه پس از بررسی پرونده می تواند آن را در دادگاه صالحه با حضور هیأت محترم منصفه مطرح و صدور حکم نماید. که این حکم در صورتی که مبتنی بر تعطیلی نشریه تنظیم شده باشد باید به هیأت مرکزی نظارت بر مطبوعات ارسال و پس از آن در صورت صلاحدید هیأت مرکزی نظارت بر مطبوعات تعطیلی موقت نشریه صادر و مساله در این هیأت طرح و تصمیم گیری نهایی بعمل آید.

احمدی با بیان این مساله که طبق تمام مواد و فصل های قانون مطبوعات تعطیلی نشریات از وظایف هیأت نظارت بر مطبوعات است گفت: تا قبل از مواد الحاقی 30فروردین 79 دادگستری ها نقش زیادی در تعطیلی مطبوعات داشتند اما با اصلاح برخی از مواد قانون مطبوعات فقط در یک جای این قانون به دادگستری ها اجازه توقیف داد شده است.

وی به تبصره 2 ماده 5 قانون مطبوعات اشاره کرد و گفت: فقط در یک مورد آن هم در صورتی که نشریه مصوبات شورای عالی امنیت ملی را نادیده بگیرد امکان صدور تعطیلی موقت نشریه توسط دادگاه آن هم تا دو ماه به شرط رسیدگی به پروند بصورت خارج از نوبت داده می شود که شکر خدا شورای عالی امنیت ملی ایران هم خطاب به هفته نامه آفتاب لرستان هیچگونه مصوبه ای نداشته است.

مدیرمسئول آفتاب لرستان در ادامه با اشاره به اینکه طبق قانون دادستان بخاطر دفاع از حقوق مردم حتی می تواند به چاله های خیابان هم گیر قانونی بدهد گفت: مساله قانون مطبوعات به خاطر حساسیت جایگاه رسانه های نوشتاری از شئون و منزلت خاصی برخوردار است که متأسفانه دادگستری لرستان برخلاف دیگر مراکز قضایی در نحوه احضار مدیرمسئولان مطبوعاتی همانند یک مجرم و متهم سابقه دار برخورد می کند که این مساله برخلاف اصول مطبوعاتی است واین مهم نیز به ضعف مطبوعات در لرستان و نداشتن تجربه کافی در برخورد با آنها در دادگستری برمی گردد.

وی با انتقاد از صدور این حکم توسط دادستان عمومی خرم آباد آن را مطابق همان ماده قانونی مورد اشاره ایشان فاقد مبنای حقوقی دانست و گفت: در تبصره ذیل ماده 12 که در تاریخ 30 فروردین 1379 بعنوان تبصره الحاقی به همین ماده در قانون مطبوعات اضافه شده آمده است: درمورد تخلفات موضوع ماده 6 به جزء بند (3)و (4) و بند (ب)، (ج) و (د) ماده 7 هیأت نظارت می تواند نشریه را توقیف نماید و در صورت توقیف موظف است ظرف یک هفته پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه ارسال نماید.. احمدی با اشاره به بندهای که بر اساس آن نشریه مجرم شناخته می شود و باید توقیف شود گفت: نشرمطالب الحادی و مخالف با موازین اسلامی، اشاعه فحشاء و منکرات...، تحریص و تشویق افراد و گروهها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت ملی...، فاش نمودن و انتشار اسناد و دستورالعمل های نظامی محرمانه... ، اهانت به دین مبین اسلام...، افترا به مقامات نهادها و ارگانها و هر یک از افراد کشوری...، سرقت ادبی...، استفاده ابزاری از افراد...، پخش شایعات...، انتشار مطالب علیه اصول قانون اساسی عامل تعطیلی مطبوعات خواهند بود و البته هیچکدام از این بنده ها توسط هفته نامه آفتاب لرستان صورت نگرفته اند . وی با اشاره به بند (4) ماده 6 که مورد نظر دادستان خرم آباد بعنوان اشاره قانونی برای توقیف عنوان شده است گفت: در تبصره ذیل ماده 12 عنوان شده به جزء بند 3 و 4 دیگر بندهای این ماده شرط تعطیلی عنوان شده است و از این رو استناد جناب دادستان به به تبصره ای بوده است که طبق قانون مطبوعات شرط تعطیلی نیست.

وی در ارتباط با درج تصویر علاءالدین بروجردی به جای جمونگ در این رسانه گفت: متأسفانه رییس کمیسیون امنیت ملی بارها و بارها در برابر توهین ها و هتاکی ها و جدایی طلبی های تعدادی تفرقه افکن که غیر بروجردی ها را اغیار و اشرار می دانستند سکوت میکردند و این مساله مورد اعتراض مردم استان بود از این رو تلاش شد تا دیدگاه مردم نسبت به سکوت های پیاپی ایشان در قالب طنز نمایش داده شود و به صراحت خطاب به ایشان گفته شود که سکوت ایشان از دید مردم دیگر مناطق استان نشانه همراهی با آنهاست که خوشبختانه بعد از این حرکت مطبوعاتی توسط آفتاب لرستان، آقای بروجردی سکوت را شکست و تفرقه افکنی را محکوم کردند که بنده نیز بخاطر این موضعگیری مطلوب اما دیرهنگام به نمایندگی از مردم استان لرستان از ایشان تشکر می کنم.

توقیفی نادر و غیر قانونی در سی سال اخیر: - 10 نظر

نویسنده: امیر حسین

جمعه 29 آبان1388 ساعت: 18:31

سلام
شما لینک شدید لطفا من را هم لینک کنید
راستی از اقدس خانم چه خبر

زنده باد خرم اباد پایتخت استان لرستان و حامیان او

وب سایت پست الکترونیک

نویسنده: حجتی

شنبه 30 آبان1388 ساعت: 13:16

این خرمآبادیا دچار توحم میشن اون گرز کده رو کسی شهر نمیدونه چه برسه پایتخت حتما شاهشم فرماندار لیوندانگه

نویسنده: nobody

شنبه 30 آبان1388 ساعت: 23:41

ايول حجتي! آره توهم زدن من نميودنم اگه پايتخته چرا دختراتون عيد نوروز و تاسوعا عاشورا هم ميمونن بروجرد نميرن خانواده هاشونو ببينن:)) چرا درس دانشجوهاش تموم ميشه ديگه نميرن پايتخت؟؟؟؟؟لوس تر و بي مزه تر از خرم آبادي جماعت نديدم

نویسنده: یه خبرنگار

یکشنبه 1 آذر1388 ساعت: 14:51

سلام بروجردی وارم را پذیرا باشید
واقعا خنده داره!!!!!!!!!!
باید به خودتون بخندین!!!!!!!!!
!!!!!!!!! !!!!!!!!!
واقعا که لرین

از لر جماعت چنین انتظاری میره!!

براتون متاسفم زیاد!!
!! !!
خرم آباد اگه شهر درست و حسابی بود دیگه بروجردی ها چه غمی داشتن؟؟؟؟؟؟؟؟
هان؟
به خودتون بخندین!!!!!
!!
که خیلی خنده دارین!!

شما به بروجردیها حسودی می کنین
معلومه
به خدا معلومه اینو همه ایرانیا می گن اونام شماهارو شناختن
یه فکری به حال طرز فکر کردنتون کنین!!!
آخه بروجردیا از همه لحاظ به شما سرن
!! !!

پست الکترونیک

نویسنده: خرم آبادی

دوشنبه 2 آذر1388 ساعت: 2:24

آقای عزیز
از توقیف این نشریه و هر نشریه ای دیگر متاسفم. همه باید حرف بزنند. اما بهتر است روزاسم این روزنامه را بگذارید سیاهی لرستان!
پسر امام جمعه بروجرد و عده ای مفت خور از آنسو و از این طرف هم چند بچه بسیجی خوش سابقه در "ارشاد" در این هیاهو فریادها یگانگی می خواهند با جنگ زرگری مردم را به جان هم بیندارند!
آفتاب پرستان رنگ عوض کن لرستان! بعد از پاک کردن تاریخ از حضور قهرمانی جوانان لرستانی از هر شهری که بوده اند فکر می کنند مردم یادشان رفته که هوشنگ اعظمی و همایون کتیرایی و علی شکوهی و هبت معینی و هزاران دیگر قهرمانان این دیار متعلق به همه ما هستند.
چه کسی مسئول سیاه روزی مردم است؟ اگر واقعا روزنامه نگاری بنویس بعد از سی سال چه کسانی مسئول این بیکاری و فقر و بدیختی هستند. آدرس عوضی ندهید! ساواک شاه سعی کرد تنوانست. بسیجی ها هم نمی توانند. نمی توانید سال های جنایت و بدبختی را پاک کنید. تفرقه بینداز و حکومت کن تاریخ مصرفش تمام شده. آقا یه کاری دیگری پیدا کن.

پست الکترونیک

نویسنده: امیر حسین

دوشنبه 2 آذر1388 ساعت: 17:58

99% دختران بروجردی هرز هستند

پست الکترونیک

نویسنده: سپندارمذ

دوشنبه 2 آذر1388 ساعت: 21:10

می دونی اگه نتونی این حرفتو ثابت کنی چه مجازات اخروی داره؟

نویسنده: nobody

دوشنبه 2 آذر1388 ساعت: 22:29

وقتي طرز فكر يك شهروند خرم آبادي اين باشه كه بگه 99% دختراي بروجرد هرز هستن از روزنامه ي شهرشونم انتظار ميره كه همچين چيزايي بنويسه كه باعث بيشتر شدن اختلافات بشه!

نویسنده: رضا

سه شنبه 3 آذر1388 ساعت: 14:3

من به سهم خودم به دختراي خرم‌آبادي زيبا و جسور احترام مي‌زارم و دوسشون دارم خيلي خيلي. و از حالا به بعدم مي‌خوام رابطمو باهاشون حفظ كنم... چون مي‌خوام تخم بروجردي بكارم

نویسنده: بروجرد نیوز

چهارشنبه 4 آذر1388 ساعت: 0:30

جواب بروجرد نیوز به مقاله سراسر توهین آفتاب (غروب) لرستان

http://www.borujerdnews.ir/article/M0059.htm

در پي درج كاريكاتور بروجردي، آفتاب لرستان توقيف شد

19/11/2009 دیدگاه‌تان را بنویسید: Go to comments

حامد احمدی مدیرمسوول آفتاب لرستان در ارتباط با درج تصویر علاءالدین بروجردی به جای جمونگ گفت: متأسفانه رییس کمیسیون امنیت ملی بارها و بارها در برابر توهین ها و هتاکی ها و جدایی طلبی های تعدادی تفرقه افکن که غیر بروجردی ها را اغیار و اشرار می دانستند سکوت میکردند. وي با انتقاد از صدور حکم توقيف آفتاب لرستان گفت: مسئولین امنیتی و شورای تأمین استان اعلام داشتند مساله فقط در حد یک تذکر برای جلوگیری از پردازش مطالب محرك احساسات قومیت ها بوده است.

—————————- متن كامل—————————

رازانی دادستان عمومی خرم آباد با استناد به تبصره ذیل ماده 12 قانون مطبوعات و نامه های مراکز امنیتی و شورای تأمین استان، با ارسال نامه ای خطاب به مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان خواستار توقیف هفته نامه «آفتاب لرستان» شد.

حامد احمدی مدیرمسوول آفتاب لرستان با انتقاد از صدور این حکم توسط دادستان عمومی خرم آباد گفت: وقتی که مساله را از طریق مسئولین امنیتی و شورای تأمین استان پیگیر شدم این عزیزان ارسال نامه در ارتباط با برخورد با هفته نامه آفتاب لرستان را تکذیب کردند و اعلام داشتند مساله فقط در حد یک تذکر به هفته نامه آفتاب لرستان برای جلوگیری از پردازش هرگونه مطلب که رنگ و بوی تحریک احساسات قومیت ها را داشته باشند بوده است.

وی افزود: تعطیلی مطبوعات طبق قانون مطبوعات از وظایف هیأت نظارت بر مطبوعات است و دادگاه پس از بررسی پرونده می تواند آن را در دادگاه صالحه با حضور هیأت محترم منصفه مطرح و صدور حکم نماید. که این حکم در صورتی که مبتنی بر تعطیلی نشریه تنظیم شده باشد باید به هیأت مرکزی نظارت بر مطبوعات ارسال و پس از آن در صورت صلاحدید هیأت مرکزی نظارت بر مطبوعات تعطیلی موقت نشریه صادر و مساله در این هیأت طرح و تصمیم گیری نهایی بعمل آید.

احمدی با بیان این مساله که طبق تمام مواد و فصل های قانون مطبوعات تعطیلی نشریات از وظایف هیأت نظارت بر مطبوعات است گفت: تا قبل از مواد الحاقی 30فروردین 79 دادگستری ها نقش زیادی در تعطیلی مطبوعات داشتند اما با اصلاح برخی از مواد قانون مطبوعات فقط در یک جای این قانون به دادگستری ها اجازه توقیف داد شده است.

وی به تبصره 2 ماده 5 قانون مطبوعات اشاره کرد و گفت: فقط در یک مورد آن هم در صورتی که نشریه مصوبات شورای عالی امنیت ملی را نادیده بگیرد امکان صدور تعطیلی موقت نشریه توسط دادگاه آن هم تا دو ماه به شرط رسیدگی به پروند بصورت خارج از نوبت داده می شود که شکر خدا شورای عالی امنیت ملی ایران هم خطاب به هفته نامه آفتاب لرستان هیچگونه مصوبه ای نداشته است.

مدیرمسئول آفتاب لرستان در ادامه با اشاره به اینکه طبق قانون دادستان بخاطر دفاع از حقوق مردم حتی می تواند به چاله های خیابان هم گیر قانونی بدهد گفت: مساله قانون مطبوعات به خاطر حساسیت جایگاه رسانه های نوشتاری از شئون و منزلت خاصی برخوردار است که متأسفانه دادگستری لرستان برخلاف دیگر مراکز قضایی در نحوه احضار مدیرمسئولان مطبوعاتی همانند یک مجرم و متهم سابقه دار برخورد می کند که این مساله برخلاف اصول مطبوعاتی است واین مهم نیز به ضعف مطبوعات در لرستان و نداشتن تجربه کافی در برخورد با آنها در دادگستری برمی گردد.

وی با انتقاد از صدور این حکم توسط دادستان عمومی خرم آباد آن را مطابق همان ماده قانونی مورد اشاره ایشان فاقد مبنای حقوقی دانست و گفت: در تبصره ذیل ماده 12 که در تاریخ 30 فروردین 1379 بعنوان تبصره الحاقی به همین ماده در قانون مطبوعات اضافه شده آمده است: درمورد تخلفات موضوع ماده 6 به جزء بند (3)و (4) و بند (ب)، (ج) و (د) ماده 7 هیأت نظارت می تواند نشریه را توقیف نماید و در صورت توقیف موظف است ظرف یک هفته پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه ارسال نماید.. احمدی با اشاره به بندهای که بر اساس آن نشریه مجرم شناخته می شود و باید توقیف شود گفت: نشرمطالب الحادی و مخالف با موازین اسلامی، اشاعه فحشاء و منکرات…، تحریص و تشویق افراد و گروهها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت ملی…، فاش نمودن و انتشار اسناد و دستورالعمل های نظامی محرمانه… ، اهانت به دین مبین اسلام…، افترا به مقامات نهادها و ارگانها و هر یک از افراد کشوری…، سرقت ادبی…، استفاده ابزاری از افراد…، پخش شایعات…، انتشار مطالب علیه اصول قانون اساسی عامل تعطیلی مطبوعات خواهند بود و البته هیچکدام از این بنده ها توسط هفته نامه آفتاب لرستان صورت نگرفته اند . وی با اشاره به بند (4) ماده 6 که مورد نظر دادستان خرم آباد بعنوان اشاره قانونی برای توقیف عنوان شده است گفت: در تبصره ذیل ماده 12 عنوان شده به جزء بند 3 و 4 دیگر بندهای این ماده شرط تعطیلی عنوان شده است و از این رو استناد جناب دادستان به به تبصره ای بوده است که طبق قانون مطبوعات شرط تعطیلی نیست.

وی در ارتباط با درج تصویر علاءالدین بروجردی به جای جمونگ در این رسانه گفت: متأسفانه رییس کمیسیون امنیت ملی بارها و بارها در برابر توهین ها و هتاکی ها و جدایی طلبی های تعدادی تفرقه افکن که غیر بروجردی ها را اغیار و اشرار می دانستند سکوت میکردند و این مساله مورد اعتراض مردم استان بود از این رو تلاش شد تا دیدگاه مردم نسبت به سکوت های پیاپی ایشان در قالب طنز نمایش داده شود و به صراحت خطاب به ایشان گفته شود که سکوت ایشان از دید مردم دیگر مناطق استان نشانه همراهی با آنهاست که خوشبختانه بعد از این حرکت مطبوعاتی توسط آفتاب لرستان، آقای بروجردی سکوت را شکست و تفرقه افکنی را محکوم کردند که بنده نیز بخاطر این موضعگیری مطلوب اما دیرهنگام به نمایندگی از مردم استان لرستان از ایشان تشکر می کنم.

http://lornews.wordpress.com/2009/11/19/در-پي-درج-كاريكاتور-بروجردي،-آفتاب-لرس/

استخدام در گردانهای عاشورای بسیج


Monday 23 November 2009

مشائی ایران را به کجا میبرد؟؛


Sunday 22 November 2009

اولین پست وبلاگ ابطحی پس از آزادی


Saturday 21 November 2009

رحیم مشائی و همزادش همیشه چهارچشمی مراقب احمدی نژادند


Friday 20 November 2009

مشائی گفت درباره دگرگونی ارزشها در ایران بعد از سقوط شاه دلایل محکمی در دست است


Wednesday 18 November 2009

نصیحت اسفندیار رحیم مشائی به زائران بیت الله در آستانه سفر حج به مکه


Tuesday 17 November 2009

مشائی : ما باید خیلی پررو باشیم تا مثل شاه شکست نخوریم


Monday 16 November 2009

انصاف شاه و بی انصافی آخوند


Sunday 15 November 2009

مشائی : شاه صدای انقلاب مردم را شنید و رفت، ما آن را نشنیده میگیریم تا بمانیم


Saturday 14 November 2009

استبداد و استکبار در هر شکلش ناپایدار است


Thursday 12 November 2009

http://www.youtube.com/watch?v=zVHLKDztnDw


video

Monday 9 November 2009

اسفندیار رحیم مشائی رفیق گرمابه و گلستان و یار سفر و حَضَر محمود احمدی نژاد شناگر تالاب انزلی


Sunday 8 November 2009

پارازیت‌ها سلامت شهروندان را به خطر انداخته است



کجکول یک ماه پیش اعلام خطر کرده بود
این امواج پارازیت برای قفل ماهواره ها نیست، برای تغییرات هورمونی تهرانی ها است
این دستگاه‌های ارسال پارازیت در چند نقطه تهران از جمله لویزان، شهرك اكباتان، شهرك غرب، جام جم، ‌تهران‌پارس و مركز شهر پارازیت‌های ویران‌كننده‌ای با قدرت‌های بسیار بالا ارسال می‌كنند و هر روز افراد بیشتری را در معرض اختلال‌های هورمونی قرار می‌دهد. درحالی كه تاكنون هیچ مرجعی از جمله وزیر ارتباطات پاسخگو نبوده است
گیجی و خستگی، ناشنوایی مزمن، التهابات و سرطان‌های پوستی، خونی، نخاع و اختلالات هورمونی (عقیم شدن مردان) و مشکلات باروری (در خانم‌های باردار) از جمله مواردی هستند که کارشناسان از احتمال بروز آنها در انسان بر اثر این امواج خبر می‌دهند. پیش از این نگرانی‌ها بیشتر درمورد امواج رادیویی و تلویزیونی و امواج آنتن‌های " بِ-تِ- إس" موبایل صدق پیدا می‌کرد اما حالا امواج ارسالی روی ماهواره‌ها نیز به موارد قبلی اضافه شده است


ایلنا: تاريخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۸۸؛


با طولاني شدن مدت زمان ارسال پارازيت‌هاي ماهوا‌ره‌اي وعدم پيگيري نمايندگان مجلس در اين زمينه و عدم ارائه گزارش وزيران ارتباطات، اطلاعات و بهداشت با وجود وعده قبلي، مسئولين بايد گوش به زنگ نخستين بازخوردهاي اين پارازيت‌ها‌ باشند. بازخوردهايي كه خود را به صورت بيماري در شهروندان نشان مي‌دهد.

بنا به برخي مشاهدات به تازگي افرادي به مراكز درماني مراجعه مي‌كنند كه بنا به گفته برخي منابع علت بيماري آنها ناشي از اثرات تشعشعات پارازيت‌هاي ماهواره‌اي است كه از حدود يك‌ماه اخير بحث‌هايي پيرامون زيان آور بودن آنها در فضاي سياسي و عمومي درصدر اخبار رسانه‌هاي مكتوب و آن‌لاين ( صداو سيما از اين موضوع اصلا خبرندارد) مطرح مي‌شود.

درحالي كه به اذهان عموم مردم هر روز بر شدت اين نوع از پارازيت‌ها نيز اضافه مي‌شود و اگر تا هفته گذشته امكان ديدن يك شبكه ماهواره‌اي بود از اين هفته تمامي شبكه‌ها به مدد اين پارازيت‌ها، كاملا غيرقابل رويت است و مطمئنا براي سلامت مردم تهران كه تاكنون نگران آلودگي هوا بودند خطرناك است.

ازسويي به‌نظر مي‌رسد در ارسال پارازيت‌هاي ماهواره‌اي يك بعد قضيه كه همان سلامت مردم است، ناديده گرفته شده است مردمي كه شايد بخشي ازآنها اصلا رنگ ماهواره و شبكه‌هاي سياسي را هم نديده‌اند.در يك‌ماه اخير مساله پازاریت‌های ماهواره‌ای ضمن تبدیل شدن به سوژه خبری برای رسانه‌های داخل و خارج از کشور با طولانی‌تر شدن مدت زمان خود نگرانی طیف وسیعی از کارشناسان را مبنی بر تاثیرات زیان‌بار این تشعشعات بر سلامت انسان‌ها نيز در برداشته‌ است.متاسفانه پخش پارازیت به صورت كاملا بی ضابطه‌ای صورت می‌گیرد و در این خصوص به تنها چیزی كه توجه نمی‌شود سلامت شهروندان است.

مجلس در این مورد باید به صورت جدی وارد شود و از سلامت مردم دفاع كند.

- مسعود پزشکیان، نماینده تبریز در مجلس و وزیر اسبق بهداشتاین موضوع تا حدی بوده که برخي از نمایندگان مجلس با احضار وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات به کمیسیون بهداشت به اين امر واكنش نشان دادند ولي پاسخ تقي‌پور در برابر پرسش‌هاي آنان بي‌خبري از اين اختلالات بوده است.وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و مدیران مجموعه او در حالی نسبت به ارسال پارازیت‌های ماهواره‌ای اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند که درحال حاضر تنها نهاد متولی مدیریت، نظارت و هماهنگ کننده فضای فرکانسی کشور، سازمان تنطیم مقررات و ارتباطات رادیویی است و ارسال هر نوع فرکانس با هر میزان شدت، ارتفاع و مدت زمان باید زیرنظر و با هماهنگی رگولاتوری صورت پذیرد ولي مديران اين سازمان هم از اين امر اظهار بي‌اطلاعي مي‌كنند تاجايي‌كه مدير روابط عمومي رگولاتوري در يك مصاحبه ضمن بي‌خبري از اين امر مي‌گويد كه از هدايت كننده اين پارازيت‌ها بي‌خبر است.

دراين بين شاید بتوان مهم‌ترین واکنش درخصوص مساله ارسال پارازیت‌های ماهواره‌ای را اظهارات اعضای کمیسیون بهداشت و احضار وزير اطلاعات‏، وزير‏ ارتباطات‏ و معاون سلامت وزارت بهداشت به اين كميسيون عنوان كرد كه اين احضار هم نتيجه‌آنچناني در پي نداشت چرا كه وزير ارتباطات كه بي خبر بود و وزير اطلاعات و معاون سلامت وزارت بهداشت هم گزارش كاملي نداشتند و خواستار ارائه گزارش خود در هفته آتي شدند كه اين امر هم به دليل ترافيك كاري در حوزه فعاليت‌هاي اجرايي تاكنون به تعويق افتاده است.

فرکانس‌ پارازیت‌های ماهواره‌ای از قدرتی بیشتر ازفرکانس‌های مخابرات برخوردارندنمایندگان مجلس با وجود ابراز بي‌اطلاعي آقاي وزير اما معتقدند وزارت ارتباطات در این زمینه مسئول است ولي باز هم صابر فيضي مدیرعامل شرکت مخابرات ایران با رد اظهارات نمایندگان مجلس مبنی بر ارسال پارازیت‌های ماهواره‌ای از سوی شرکت مخابرات اين امر را اين گونه توجيح مي‌كند: ارسال پارازیت‌های ماهواره‌ای در حوزه مسئولیتی ما نیست چرا كه شرکت مخابرات تنها قادر به ارسال فرکانس‌های کمتر از 1800مگاهرتز است ولي فرکانس‌هایی که برای پارازیت‌های ماهواره‌ای ارسال می شود از قدرتی به مراتب بیشتر از فرکانس‌های شرکت مخابرات برخوردار است.فرکانس‌ پارازیت‌های ماهواره‌ای دارای طول موجی بیش از یک گیگا هرتز هستند که ارسال آنها خارج از توان شركت مخابرات است و اينكه ارسال پارازیت‌های ماهواره‌ای بسیار هزینه بر است و بودجه محدود شرکت مخابرات اجازه ارسال این پارازیت‌ها را به ما نمی‌دهد


کارشناسان با اشاره به نظر مدیر عامل مخابرات میگویند سخنان جناب مدیر عامل مخابرات یک غلط فنی دارد وآن هم این که واحد طول موج هرتزنیست. اگر بالاترین مقام مخابرات اینقدر کم اطلاع از مفاهیم فرکانس و طول موج باشد وا اسفا. 1800 مگاهرتز برابر است با 8/1 گيگاهرتز كه بيشتر از يك گيگا هرتز هست! يعني "مدير عامل" شركت مخابرات اين محاسبه ساده را هم نميدانند؟!!!

به‌هر حال با ادامه ارسال پارازیت‌ها، نمایندگان مجلس به عنوان وکلاي مردم برای استیفای حقوقشان وارد عمل شدند.مسعود پزشكیان نماینده تبریز و عضو كمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی خواهان بررسی جدی تاثیرات مخرب پارازیت‌های ماهواره‌ای در سلامت و روان انسان شد و گفت: از نهادی كه مسئول پخش پارازیت برای مختل كردن ماهواره‌ها در شهر تهران است خواهش می‌كنیم به عواقب جدی این امواج مخرب بر سلامت شهروندان تهرانی توجه داشته باشد.نماینده تبریز خاطرنشان كرد: متاسفانه پخش پارازیت به صورت كاملا بی ضابطه‌ای صورت می‌گیرد و در این خصوص به تنها چیزی كه توجه نمی‌شود سلامت شهروندان است.نماینده تبریز با اشاره به نقش نظارتی مجلس در دفاع از حقوق شهروندان گفت: مجلس در این مورد باید به صورت جدی وارد شود و از سلامت مردم دفاع كند.

زهره الهیان، نماینده تهران و متخصص زنان و زایمان نیز در پاسخ به پرسشی مبنی بر تأثیر امواج پارازیت بر زنان باردار و افزایش سقط جنین اظهار داشت: اگر آمار مستندی ارائه شود که در ماه‌های اخیر افزایش سقط جنین داشته‌ایم به کمیسیون بهداشت مجلس ارائه شود و مطمئناً قابل پیگیری است.

به‌نظر مي‌رسد در ارسال پارازيت‌هاي ماهواره‌اي يك بعد قضيه كه همان سلامت مردم است، ناديده گرفته شده است مردمي كه شايد بخشي ازآنها اصلا رنگ ماهواره و شبكه‌هاي سياسي را هم نديده‌اند.

انوشیروان محسنی بندپی، نایب رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی نیز دیگر نماینده‌ای بود که با هشدار نسبت به تأثیر مخرب پارازیت‌های ماهواره‌ای و مخابراتی بر سلامت روان شهروندان تهرانی، اظهار داشت: متأسفانه بعد از انتخابات انواع پارازیت‌های مخابراتی به شدت افزایش یافته که مطمئناً برای سلامت تهرانی‌ها نگران‌کننده است.این عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با بیان این که گزارش‌ها و تحقیقات متعدد حکایت از خطرناک بودن امواج پارازیتی برای سلامت جسمی و روانی انسان دارد، خاطرنشان کرد: تحقیقات همچنین نشان داده که امواج پارازیت تأثیرات مخربی بر اعصاب و روان انسان نیز بر جای می‌گذارند

.پارازیت‌ها؛ مضر یا بی‌ضرر؟

گیجی و خستگی، ناشنوایی مزمن، التهابات و سرطان‌های پوستی، خونی، نخاع و اختلالات هورمونی (عقیم شدن مردان) و مشکلات باروری (در خانم‌های باردار) از جمله مواردی هستند که کارشناسان از احتمال بروز آنها در انسان بر اثر این امواج خبر می‌دهند. پیش از این نگرانی‌ها بیشتر درمورد امواج رادیویی و تلویزیونی و امواج آنتن‌های BTS موبایل صدق پیدا می‌کرد اما حالا امواج ارسالی روی ماهواره‌ها نیز به موارد قبلی اضافه شده است.

نتایج تحقیقات گذشته

در سال ۱۹۹۴ “ریچارد آلبنز” محقق امواج بر بدن گزارش داد که در مورد اساس سیستم‌های نیروی هوایی، پالس‌های الکترومغناطیسی با موج کوتاه، از نوع ساتع شونده به وسیله “PAVE PAWS” و رادارهای هم فاز مشابه ممکن است باعث ایجاد آسیب‌های مکانیکی از طریق آنچه که پیش ماده و لازمه تشعشع است، شود.وي در طی یک دوره معین چنین نتیجه‌گیری کرد که انفجارهای ثانویه رادیویی در داخل بافت‌های زنده زمانی‌که به وسیله پالس‌های رادار ضربه می‌خورند، اتفاق می‌افتد و پیش ماده تشعشع یکی دیگر از منابه بالقوه و ثانویه هست، که باعث آسیب بافت زنده می‌شود، که در استانداردهای پرتودهی نادیده گرفته شده است.همچنين كه اکنون ثابت شده است که تشعشعات موبایل بر روی پروتئین‌هایی که در سلول‌های رشد یافته در آزمایشگاه که از خون شناور انسان گرفته شده است اثر می‌گذارد و پیش‌بیني می‌شود میزان امواج ساطع شده ازبعضی آنتن‌های BTS موبایل و ارسال کننده‌‌ای پارازیت ماهواره‌ای در مناطق پرجمعیت شهر تهران بیشتر از حد استاندارد بین‌المللی است و می‌تواند باعث ایجاد عوارض و آثار سوء شود.مهندس بابایی، كـارشنـاس مخابرات در اين رابطه به ايلنا گفت: مواردی مثل قدرت امواج پارازیت‌های ماهواره‌ای و مسافت ارسال و مدت توقف دربرابر آن در مضر بودن یا نبودن آن تأثیر دارد و فرد به خاطر قرار گرفتن طولانی در برابر این تشعشعات دچار سرگیجه‌های طولانی می‌شود.قرارگرفتن در تشعشع پارازیت آنتن‌هایی با زاویه 90 درجه و مستقیم در مدت زیاد منجر به عقیمی می‌شود‏ البته درشرایط عادی این تشعشعات آن قدرزیاد نیست اما دراثر زمان زیاد و شرایط قرار گرفتن، منجر به عقیمی شده و كوچكترین آثار آن خستگی مفرط و حالت گیجی است.

پارازیت یا نویزماهواره‌ای كه برای جلوگیری از پخش برنامه‌های برخی شبكه‌های ماهواره‌ای فرستاده می‌شود از چندین نقطه در سطح شهر ارسال می شود.این دستگاه‌ها در چند نقطه تهران از جمله لویزان، شهرك اكباتان، شهرك غرب، جام جم، ‌تهران‌پارس و مركز شهر پارازیت‌های ویران‌كننده‌ای با قدرت‌های بسیار بالا ارسال می‌كنند و هر روز افراد بیشتری را در معرض اختلال‌های هورمونی قرار می‌دهد. درحالی كه تاكنون هیچ مرجعی از جمله وزیر ارتباطات پاسخگو نبوده است.تاحدي كه نصرالله ترابی نماينده مجلس شوراي اسلامي خواستار سوال از رئيس جمهور كشور شده و گفت: پارازیت در مرحله اول جزء وظایف وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است اما اگر وزیر می‌گوید من خبر ندارم، باید رده بالاتر پاسخ دهد.اين پيشنهاد در حالي مطرح مي‌شود كه هنوز هيچ جوابي از سوي دولت به اين خواسته داده نشده و مجلس هم بعد از گذشت يك‌ماه گويي جريان را فراموش كرده و به مسائل ديگر به جز سلامتي مردمي كه نماينده آن هستند پرداخته است و در اين بين زيان ديده‌گان اصلي مردم هستند

در همین رابطه گزارشهایی نیز از سایر شهرهای ایران از جمله قم و اصفهان و نجف آباد در مورد پخش پارازیتهای نیرومند میرسد.در شهر نجف آباد هم به تازه گی مردم دچار سردردهای عجیب و غریب میشوند و علت آنرا وجود دستگاههای ایجاد پارازیت روی کوه پنجی میدانند که برای شهرهای اطراف از جمله اصفهان پارازیت ارسال میکنند

سردار سرتیپ محمدحسین نقدی، طراح شکارهای خیابانی


Saturday 7 November 2009

وقتی نماینده های مجلس هم به ریش احمدی نژاد میخندند


اسفندیار رحیم مشایی در روز شانزده آبان منکر مهمترین اصل ادیان آسمانی یعنی "توحید" شد و گواهی ختم اسلام را صادر کرد


Wednesday 4 November 2009


تهران – سیزدهم آبان ماه یک هزارو سیصد و هشتاد وهشت


Wednesday 21 October 2009

چگونه با حمایت علی خامنه ای میلیاردها ثروت در انحصار مافیای علی شوشتری میچرخید

چهره پنهان پاسدار علی شوشتری
.

سیدمحمد خاتمی در یک پیام پر از ابهام کشته شدن نورعلی شوشتری را به برادر او محمداسماعیل شوشتری تسلیت گفت. لازم به یادآوری است که اگرچه نام پاسدار نورعلی شوشتری کمتر در محافل سیاسی و رسانه‌ای به گوش رسیده، با این حال – نقل ازخبرگزاری جمهوری اسلامی- او از جمله فرماندهانی بود که در سال هفتادوهشت و در جریان واقعه کوی دانشگاه در نامه‌ای به محمد خاتمی رییس جمهور اصلاح طلب وقت خواستار سرکوب معترضان دانشجویی شده بود. محمداسماعیل شوشتری از نزدیکان نورعلی شوشتری در امپراطوری اقتصادی بسیار عظیمی است که در خراسان دایر شده و کارخانه ها و موسسه های تولیدی و واردات و صادرات محصولات بسیاری را در بر میگیرد

در زندگینامه‌ای که "خبرگزاری جمهوری اسلامی" ازپاسدار نورعلی شوشتری منتشر کرده آمده که او در سال بیست و هفت شمسی در یکی از دهات نیشابور به اسم "سر ولایت" به دنیا آمد و در نوجوانی به فعالیتهای سیاسی-مذهبی روی آورد و با شاخه ای که علی خامنه ای هم در آن بود همکاری خود را شروع کرد. بعداز انقلاب هم وارد سپاه پاسداران شد و در سالهای جنگ به سرکردگی مسئولیتهای گوناگون گماشته شد، و بخصوص با صیاد شیرازی در درگیری های کرند و مناطق غرب در عملیات مرصاد شرکت و آنرا فرماندهی کرد. از جمله مناصب نظامی او فرماندهی لشگر پنج قرارگاه نجف، قرارگاه حمزه و جانشینی فرمانده نیروی زمینی سپاه بخشی از مسئولیت‌های این فرمانده سپاه بوده است. وی از اول فروردین هشتاد و هشت با حفظ سمت، فرماندهی قرارگاه قدس سیستان و بلوچستان را در مرکز این ناحیه در شهر زاهدان عهده دار شد

نورعلی شوشتری امپراطور اقتصادی خراسان
.
شرکت احیای صنایع خراسان
.
بنا به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی این همه سابقه نظامی و جنگی و مسئولیت‌های متعدد و همزمان در سپاه پاسداران باعث نشد که پاسدار شوشتری از فعالیت‌های اقتصادی باز ماند. عمده ترین فعالیت اقتصادی او پایه‌گذاری و مشارکت در مدیریت یک کارتل بزرگ اقتصادی در شرق کشور به نام "شرکت احیای صنایع خراسان" بوده است. نورعلی شوشتری که از اعضای هیات موسس این شرکت سهامی عام بود تا زمان حیات‌اش نیز به عنوان عضو هیأت مدیره این شرکت فعالیت می‌کرد. شركت احیا صنایع خراسان که درمورخه 6/9/1375 در اداره ثبت شركت های مشهد به شماره 11321 و به عنوان سهامی خاص به ثبت رسید، بعداً و در سال 1383 ماهیت تجاری خود را به شرکت سهامی عام تبدیل کرد. این شرکت مطابق اساسنامه، موضوع فعالیت بسیار گسترده‌ای دارد که از آن جمله می‌توان به سرمایه گذاری، پیمانکاری (طراحی و ساخت)، انجام امور بازرگانی و خدماتی، صادرات و واردات، مدیریت اجرایی پروژه‌های معدنی و صنعتی، مشاوره در زمینه آموزش، گردشگری و ... اشاره کرد
اسامی برخی از شرکت‌های تحت پوشش "احیا صنایع خراسان" به این شرح است: شرکت تولیدی نیرو گستران، شرکت صنایع نساجی خراسان، شرکت معدنکاران احیا شرق، شرکت مجتمع معادن مس تکنار، شرکت مجتمع سیمان غرب آسیا، شرکت مجتمع فولاد تربت حیدریه، شرکت مسکن عدل گستر توس، شرکت گردشگری پردیس شاندیز. همچنین "موسسه صندوق پس انداز قرض الحسنه احیا توس" نیز از جمله موسسات تحت پوشش این کارتل بزرگ اقتصادی است که امور مالی و بانکی احیا صنایع خراسان را انجام می‌دهد
تعدادی از پروژه‌های در حال انجام توسط این شرکت به شرح ذیل است:‌ پروژه عظیم مجتمع فولاد تربت حیدریه، مجتمع سیمان غرب آسیا، معادن مس با ذخیره‌ای معادل 79000 تن در 31 کیلومتری بردسکن، برج تجاری اداری جانباز در بلوار فردوسی مشهد با مجموع زیربنای حدود 3000 مترمربع، مجتمع تجاری عدل واقع در خیابان خسروی نو مشهد با 45000 متر مربع مساحت، مجتمع تجاری احمدآباد، مجتمع تجاری اقامتی وحدت، ساختمان مجتمع اداری احیا، مجتمع اداری آزادگان....
سردار نورعلی شوشتری همچنین به طور همزمان تا پایان عمر از اعضای هیات مدیره "شرکت سپاد خراسان" از همان ابتدای تاسیس این شرکت بود. شرکتی که که از جمله مهترین شرکت‌های ساختمانی به شمار می رود. شرکت مجتمع تولیدی وخدماتی سپاد خراسان (سهامی خاص) در سال 1366به شماره ثبت 5110 اداره ثبت شركت‌های مشهد تاسیس گردید. این شركت پس از تاسیس، بلافاصله دو قطعه زمین بزرگ در مناطق رو به رشد و توسعه در حاشیه‌های شمالی و غربی شهر مشهد را خریداری کرد. این زمین‌ها با مساحت حدود 200 هكتار برای ایجاد منطقه نمونه گردشگری و زمین های حاشیه غربی شهر مشهد با مساحت حدود 400 هكتار برای ساخت وتامین مسكن سهامداران در نظر گرفته شد.تعدادی از پروژه‌های به اتمام رسیده این شرکت نیز به این شرح است: مجتمع الماس شرق به مساحت حدود 104 هزار مترمربع، بازار بین المللی شهید كاوه با زیربنای حدود 35000 مترمربع، بازار بزرگ خیام با زیربنای حدود 8900 مترمربع و
....
فعالیتهای اقتصادی سیستان و بلوچستان
.
در فردای عملیات انتحاری شهر "پیشین" که به کشته شدن سلطان اقتصادی خراسان- پاسدار شوشتری- منجر شد یک منبع آگاه خبر داد که اخیراً دو طرح مهم با شوشتری مطرح شده بود که او در به نتیجه‌رساندن این طرح‌ها بسیار مصمم بود. وی در ادامه گفت: "هفته گذشته دو طرح مهم برای ایجاد تحول در وضعیت اقتصادی سیستان و بلوچستان با شوشتری مطرح شده بود که ایشان بسیار مُصرّ بودند که در جلسه‌ای که این هفته با رهبری دارد، جزئیات این طرح‌ها را با رهبر انقلاب در میان بگذارد
یکی از این طرح‌ها به ایجاد خط راه‌آهن از چابهار تا مشهد مربوط بود که افشار؛ مدیرعامل پیشین راه‌آهن جمهوری اسلامی، کلیات آن‌را آماده کرده و قرار بود صبح امروز در اختیار پاسدار شوشتری قرار دهد تا هنگام میان پاسدار شوشتری با علی خامنه ای در اختیار ش باشد تا بتواند با تشریح دقیق آن تایید علی خامنه ای را برای در دست گرفتن این طرح عظیم کسب کند. طرح دیگر مربوط به کشت پنبه در استان سیستان و بلوچستان و توسعه "صنعت نساجی مشابه-بافت بلوچ" - که در ایرانشهر سرمایه‌گذاری شده‌است- بود و پاسدار علی شوشتری بسیار راغب بود تا با حمایت علی خامنه ای آن‌را هم در انحصار شرکتهای وابسته به خود درآورد ؛

Monday 19 October 2009

خامنه ای در کُمای عمیق، بین مرگ و زندگی است

پارازیتها برعلیه ماهواره ها نیست
،
مردم را بیحال میکند
هموطنان شریف
مسلمانان ارجمند
با درز گزارش کاملاً محرمانه پزشکی پرفسور شهاب الدین مراغه‌ای که همراه با دکتر نقی علیمرادی و دکتر حسین آل شمس آخرین معاینات را روی علی خامنه ای انجام داده بودند، مسلمّ بدانید که عکسی که از ملاقات بین علی خامنه ای و رئیس جمهور سنگال روی سایت رهبری فرستاده شده قدیمی و کهنه است. این بیشعورها که عکس هشت ماه پیش را میگذارند یادشان میرود که از طرف خامنه ای پیام تسلیت برای خانواده های حادثه تروریستی جنوب بفرستند. پاسدارها و سردارهای قدیمی از این قضیه سرخورده شده تر شده اند و میگویند دست خود جعفری و فیروزآبادی درکار است و خود کودتاچیها یک تصفیه خونین در صف پاسدارهای قدیمی و زمان جنگ راه انداخته اند
هموطنان شریف بدانند که الان خفاش روح جنایتکار خامنه ای در خندق آتش جهنم افتاده، و متخصصان روسی زور میزنند تا بدن او را در کُمای عمیق تا آنجا که میتوانند گرم و زنده نگهدارند. بسیج و سپاه با سازماندهی جدید با سرعت خودشان را آماده میکند که دهاتیها و شهری ها و همه مردم را دیدبانی کنند تا وقتی خبر خامنه ای را پخش کنند اکیداً حکم کنند که مردم در خانه هایشان بمانند و هرکسی به خیابانها بیاید هدف گلوله پاسداران و بسیجیهیا قرار بگیرد . میترسند مردم از ترس قحطی به انبارهای غذا و فروشگاه ها ی بزرگ حمله کنند و کار را به هرج و مرج بکشانند
انفجار طهران و قطار کرمان و آتش سوزی لاهیجان و اتوبوس دانشجویان برای ترساندن حساب شده مردم است. اطلاعات سپاه به شورایعالی امنیت ملی گزارش کرده که شدت پارازیتها تاثیری در فعالیت برنامه های ماهواره ای ندارد ، و دستگاه های جدیدی روی برج میلاد نصب شده که پارازیتها یی میفرستد که مردم را سست و افسرده میکند و مثل معتادهای بیحال و نئشه خانه نشینشان میکند

Monday 12 October 2009

پیام مجدد به آقای خامنه ای

آقای خامنه ای
.

از سر بصیرت، همت کنید و خفاش روح جنایتکار خود را از قفس جسد مرتعشتان خلاص کنید
.
اقرار العقلاء علی انفسهم جائز



شما در دومین نماز جمعه بعد از نمایش انتخابات تقلبی ، در خطبه هایتان که ضبط تاریخ شد گفتید که اگرچه بیش از پنجاه سال است که آقای هاشمی را میشناسید اما افکارتان با افکار آقای محموداحمدی نژاد قرابت و نزدیکی بیشتری دارد
آقای محموداحمدی نژاد هم در اولین تظاهراتی که بعد از انتخابات تقلبی توسط جمع اندک هوادارانش برای حمایت از خودش براه انداخت، در خیابانهای تهران شال سبزی دور گردنش بست و مدعی شد که او هم سید است و در اظهارات دیگری نیز گفت که نسبت او و شما نسبت پسر و پدری است

به این ترتیب برای شناخت بهتر شما، بهترین راه ، شناختن بهتر آقای محمود احمدی نژاد است

آقای محموداحمدی نژاد در تاریخ حکومتگران ایران ، نخستین حکومتگری است که علیه یک مرجع تقلید جهان اسلام به دادگاه شکایت کرده و علیه حضرت آیت الله العظما شیخ یوسف صانعی در دادگاه ویژه روحانیت طرح دعوا کرده و پرونده علیه ایشان گشوده است. مورد ادعای این پرونده هم آن است که میگوید آیت الله صانعی در یک سخنرانی در شهر آمل آقای احمدی نژاد را حرامزاده خوانده است!!؛
آقای شیخ یوسف صانعی هرگز به تصریح آقای محمود احمدی نژاد را حرامزاده خطاب نکرده، اما راجع به حرامزاده بودن یک شخص دروغگویی صحبت کرده و آقای محمود احمدی نژاد این اظهارات را به خودش گرفته!! حالا چرا؟ باید از خود آقای محمود احمدی نژاد پرسید

شماآقای محموداحمدی نژاد را خیلی خوب میشناسید، بهتر از همه ! مسلم آن است که ایشان به مرجعیت اعتقاد ندارد و در دوره زمامداری ایشان بالاترین توهین ها به مقام مرجعیت عالم تشیع و جهان اسلام وارد شده است. چرا؟ این را شما باید جواب بدهید که به ایشان این چنین پروبال دادید. این نشان میدهد که نه فقط آقای محمود احمدی نژاد باوری به مرجعیت ندارد و در صدد تخریب آن است، بلکه شما نیز باوری به مقام مرجعیت و عزت مراجع عظام ندارید و دست این شخص را باز گذاشته اید که این چنین گردو خاکی براه بیندازد و هرروزه حرمت مراجع عظام را بشکند

نکته دیگر آن است که آقای محمود احمدی نژاد گاهی هم با عبا و عمامه در انظار ظاهر شده است. این حرکت او را حمل بر تخریب مضاعف جامعه روحانیت باید نمود. شخصی که هیچ باوری به روحانیت و مرجعیت ندارد، و به این کسوت خود را می آراید، میخواهد رجس عقاید و اعمال خود را به سراسر این جامعه ترشح کند
اما شما که گفته اید که افکارتان با افکار آقای احمدی نژاد نزدیکتر و با قرابت تر است نیز تکلیف کارتان روشن میشود
آخرین نکته نیز این که خانمی از حیفا در ارض اقدس با ارائه شواهد و بیّناتی خود را عمه آقای احمدی نژاد خوانده است. یعنی خواهر پدر آقای احمدی نژاد در حیفا زندگی میکند. ایشان از مهاجران به آن ناحیه است، نه از اعرابی که از ایام گذشته ساکن آن منطقه بودند، بالنتیجه ایشان یا باید پیرو آئین یهود باشد یا کیش بهائیت! این را اگر کسی نداند شما مطمئناً بخوبی میدانید، و بهتر از همه هم به عمق قضیه بصیرت دارید. اسناد و مدارک دیگری هم حاکی از آن است که آقای محمود احمدی نژاد از خانواده ای گرمساری است که به اقلیت یهودیان ایرانی تعلق دارد، و نام خانوادگیشان سبورجیان است. این که یک نامسلمان در جمهوری به اصطلاح اسلامی با تقلب و تزویر به ریاست جمهوری برسد و ادعای ارتباط با امام زمان بکند و مدعی شود که در هاله نور راه میرود و در همان حال برای مراجعیت شیعه سر سوزنی هم اعتبار قائل نشود و سایتهای تحت امرش مثل رجانیوز بزرگانی امثال آیت الله دستغیب و صانعی را دچار اختلال مشاعر بخواتند و خواهان هتک حرمت و خلع لباس و عزل آنها شوند ... همه از دستاوردهای بزرگ شما در این "رهبری ننگین" است
آقای خامنه ای
.
پیش از آن که گند اعمال ننگ آور شما بیش از این مشام مسلمانان جهان را آزار دهد، از سر بصیرت، همت کنید و خفاش روح جنایتکار خود را از قفس جسد مرتعشتان خلاص کنید و عالمی را از شقاوت افعال خود خلاصی بخشید

طلاب حوزه های علمیه سراسر ایران
پیروان اسلام ناب محمدی

Friday 9 October 2009

وصیتنامه علی خامنه ای

کجکول منتشر میکند
.

Thursday 8 October 2009

سند رسوایی مسئولان استانداری تهران


ممنوعیت بازدید از خانواده های زندانیان یا خانواده های قربانیان حوادث اخیر . رفت و آمد با این خانواده ها در حکم اخلال در نظم عمومی و اقدام علیه امنیت ملی و معادل محاربه و .... است. از آن جلوگیری شود

Wednesday 7 October 2009

مرده ای که به کفن خود تغوّط میکند

گرد و خاک کردن محمد یزدی
.
سه گزارش مربوط به هم از : اول - صحبتهای نبی حبیبی، محمد یزدی، ابوالقاسم علی زاده؛ دوم – جوابیه دفتر حضرت آیت الله العظمی دستغیب شیرازی دامت افاضاته و حفظّه الله تعالی؛ سوم – پیام کجکول به پیروان اسلام ناب محمدی در سراسر ایران

.
به گزارش ايلنا محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب موتلفه اسلامی از نقش جامعه مدرسين حوزه علميه قم و روحانيت مبارز در انتخابات به خاطر روشنگري‌ها تشكر كرد و در اين ديدار به ارائه گزارشي پيرامون فعالیتهای حزب در انتخابات پرداخت.ما از همان ابتدا متوجه مقاصد شوم دشمنان اسلام و انقلاب در انتخابات بوديم،لذا همه فعاليتهاي خود را معطوف به خنثي كردن شرارتهاي دشمن به ويژه نفاق افكني هاي آنها كرديمآیت‌الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در دیدار دبیر کل ،اعضای شورای مرکزی و اعضای هیات اجرایی حزب موتلفه اسلامی با اشاره به آیه‌ای از قرآن اظهار داشت
قرآن تکلیف ما را در مسیر ولایت، تبعیت از ولایت و سیستم حکومتی ولایت دار روشن كرده است.اینکه عده‌ای می‌گویند ما نظام و حکومت را قبول داریم اما هرکجا با نظر و عقیده خودمان مخالف بود آن را ترویج می‌کنیم قرآن عمل آنها را تاييد نمي‌كند.شاید کمتر کسی وجود داشته باشد که تردید داشته باشد در انتخابات اخير یک توطئه و نقشه‌ای علیه نظام برای براندازی تنظیم شده بود، دشمن این انتخابات را آخرین فرصت خود می‌دانست که علیه نظام حرکتی انجام دهد.شواهد زيادي وجود دارد که ما دیگر شک نداریم توطئه‌ای علیه اساس نظام به وجود آمد و در این توطئه افرادی و گروه‌ها خواسته و یا ناخواسته شرکت کردند و برای مدتی وضعیت را به نقطه‌ای رساندند كه براي نظام يك آسيب جدي بود.خداوند کشتی انقلاب را از سالها قبل به دست کسی سپرده است که جز خدا چیز دیگری را در نظر ندارد و برای خدا وارد میدان شده و عالی‌ترین تدبیر را انجام داد.با تدبیر رهبری و هوشیاری مردم توطئه دشمنان نقش بر آب شد و این توطئه در هاضمه انقلاب به گونه‌ای هضم شد که دشمن فکر نمی‌کرد انقلاب اسلامی ایران چنین هاضمه‌ای قوي داشته باشد.دشمن متوجه شد که جمهوری اسلامی ایران تحت رهبری فقیه عادل، مدیر و مدبر است که بر همه چیز واقف است بيداري و تدبير رهبري توطئه را خنثي كرد و دشمن را از رسيدن به اهداف خود مايوس نمود.اگر به دو نماز جمعه مقام معظم رهبری و خطبه‌های ایشان دقت کنیم متوجه می‌شویم تمام هدف مقام معظم رهبری این بود كساني كه راه را گم كرده‌اند بيدار شوند و توبه كنند.کسانی که این نظام را به خطر انداختند گناه کوچکی انجام ندادند و باید از این گناه توبه کنند.عده‌ای فکر می‌کنند مساله اختلاف نظر میان دو دسته است، اصلاً مساله میان احمدی‌نژاد و موسوی نیست بلکه مساله نظام است.برخي مصمم بودند در برابر اسلام و انقلاب و مردم بايستند،اما خدا خواست تير آنها به سنگ بخورد.دشمن در حال حاضر نظام ، رهبری و ولایت را هدف قرار گرفته داده است، به همين ما در دليل پيمودن راهي كه رفتيم نبايد ترديد كنيم
.
توهین آخوندکهای جیره خوار به مراجع بزرگ تقلید
-
آخوندک نجس سگ صفتی به اسم ابوالقاسم علی زاده – نماینده علی خامنه ای در سپاه فجر استان فارس- در گفت و گو با خبرنگار ايرنا در شیراز گفت جای تاسف است که برخی ازعلما مثل آقای صانعی و سيد علی محمد دستغيب شان خود را پايين آورده و گرفتار بازی های سياسی شده اند. اين در حالی است که از آنها انتظار می رود که پرچمدار هدايت مردم و ادامه دهنده راه امام، شهدا و تابع رهبری جامعه باشند. خط و جريان موازی يکی از شگردهای دشمنان بشريت و دشمنان اسلام در گذر زمان می باشد و مورد توجه آنان بوده است. وقتی فرعون مستقيم نمی توانست با حضرت موسی (ع) به مبارزه بپردازد ، ژست دين و مردمی بودن را به خود گرفت و می گفت می ترسم موسی در جامعه فساد ايجاد کند.

فرعون برای مبارزه با موسی (ع) از يک موازی کاری استفاده می کند و خود که مفسد است ادعای وجود فساد می کند. امروز هم دشمنان ايران و ملت اسلامی که در مقابل اين ملت خود را عاجز می دانند برای به بن بست کشيدن انقلاب و حرکت رو به رشد آن از همين شيوه بهره می گيرند و با موازی کاری دين عليه دين ، مذهب عليه مذهب و عالم را عليه عالم قرار می دهند. موازی کاری دشمنان يک ريشه تاريخی دارد به طوری که در تاريخ انقلاب اسلامی ايران با فتوای يک عالم و مجتهدنمای زنجانی ، عالم مجاهد و وارسته ای همچون شيخ فضل الله نوری به دار آويخته شد. امروز متاسفانه برخی متوجه نقشه ها و توطئه های استعمار پير و استکبار جهانی نيستند و با بی بصيرتی آب در آسياب دشمن می ريزند و بعضا در ژست عالم و مرجع خود را به نمايش گذاشته اند و اين در حالی است که اگر دارای مرجعيت باشند بايد در جهت تقويت دين و ارزشهای جامعه و اتحاد ملی و حول محور ولايت فقيه حرکت کنند. حجت الاسلام علی زاده اضافه کرد : شگرد دشمن اين است که مرجعيت خودساخته را در مقابل مرجعيت ناب ، اقتدار ولايت فقيه و حاکميت دينی قرار دهد. حرمت امامزاده را متولی بايد نگه دارد ، اگر شأن علم و مرجعيت يک شأن بالايی می باشد انتظار می رود که کسانی که مدعی اين شأن هستند خود بيش از هر کسی حرمت اين جايگاه را نگه بدارند. مردم راه خود را پيدا کردند و اين خود افراد هستند که گول برخی افراد بی بصيرت پيرامون خود را خورده و آب به آسياب دشمنان انقلاب و اسلام می ريزند. اميدوارم همه خواص از جمله علما با هوشمندی توطئه های دشمنان را رصد کرده و در بازی های سياسی آلت دست بدخواهان اسلام نباشند. عظمت حوزه های علميه و روحانيت در سطح جامعه اسلامی آنقدر بالاست که اين موضوعات کوچک که تازگی هم ندارد را به راحتی هضم می کند. خواسته دشمن بعد از نااميدی در فتنه براندازی نظام بعد از انتخابات اين است که اين گونه در جامعه القاء کند که در ايران بحران وجود دارد

در ميان نمايندگان مجلس خبرگان رهبری تنها آقای سيد علی محمد دستغيب است که سخن ناصوابی را بر زبان جاری می کند و اين فرد هنوز مرجعيت او زير سوال می باشد و طبيعی است که دشمن از او برای اهداف خود استفاده می کند. در ميان مراجع تقليد هم فردی مثل آقای صانعی پيدا شده که به دليل فتوا و مواضع نادرستش مورد استقبال دشمنان قرار گرفته است و دشمنان می خواهند از طريق او به اهداف خود برسند عليرغم اينکه حوزه علميه جامعه ما ضمن اينکه اين ناچيز انحراف ها را نيز از سوی هم لباسان خويش نمی توانند بپذيرند اما اين موضوعات را خاری بيش تلقی نمی کنند. در اوايل سال های پيروزی انقلاب اسلامی افرادی چون شريعتمداری و منتظری به عنوان مرجع مطرح بودند اما به لحاظ سياسی متاسفانه به دليل ساده لوحی زمينه ای را برای دشمنان فراهم کردند و مقابل امام و انقلاب ايستادند ، و چنين افرادی آن روز خودشان را از گردونه انقلاب خارج کردند. آيا افرادی مثل آقای صانعی و آقای سيد علی محمد دستغيت ملاتر و گردن کلفت تر از آقای منتظری بودند؟؛
جامعه مدرسين حوزه علميه قم که همواره اين موضوعات را به خوبی تدبير می کند ، در اين خصوص هم بايد اقدامات لازم را انجام دهد ، آيا هر کسی از راه رسيد می تواند ادعای مرجعيت داشته باشد و روی کارهای او هيچ نظارتی وجود نداشته باشد و هرديدگاهی را که داشته باشد به عنوان حکم و فتوا اعلام کند؟ وقتی ما برای رهبری مجلس خبرگان را تعريف کرده ايم که به نمايندگی از مردم بر عملکرد رهبری نظارت داشته باشد بايد در خصوص مرجعيت هم مجلسی وجود داشته باشد تا اين طور مواردی پيش نيايد که آقای صانعی و منتظری که مرجعيت آن ها زير سوال است بيايند و حکم اجتهاد يک فرد ديگر را امضا کنند و هيچ نظارتی بر روی کار آنها نباشد. خطای يک مرجع مثل خطای ديگر افراد جامعه نيست و خطای مراجع عوارض بدی را برای جامعه به دنبال دارد و به همين منظور مراجع بايد برای ساماندهی اين امر يک فکری کنند و رابطه مرجعيت و رهبری را به نحو مطلوب تعريف کنند تا زمينه ای برای سوء استفاده دشمن فراهم نشود. اگر يک مديريت و نظارتی بر روی عملکرد مراجع صورت نگيرد دشمن بيشترين بهره را در اين ميان خواهد برد
.

جوابیه دفتر آیت الله العظمی دستغیب به یاوه سرایی های بالا

بسمه تعالی
أقوی دلیل، وقوع شیء است. تمام همت حضرت آیه الله سید علی‌محمّد دستغیب این بوده و هست که روشن کنند انحرافات بعد از انتخابات(88/3/22) از ناحیه تخلف از دستور حضرت امام امت(رحمه‌الله) می‌باشد که فرمودند: نیروهای نظامی و شبه نظامی نباید در سیاست دخالت کنند، که بحمدالله از طریق همان طایفه ثابت شده است
شما ملاحظه بفرمایید که در این وضع فعلی چگونه فساد دخالت نیروهای نظامی و شبه نظامی که پریشان کردن اجتماع و سلب اعتماد از روحانیت، و ادعای جلودار بودن سپاه در مسائل فقهی و تعیین امامت جماعت و راندن امام راتب با تهمت به ضد ولایت فقیه، ظاهر شد
خداوند می‌فرماید: "انّ الله یٍدافعِ عن الّذین آمَنُوا" سوره حج آیه سی و هشت
به هر حال معظم له که مجتهد و مرجع و مسؤول می‌باشند به خوبی منشأ انحراف را تذکر دادند، و نتیجه مخالفت، آنهم بر همگان واضح شد.
حال از مردم شریف استان فارس تقاضا داریم در این جنگ روانی که از ناحیه تخلف از دستور حضرت امام(رحمه الله) حاصل شده، آرامش خود را حفظ نمایند، که خداوند می‌فرماید: "فَأمّا الزَّبَدُ فَیَذهَبُ جُفاءً و أمّا ما یَنفَعُ الناسَ فَیَمکُثُ". سوره رعد آیه هفده - باطل همچون کف دریا از بین می‌رود
اینکه آیةالله سید علی‌محمّد دستغیب می‌فرماید: این نیروی خودسر، سه قوا را دور زده همین است که هیچ کس مسؤولیت آنچه پیش آمده را نمی‌پذیرد چون به صدا و سیما یا نیروهای نظامی گفته می‌شود که این اطلاعیه از چه کسی است، اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند، مانند جریان انتخابات
دفتر حضرت آیت الله حاج سیدعلی‌محمّد دستغیب - مدظلّه العالی
.

کجکول

یاران با وفا و اخوان باصفا
زوزه های سگِ دریده دهنی مانند محمد یزدی و توله سگهای اطراف او مثل احمدخاتمی و مصباح یزدی همه به یک نقطه ختم میشود. اینها بی آبروهای خانه خرابی اند که معمارهای استعماری "حزب موتلفه" امثال نبی حبیبی و عسگراولادی نامسلمان زیر آنها شمع میزنند که فرونریزند. وظیفه شرعی و فریضه دینی همه مسلمانان و طلاب و مدرسان حوزه های علمیه در سرتاسر ایران آن است که بی ترس و واهمه، حزب استعماری و دست نشانده موتلفه را افشا کنند. عناصر وابسته به این حوزه استعماری و ضد اسلامی و دزدان گردنه بندی امثال محمدیزدی و باند اطراف او ، یک مشت اشخاص فاسد و مفسدند، که حکمشان در قرآن صادر شده و این حکم به حول و قوت الهی به همت پیروان اسلام ناب محمدی اجرائی میشود

Friday 25 September 2009

جای شکرش باقی است که هنوز غیرت دینی در مراجع تقلید عظام شیعه وجود دارد

نامه سرگشاده به آقای خامنه ای

یک پیشنهاد دوستانه

آقای خامنه ای
در نظامی که به رهبری شما برپا شده، هراسی سرد و مخوف بر همه جا سایه افکنده است، همه چیز زیر چتر سرکوب و تهدید قرار دارد. تاکنون غالباً با تحمیق به رفع و رجوع امور میپرداختید، حالا که اسلحه تحمیق فرسوده و پوسیده شده، رو به تهدید احرار و تحدید حریت آورده اید. البته تنها دغدغه ای که در کار شما نیست، همان دغدغه اعتبار دین است کما این که سوء استفاده از ابزار دین را رویّهء روزانه خود و عمّال جنایت پیشه خود قرار داده اید. اما خدا را شکر که هم مردم، دین خود را حافظند - و الله اکبر گویان هرشب بی اعتمادی خود را به دینداری مسئولان نظام شما فریاد میزنند- ؛ و هم مراجع عظام تقلید - با در نظر گرفتن حساسیتهای عامه مسلمانان - حاضر نشده اند وجدان و غیرت دینی خود را در قمار دنیا ببازند. آقایان مراجع عظام برای خودشان و یکایک اعضای عزیز خانواده هایشان احساس نگرانی دارند و آگاهند که ماموران ظالم و خدانشناس سرکار برای یکایک آنها نقشه ها کشیده و توطئه ها چیده اند. نمونه اول این توطئه های برنامه ریزی شده را در فشارهای فزاینده بر حضرت آیت الله العظمی شیخ یوسف صانعی ملاحظه میکنیم که بار اول رساله های ایشان را از نمایشگاه کتاب جمع آوری میکنند؛ بار دیگر رئیس جمهور منصوب شما از ایشان به دادگاه روحانیت شکایت میکند – و آبروی خودش و سرکار را یکجا به لجنزار عبرت عامه میریزد- و این بار آخر هم بنا به امر "ولوی" سرکار، رئیس دفتر ایشان را در استان گلستان به دادگاه احضار و با صدور قرار بازداشت روانه زندان نموده اند. البته همین حمله های زنجیره ای به این مرجع بزرگوار تقلید، زنگ خطری را در گوش همه آقایان مراجع به صدا درآورده، و سبب شده که سایر آنها دست شما را بخوانند و از نقشه شیطانی سرکار مطلع شوند ؛ و همه پشت به پشت هم دهند و دست در دست یکدیگر بگذارند و در برابر زیاده خواهی های شما سدی سدید و حصنی حصین "کأنّهم بنیان مرصوص" به پا سازند. الحال عموم این بزرگواران با استعاذه به خداوند یکتا – که شما در بیخبری مطلق از او قرار دارید- و استعانت از بارگاه عدل و انتقام او، از سرکار و از کلیه تصمیمگیریهای غیرشرعی و طاغوتانه سرکار، و از دستگاه های تجاوزگر سرکار، و از ماموران جنایتکار و دژخیمان شکنجه چی و آدمکش بالفطره سرکار تبرّی کرده اند

سرکار امروز کارتان بجایی رسیده که یوم آخر ماه صیام را روز عید اعلام میکنید!! و با فرستادن مامورانتان از اشخاص روزه دار میخواهید که بنا به حکم حکومتی بیایند و در صفوف نماز عید فطر پشت سر شما بایستند و به شما اقتدا کنند!! سرکار کارتان بجایی رسیده که به ماموران جنایتکارتان امر میکنید که با تهدید و اگر کارگر نیفتاد با ترفندهای مختلف – منجمله توزیع فتواهای دروغین از جانب مراجع قم- به فطر بودن روز آخر ماه رمضان فتوا بدهند و مردم را تشویق به اقامه نماز فطر کنند. خدا شاهد است که رضاخان قلدر و محمدرضای دیکتاتور هرگز به فکر دست یازیدن به چنین جنایتها و جسارتهایی نسبت به ارکان و اصول دین نیفتادند. این بی ادبیها فقط از مقلدان آقای مصباح یزدی و "هیأتی"ها و "مکتبی" ها ساخته است که در حلقه اطرافیان شما کم نیستند و در شیطان پرستی باهم در رقابت تنگاتنگ قرار دارند

باید به سرکار تسلیت گفت که اطراف خود را انباشته از جنس بُنجل این جانوران خدای ناترس کرده و سرمایه ملی مردم ایران را به تاراج میدهید تا سور و ساتِ بساطِ عبادالشیطان را کار سازید
از بیانات تأسفبار سرکار در گردهمایی اعضای مجلس خبرگان اینگونه استنباط شد که گویا قصد دارید حکم حکومتی دستگیری و حبس آقایان کروبی و موسوی را صادر کنید و در عین حال از آقای رفسنجانی خواسته اید که در غائله دستگیری این آقایان سکوت خود را به نفع سرکار و برعلیه آنها بشکند!!

الملک عقیم. قدرت وفا ندارد. علی الخصوص به فرد فرتوت و مفلوک و معتاد و مریضی چون شما. آنچه میکنید دنیای شما را آباد نمیکند، به آخرت هم که باور ندارید – چون مسلماً اگر کمترین اعتقادی به عالم پس از مرگ داشتید این چنین با جسارت در خون مردم بیگناه پنجه خضاب نمیکردید و روی سفاکان و قصابان تاریخ همچون امیر مبارز مظفری را سفید نمیکردید
اما جا دارد یک نکته را به شما یادآوری کنیم
خطری که ستونهای اریکهء قدرت لرزان شما را تهدید میکند در خارج از بیت سرکار نیست. زیاد به آن دور دستها نیندیشید.
ما از شما نمیخواهیم که احرار شریف را حبس نکنید
ما از شما نمیخواهیم که احرار محبوس را آزاد کنید
ما از شما نمیخواهیم که دست از جنایت و شکنجه و تجاوز بکشید
ما از شما نمیخواهیم که دست شقاوت پیشگان را- که از طرف شما مامور شکنجهء خلقند - ببندید
ما فقط از شما یک تقاضا داریم که آرزوی قلبی مااست
آرزو و تقاضای خود را با سرکار درمیان میگذاریم شاید مورد قبول قرار گیرد و عالمی از شّر فتنه های سرکار و پیروانتان خلاص شود
ایکاش پیش از این که نورچشمان شما، شما را به سرنوشت "امیر مبارز مظفری" مبتلا کنند خودتان به کنج خلوتی رفته و آخرین تجربهء " آدولف هیتلر" را درمورد خود به کار بندید

طلاب حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی

Thursday 24 September 2009

عقب نشینی علی خامنه ای در برابر موضعگیری یکپارچه مراجع

یک پیروزی تکان دهنده برای مرجعیت شیعه در ایران و عراق

"عیدی" مرجعیت یکپارچه شیعه به مسلمانان
.

در حالی كه بسیاری از مراجع تقلید نظیر حضرات آیات حسینعلی منتظری، بیات زنجانی، سیستانی، صانعی, صافی گلپایگانی، مكارم شیرازی، وحید خراسانی، موسوی اردبیلی و... روز دوشنبه 30 شهریور را عید سعید فطر دانستند، دفتررهبری اعلام کرد که علی خامنه ای یکشنبه را اول شوال میداند و نماز عیدفطر به امامت او خوانده میشود. در همین رابطه هم یک عضو "مجلس خبرگان" – پیشنماز تعیین شده از طرف حکومت در مشهد- به اسم "عَلَم الهُدی" مصاحبه ای کرد و مطالبی در انتقاد از همه فقهاء و مراجع تقلید بر زبان آورد که تندروانه بود

روز پنجشنبه دوم مهر در برابر اعضای محلس خبرگان، علی خامنه ای آشکارا دست به یک عقب نشینی بزرگ نسبت به موضع اتخاذ شده توسط مراجع یکپارچه و متحد ایران و عراق زد، و نه فقط از این که آنها یکشنبه را عیدفطر اعلام نکرده اند از آنان انتقادی نکرد، بلکه از آنها تشکر و سپاسگزاری هم کرد که وقتی دوشنبه عید فطر اعلام کرده اند، نماز عید فطر اقامه نکرده اند!!؛
صحبتهای علی خامنه ای به قدر کافی گویا است و نیاز به تفسیر و توضیح اضافی ندارد. آنرا بخوانید


در قضیه‌ عید فطر، به نظر من اینی كه ما بگوئیم باید جوری بشود كه همه، در یك روز عقیده به عید پیدا كنند، این نشدنی است؛ یعنی طبق مبانی فقهی ما نشدنی است؛ همه فقها بر یك فتوا متفق بشوند؛ خوب، نمی شود. بالاخره یك فقیهی ممكن است پیدا بشود كه نظرش چیز دیگری باشد؛ بنابراین اختلاف به وجود خواهد آمد. ما این اختلاف را خیلی بزرگ نكنیم؛ چه اهمیتی دارد؟ چه اشكالی دارد؟ یك نفری است، فتوائی دارد ـ یا مقلدینی هم دارد، یا ندارد ـ و طبق فتوای خودش عمل می كند.منتها البته امسال هم مشاهده كردید، با اینكه بعضی از آقایان بزرگ و محترم و مراجع عظام نظرشان نظر دیگری بود، هیچ تظاهری به این نظر مخالف انجام نگرفت؛ شما ملاحظه كردید. این خیلی چیز مهمی است؛ این خیلی چیز عظیمی است؛ خیلی باید قدردانی كرد. اینجور نبود كه حالا یك نماز عید روز یكشنبه تشكیل بشود مثلاً در اصفهان یا در مشهد یا در تهران یا جای دیگر، یك نماز عید هم روز دوشنبه. همچین كاری اتفاق نیفتاد؛ این خیلی مهم است.خوب، بزرگان انصافاً همینطور كه همیشه عقیده‌ ما بوده و الان هم هست، به مصالح نظام، به مبانی نظام خیلی پایبندند، خیلی معتقدند؛ انسان اینها را می‌بیند؛ و واقعاً باید قدردانی كرد، شكرگزاری كرد. بنده كه خیلی از آقایان محترم و بزرگی كه فتوایشان هم غیر از آن چیزی بود كه مبنای حكم ما بود، متشكرم، اما در عین حال، به مخالفت تظاهری نكردند؛ این خیلی چیز مهمی است. دشمن البته ممكن است یك كلمه حرف بزند و این را بزرگ كنند و جنجال كنند و هیاهو كنند؛ ما كه تابع نغمه دشمن كه نیستیم

Tuesday 22 September 2009

سندی از رسواترین جنایات تاریخ بشری در زندانهای "نظام آقای خامنه ای"


آقای خامنه ای چشم شما روشن

.

این خبرنامه داخلی که فقط بین اعضای وِیژه حزب موتلفه توزیع میشود، توسط یکی از "اخوان صفا" برای تکثیر و ارسال به دفاتر آقایان مراجع عظام تقلید در حوزه های علمیه ایران در اختیار "کجکول" قرار گرفت
یک صفحه از آن برای اطلاع عموم گراور میشود

طلاب حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی

پاسخ آيت الله العظمى منتظرى به نامه آقاى مهندس ميرحسين موسوى


متن نامه آقاي مهندس ميرحسين موسوي
‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏

‏مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمى منتظرى (دام ظله)‏ ‏با سلام ; پيرو حوادث چند ماهه اخير بيانيه ضميمه از سوى اينجانب صادر‏ ‏شده است . احساس نيازى كه همواره براى همفكرى و همكارى با مرجعيت‏ ‏گرانقدر و روحانيت متعهد وجود دارد مرا تشويق كرد تا نسخه اى از آن را‏ ‏جهت اخذ راهنمايى تقديم كنم .‏ ‏اولين هدف در اين بيانيه آن است كه اگر خشم و نارضايتى در مردم به‏ ‏وجود آمده است آنان تصور نكنند كه اين احساسات منفى انباشته شده در‏ ‏ضميرشان متوجه دين است . اين رسالتى است كه به نظر مى‎رسد بر عهده ‏ ‏تمامى كسانى كه اسلام بر آنان حق حيات دارد و در رأس آنان روحانيت‏ ‏اسلام قرار گرفته باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف ، على الخصوص جوانان‏ ‏كه اينك اكثريت جامعه ما را نيز شكل مى‎دهند ميان برداشت هاى‏ ‏نادرست ، گزينشى و سطحى از دين و حقيقت آن اشتباه كنند و بر اثر‏ ‏هيجان هاى عاطفى از اسلام فاصله بگيرند.‏ ‏رسانه هاى دولتى اصرار دارند كه ما را مسبب و محرك حوادث اين چند‏ ‏ماهه معرفى كنند، حال آن كه رفتارهاى مسئولان كشور نه فقط در‏ ‏انتخابات ، بلكه از سال ها پيش هيمه هايى را انباشته بود كه با خطاهاى اين‏ ‏ايام شعله ور شد و با باد نخوتى كه بر آن دميدند ابعاد اين آتش روز به روز‏ ‏توسعه پيدا كرد. اينجانب قطعا حق را به مردمى مى‎دهم كه با برخوردهاى‏ ‏غيراسلامى ، غيرقانونى و غيرمنصفانه حقوقشان پايمال شده است ; و با‏ ‏استناد به مدارك غيرقابل انكار بدون ترديد اعتقاد دارم كه در انتخابات‏ ‏تقلب هاى سازمان يافته و وسيع رخ داده است . در عين حال اگر در موجى‏ ‏كه از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل كشور و اصل‏ ‏نظام نمى كردم ، برايم سخت نبود كه بيست سال ديگر سكوت كنم .‏ ‏اما اين گونه نبود و نيست كه مردم با سكوت يا سازش يك نفر دست از‏ ‏حركت خود بردارند، بلكه پس از مدت كوتاهى بلاتكليفى به زودى اين‏ ‏حركت از نو و با شكلى كور و در حالى كه به هيچ يك از دلبستگان به نظام‏ ‏اعتماد نداشت آغاز مى‎شد، و چه بسا ديگرانى كه براى اين كشور و ملت‏ ‏خواب هاى ناگوار ديده اند در هدايت آن به سوى منافع و مطامع خود طمع‏ ‏مى‎كردند.‏ ‏هدف ديگر از اين بيانيه و نيز بيانيه ها و حركات قبلى اين است كه‏ ‏تكاپوهاى مردم در چهارچوب نظام باقى بماند و در دام ساختارشكنى هاى‏ ‏خطرناك نيفتد. اين خطرى است كه اگر محقق شود به راحتى مى‎تواند از‏ ‏ايران افغانستان و عراقى ديگر بسازد. ما نمى توانيم براى خوش آمد كسانى‏ ‏كه نمى توانند اين خطر را ببينند وظيفه خود را در پيشگيرى از آن فراموش‏ ‏كنيم ، كما اين كه نمى توانيم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته هاى به‏ ‏حق مردم و بازگو كردن آن در گفته هاى خود از آنان دعوتى براى آرامش‏ ‏داشته باشيم .‏ ‏مرحوم ملا محسن فيض كاشانى در رساله الفت نامه غايت اكثر تكاليف‏ ‏شرعيه را حصول محبت و الفت اجتماعى ذكر مى‎كند. نتيجه اى كه از اين‏ ‏محبت و الفت ناشى خواهد شد همان چيزى است كه در علوم جديد از آن با‏ ‏عنوان شبكه هاى اجتماعى نام مى‎برند، به عنوان راهى براى مهار حكومت‏ ‏و بازداشتن آن از تكرار خطاهايش ، و به مثابه روشى كه به سرزندگى‏ ‏اجتماعى بينجامد و بسترى كه توان ها و عواطف به هيجان آمده را در بستر‏ ‏خود جاى دهد و از سرريزهاى تخريب كننده آن جلوگيرى كند، تقويت‏ ‏شبكه هاى اجتماعى در اين بيانيه توصيه شده است . اين پيشنهاد‏ ‏مى‎توانست بنا بر آن چيزى كه فيض مى‎فرمايد رونويسى از نسخه اسلام‏ ‏تلقى شود، اگر چه كسانى كه در بى انصافى مبالغه مى‎كنند آن را رونويسى از‏ ‏نسخه سيا خوانده اند.‏ ‏و سرانجام در اين بيانيه راهكارهايى براى برون رفت از بحران فعلى ارائه‏ ‏شده است كه اميدوارم مورد اعتنا قرار گيرند
.‏ ‏‏1388/6/21‏‏‏ ‏
با احترام -
مير حسين موسوى

پاسخ آيت الله العظمي منتظري

‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏

‏جناب آقاى مهندس ميرحسين موسوى دامت توفيقاته ‏ ‏
پس از سلام و تحيت
نامه مورخ ‏1388/6/21‏ جنابعالى همراه با ضميمه ‏ ‏آن واصل و ملاحظه گرديد. شخصيت جنابعالى و تعهدتان نسبت به‏ ‏ارزشهاى دينى و اخلاقى و اهداف انقلاب و خدمات ارزنده دولت شما در‏ ‏دوران جنگ تحميلى و حمايت هاى مكرر مرحوم امام خمينى (ره ) از شما براى‏ ‏همگان روشن است . در جريان انتخابات رياست جمهورى اخير و وقايع و‏ ‏فجايع بعد از آن كه شما مورد توجه اقشار وسيعى از مردم و نخبگان قرار‏ ‏گرفتيد، در حقيقت از آزمايش و ابتلاء بزرگى در پيشگاه خداوند متعال و‏ ‏در مقابل مردم آگاه ، سربلند بيرون آمديد; و تاكنون در حد امكان و توان‏ ‏خويش از حقوق تضييع شده مردمى كه با شركت در انتخابات رياست‏ ‏جمهورى افتخار بزرگى را براى كشور آفريدند دفاع نموديد، كه جاى بسى‏ ‏تقدير و تشكر دارد.‏ ‏امور پيشنهادى ضميمه نامه جنابعالى كه در حقيقت تقويت و فعال نمودن‏ ‏شبكه هاى اجتماعى و نهادهاى مردمى است ، امورى معقول و سنجيده و‏ ‏مطابق مقتضاى حال و شرايط كشور، و نيز مطابق دستور قرآن است كه‏ ‏مى‎فرمايد: (يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا...)، (سوره ‏ ‏آل عمران ، آيه 200); اگر با انصاف و به دور از تنگ نظرى مورد بررسى قرار‏ ‏گيرد و آنها را عملى سازند و جو پليسى و بگير و ببند كنونى خاتمه يابد،‏ ‏مى‎تواند راه مفيد و موثرى براى برون رفت از بحران كنونى - كه در اثر‏ ‏قدرت طلبى و خودخواهى و غرور و ندانم كارى ها دامنگير جمهورى‏ ‏اسلامى شده است - باشد و سنگ بناى تحولى مثبت در جهت اصلاح نظام‏ ‏و حفظ آن از خطر فروپاشى و انشقاق و پراكندگى صفوف ملت‏ ‏گردد.‏ ‏البته توجه داريد راه اصلاحى مذكور كه شما در جهت دفاع از حقوق مردم و‏ ‏نجات جمهورى اسلامى از اين بحران بزرگ انتخاب كرده ايد بس دشوار‏ ‏بوده و در معرض فشارها و تهديدهاى بسيارى از ناحيه كسانى است كه‏ ‏اين بحران را ايجاد كرده اند. مطمئن باشيد كه با اتحاد و صبر و استقامت ،‏ ‏خداوند بنا بر وعده خود، راههاى هدايت براى پيروزى را به مردم عزيز‏ ‏عنايت مى‎فرمايد. (والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع‏ ‏المحسنين )، (سوره عنكبوت ، آيه 69); و از طرفى استقامت در اين راه الهى ،‏ ‏انسان را محل نزول فرشتگان همراه با بشارت آنان به ايمنى و نداشتن ترس و‏ ‏اندوه مى‎سازد. (ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم‏ ‏الملائكة ان لاتخافوا و لاتحزنوا...)، (سوره فصلت ، آيه 30).‏ ‏متأسفانه بعد از انتخابات ، عده اى از نخبگان و فعالان سياسى و مطبوعاتى‏ ‏بازداشت شدند و برخلاف شرع و قانون براى اعتراف گيرى هاى‏ ‏غير حقيقى و دروغين مورد فشار قرار گرفته و اعترافات بعضى آنان از‏ ‏رسانه هاى عمومى پخش گرديد، و اين مسلم و بديهى است كه اقرار‏ ‏شخص بر عليه شخص ديگرى در چنين شرايطى معتبر و مسموع نيست ;‏ ‏بلكه آنچه بيشتر مورد تأكيد روايات مستفيضه مى‎باشد اين است كه حتى‏ ‏اقرار شخص بر عليه خودش در زير هر گونه فشار و شكنجه اعم از تهديد،‏ ‏تجريد، حبس ، ترس و مانند آن اعتبارى نداشته و مسموع نمى باشد. (وسايل الشيعة ، جلد 18، صفحه 497 و 498; و دراسات فى ولاية الفقيه ، جلد دوم ، صفحه ‏ ‏378).‏ ‏و اجتهاد در مقابل نص اين روايات ، صحيح نيست ; و نظردادن در مقابل‏ ‏آنها بدعتى واضح است ، و اصل "اقرار العقلاء على انفسهم جايز" فقط در‏ ‏شرايط عادى و بدون اعمال زور و فشار نافذ است .‏ ‏علاوه بر اين ، در اصل سى و هشتم قانون اساسى آمده است : "هر گونه‏ ‏شكنجه براى گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است . اجبار شخص به‏ ‏شهادت ، اقرار و يا سوگند مجاز نيست ; و چنين شهادت و اقرار و سوگندى‏ ‏فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات‏ ‏مى‎شود." طبق عموم و اطلاق اين اصل ، هر گونه شكنجه اى براى‏ ‏اعتراف گيرى و كسب اطلاعات مجازات دارد، و اقرارها و اعترافات گرفته‏ ‏شده از اين طريق نيز ارزش و اعتبارى ندارد.‏ ‏روشن است كه حبس در سلول انفرادى بويژه در دراز مدت كه متهم را‏ ‏زير فشار وادار به اعتراف مى‎كند از مصاديق بارز شكنجه است ; و با‏ ‏اعمال فشار و شكنجه ، مخصوصا به شكل وحشتناكى كه در دوره اخير انجام‏ ‏شده و شرايط غيرعادى كه در پى آن وجود دارد، اعترافات متهم حتى بر‏ ‏عليه خودش نيز معتبر و مسموع نيست ; حتى اگر متهم بارها در آن شرايط و‏ ‏از طريق مصاحبه و ميزگرد اعتراف و اعلام كند كه خطا كرده و مرتكب‏ ‏اشتباه و جرم شده است ، اعترافات مكرر با وجود آن شرايط در بى اعتبار‏ ‏بودن ، حكم همان اعتراف اوليه را دارد.‏ ‏همچنين در اصل سى و نهم قانون اساسى آمده است : "هتك حرمت و حيثيت‏ ‏كسى كه به حكم قانون دستگير، بازداشت ، زندانى يا تبعيد شده به هر‏ ‏صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات است ."‏ ‏حال چگونه شده است كه افراد سرشناسى كه سالها براى اين نظام خدمت‏ ‏كرده اند با اعترافات فاقد ارزش و اعتبار، در معرض ديد ميليونها نفر‏ ‏مورد هتك حرمت و حيثيت قرار گرفته اند ولى هيچ كس در قبال اين مسأله‏ ‏نه تنها مجازات نمى شود بلكه مورد تأييد و تشويق قرار گرفته و اعترافات‏ ‏نيز معتبر شمرده مى‎شود؟!‏ ‏آنچه در اين خصوص مشكل را بيشتر كرده و اعترافات را بى اعتبارتر‏ ‏مى‎كند اين است كه در سيستم قضايى كنونى كشور، مدعى و طرف دعوا‏ ‏در مقابل متهمان سياسى كه جريان فكرى مقابل حاكميت هستند، خود‏ ‏اعتراف گيران و محاكم قضايى وابسته به حاكميت است ; و نزد هيچ عقل‏ ‏سليمى در هيچ كجاى جهان ، اين گونه اعترافات و نيز حكم و داورى ‏ ‏متعاقب آن ، كمترين ارزش حقوقى و قضايى را ندارد; چون در چنين‏ ‏محكمه اى مدعى و قاضى يكى است و فلسفه وجود هيأت منصفه كه در اصل‏ ‏168 قانون اساسى آمده است همين است ، كه متأسفانه به اين اصل هم مانند‏ ‏بسيارى از اصول قانون اساسى بى توجهى شده و به آن عمل نمى شود.‏ ‏اقدامات اخير حاكميت و دادگاههاى نمايشى آن علاوه بر اين كه خلاف شرع‏ ‏و خلاف مصالح كشور و اسلاميت و جمهوريت نظام و از بدعت هاى بارز‏ ‏مى‎باشد، برخلاف مصلحت دنيوى خود حاكمان كه مى‎خواهند حكومت و‏ ‏رياست كنند نيز مى‎باشد. حاكميت اگر به جاى سركوب مردم و ايجاد‏ ‏فجايع اخير، عقل و شعور سياسى را حكم قرار داده و به تذكرات بعضى از‏ ‏بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و يك هيأت بيطرف و‏ ‏مرضى الطرفين را براى رسيدگى به شبهات انتخاباتى تعيين نموده بود، هرگز‏ ‏گرفتار بحران عدم مشروعيت كنونى نمى شد. حكومتى كه در آن اقشار‏ ‏وسيعى از مردم و نخبگان ، ناراضى و در فشار باشند قابل دوام نيست . اگر‏ ‏حكومت كردن با اين شيوه و روش و با ايجاد رعب و خفقان و استبداد و‏ ‏سركوب و پر كردن زندانها از نخبگان و آزادى خواهان و گروههاى سياسى‏ ‏مختلف ممكن بود، رژيم شاه توانسته بود حكومت خود را حفظ كند و هنوز‏ ‏پابرجا بود.‏ ‏نظامى كه تحت لواى اسلام بوده و افتخار شيعه بودن را دارد با انجام چنين‏ ‏اعمالى نه تنها در سطح جهان ، بلكه در كشور و در ميان توده ها و جوانان ‏ ‏خودمان نيز موجب بدبينى نسبت به اسلام و دين گشته ، و عجز اسلام از‏ ‏تحقق عدالت در جامعه را اعلام مى‎كند; و متأسفانه تصميم گيرندگان امور‏ ‏بر اين حقيقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسى‏ ‏تملق گويان - كه طبق حديث پيامبر خدا(ص ) بايد خاك بر دهان آنان ريخته‏ ‏شود - دل خوش كرده اند.‏ ‏سلامتى و توفيق جنابعالى را در پيمودن اين راه خطير از خداوند بزرگ‏ ‏مسألت دارم .‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .‏
‏31 شهريور ماه 1388 - 2 شوال 1430‏
‏قم المقدسة - حسينعلى منتظرى

Monday 21 September 2009

درود بر مرجعیت یکپارچه جهان تشیع


جهان بر ابروی عید،ازهلال وسمه کشید
هلال عید،درابروی یار،باید دید


عید فطر بر جهان تشیع مبارک باد

.
حضرات علمای اعلام و مراجع عظام
سخنرانی اخیر آقای علی خامنه ای آخرین لکه ابر های شبهه را زدود
در شرایطی که عموم مراجع عظام کسب اعترافات در شرایط خفقان زندان و سلولهای تیره و ظلمانی قرون وسطایی را حرام و استناد به آن را درباره خود شخصی که جبراً وادار به اعتراف شده، یا برعلیه اشخاص ثالث فاقد ارزش شرعی –قانونی شمرده اند، علی خامنه ای اعتراف شخص محبوس و مجبور و زندانی – فاقد اختیار- را در برابر دوربین های "صدا و سیما" بر علیه شخص معترف نافذ دانست و نظر آقایان علما و مراجع عظام را "مهمل" خواند

حضرات مراجع
دلیل این بی اعتنایی آقای خامنه ای به نظر مرجعیت در آن است که ایشان فاقد تحصیلات حوزوی جامع است. ایشان اصلاً و اساساً آگاهی به فقه و زیر و بالای احکام شریعت را ندارد و به دو چوبدست زیربغلش یعنی محمدتقی مصباح یزدی و محمود هاشمی شاهرودی تکیه میزند که این دو نیز کارنامه اقوال و افعالشان در سنوات قبل و بعد از نهضت امام راحل – ره- روشن و بینیاز از بسط مجدد است. امام راحل نیز به ناتوانی آقای علی خامنه ای در داشتن فهم صحیح از نظریه "ولایت فقیه" بطور کتبی و ضمن نامه ای اشاره کرده بود، و از جانب دیگر، یکی از شاگردان قدیمی امام راحل – که برادر خانم آقای خامنه ای نیز هست – از همان سنوات ماضیه به عدم صلاحیت اخلاقی ایشان

– برای تصدی مسئولیتی محدود حتی در حد امامت موقت نمازجماعت پایتخت – گواهی داده بود

اگر ریاست بر جامعه مسلمین و زعامت بر کرسی ولایت فقیه در دست کسی که نا آشنا با اصول فقه و شریعت است نمیفتاد، این چنین ننگ و نکبتی بر دستگاه های قضایی و اجرایی "جمهوری اسلامی" – یعنی نظام برخاسته از انقلاب- حاکم نمیشد. نظر به بیسوادی و بی اطلاعی آقای خامنه ای با موازین شرعی، ایشان ناچار شده تا اراده و خواست خود را بجای کتاب خدا ومجموعه فقه و کلیات قانون قرار دهد و نظام را از صفات جمهوریت و اسلامیت خلع و عاری کند. از آنجا که گفته شده که اقرار العقلاء علی انفسهم جائز، بالضروره اقرار و اعتراف آقای خامنه ای را باید با جدیت و دقت مورد مداقه قرار داد آنجا که خود را به محمود احمدی نژاد و محمود احمدی نژاد را به خودش تشبیه میکند و بالصراحه در نماز جمعه در حضور عموم مستمعان و ناظران میگوید "نظریات من به نظریات آقای احمدی نژاد نزدیکتر است"و حالا باید دید که اگر نظریات محمود احمدی نژاد را در ترازوی موازین دینی مورد سنجش قرار دهیم، آن نظریات چه وزن و اعتباری خواهد داشت!!!؛

توزین نظریات محمود احمدی نژاد
.
آیا جز آن است که به تواتر، خصلت دروغگویی احمدی نژاد برای عموم مردم به اثبات رسیده است؟! آیا جز آن است که محمود احمدی نژاد در حضور حضرت آقای جوادی آملی و سایر اطرافیان ایشان در بیت ایشان در شهرقم دربرابر دوربین فیلمبرداری ادعا کرد که در سازمان ملل در میان هاله ای از نور احاطه شده بود، و در مدت بیست دقیقه سخنرانیش عموم سران ممالک دنیا و نمایندگانشان که در جلسه حاضر بودند چشم برهم نزدند؟! و آیا جز آن است که این اباطیل و لاطائلات را که مضبوطاً و مستنداً به صورت فیلم و صدا موجود است، یکجا در اثنای مناظره با حضرت حاج شیخ مهدی کروبی دربرابر انظار پنجاه میلیون بیننده تلویزیونی انکار کرد؟! آیا جز آن است که اغلب اعضای دولت نهم و کارگزارانشان دارای مدارک جعلی و تقلبی دکترا از مراکز موهوم بودند و سالها باجعل و تقلب از بیت المال حقوقهای کلان و گزاف میگرفتند و احمدی نژاد یکایک این متقلبان و جاعلان را شناسایی ودستچین کرد، وبجای بازخواست و مجازات آنها، دانه درشتهایشان را در حساسترین پستهای اجرایی مملکت و نظام قرار داد و آبروریزی بزرگی در ایران وجهان براه انداخت و بعد هم بی اعتنا از کنار آن گذشت و دوباره آنها را در مناصب دیگری در دولت دهم قرار داد؟ پس به این دلیل و به هزاران قرینه و شاهد مشابه دیگر، این فرد فاقد صلاحیت اخلاقی است و به دلیل غلبه خصلت دروغگویی بر روح و روان بیمارش، بالضروره فاقد صفت عدالت است. در این صورت نه خود او صلاحیت ریاست بر قوه مجریه را دارد، و نه کسی مانند علی خامنه ای که اقرار میکند که احوال شخصیه و آرا و نظریاتش به احمدی نژاد نزدیکتر از دیگران است!!؛
آیا جز آن است که محمود احمدی نژاد در دوران دولت نهم بارها مورد شماتت مراجع تقلید قرار گرفت؟ آیا جز آن است که او همیشه کوشیده تا از مراجع به عنوان ابزار کار، برای کارسازی امور خود سوء استفاده کند؟ چرا؟! چون محمود احمدی نژاد از اسلام و از تشیع و از فقه جعفری چیزی نمیفهمد. نه این که این مقولات در حوزه صلاحیتش نیست، نه!! این مقولات در حوزه اعتقاداتش نیست. او اعتقاد به مبانی دیگری غیر از اسلام دارد و دلیل بارز این امر نیز اصرار و ابرام زائدالوصف او به بالاکشیدن و برتر نشاندن اسفندیار رحیم مشائی است که مخالفتش با اصول اولیه اسلام برهمه کس آشکار شده است. محمود احمدی نژاد قلباً به مرجعیت وقعی نمیگذارد چون قبلهء اعتقاد و نقطه الهامش اسفندیار رحیم مشایی است. او کمربه خدمت منویات رحیم مشایی بسته و مجموعه ارکان دولت و دستگاه های اجرایی تحت مجموعه ریاست جمهوری را یکجا و بطور دربست در اختیار رحیم مشایی قرار داده و اخیراً او را به "ریاست نهاد ریاست جمهوری" نیز بالاکشیده است. علاوه بر این در گسترش قلمرو نهاد ریاست جمهوری نیز کوشیده و بر قسمتهائی که خارج از قلمرو نهاد ریاست جمهوری بوده دست تصرف گشوده و مثلا تلاش نافرجامی روا داشته تا سازمان حج و اوقاف را ازشمول مسئولیت حجت الاسلام ریشهری خارج و ضمیمه سازمان گردشگری و جلب سیاحان تحت زعامت اسفندیار رحیم مشایی کند. .. امری که همه دیدند
حالا که اطاعت او نسبت به اوامر و نواهی اسفندیار رحیم مشایی روشن شده، مشخص میشود که "ولی امر" محمود احمدی نژاد نه "امام زمان –عج" و نه حتی "رهبر نظام"، بلکه اسفندیار رحیم مشایی است. اما وقتی چنین شخصی را علی خامنه ای مورد حمایت خود قرار میدهد و بالصراحه اقرار میکند که نظریات او و احمدی نژاد بهم شبیه و نزدیک است، لازم می آید که بالضروره بپذیریم که "ولی امر" آقای خامنه ای نیز کس دیگری جز اسفندیار رحیم مشایی نیست
آقای خامنه ای اجماع مرجعیت را درباره روز عیدفطر پسِ پشت نهاده و آخرین روز ماه صیام را عیدفطر اعلام کرده است! چرا؟ چون وقعی به جایگاه مرجعیت شیعه نمیگذارد. علی خامنه ای از آنجا که با فقه جعفری و شریعت مقدسه اسلام کاملا نآشنا و بیگانه است، تلاش میکند تا با کارهایی از قبیل ایجاد تضییق و فشارهای روانی، سرکوب و پلمب کردن حسینیه مراجع، دزدیدن و حبس و شکنجه اهل بیت مراجع عظام از یک طرف و از طرف دیگر با بالابردن بودجه مراکز وابستهء حوزوی مثل موسسه مصباح و موسسات مشابه، استقلال را از مرجعیت شیعه بگیرد و این شعلهء روشن را بعد از بیش از دوازده سده به خاموشی و افول بکشاند

امروزه مرجعیت شیعه در شرایط تاریخی بس خطیری قرار گرفته است. عده ای شیطان پرست و پیروان لُژ محفلی "ساتانیسم" به پیشوائی "اسفندیاررحیم مشائی" بازوهای اختاپوسی خود را بر حوزه علمیه قم – قلب تپنده جهان تشیع- بازکرده، و سراسر ارکان نظام جمهوری اسلامی را زیر نظارت خود درآورده اند. آخوندکهای متشّبه به اهل علم، که بوئی از علوم دینیه به مشامشان نرسیده، سرنوشت شومی را برای حوزه رقم زده اند. مرکزی که ریاست آن را محمدتقی مصباح یزدی برعهده دارد و کارخانه ای است که از درون آن اخوندکهایی – که ننگ لباس روحانیتند- امثال قاسم روانبخش بیرون می آیند، حوزه علمیه را به عطله و وقفه کشانده، و در آنجا مرکز رزمهای تن به تن و ورزشهای چینی و ژاپنی و کره ای دایر کرده اند!! آخوندکهای بیسواد و عقب مانده ای مانند طائب و ذوالنوری و سعیدی ومجموعه باند فعال در سایت رجانیوز و زیرمجموعه آن ، روزنه های فیض فیضیه را بسته و دالانهای مخفی به درکات دوزخ را گشوده اند. این هرم محفلی شیطان پرستهای وابسته به لژ بین المللی "ساتانیسم" بر سراسر ایران چنگ انداخته و حقیقتا مانند اختاپوسی عمل میکند. اختاپوس دارای دو خصلت است، خصلت اول اختاپوس آن است که با هشت پای خود بر سراسر بدنِ طعمه خود میپیچد و با دریچه های مکنده خود مانند زالوهای متعدد، خون طعمه را طعام خود میکند – همچنان که باند "خامنه ای- احمدی نژاد" سالهاست ذخائر تحت الارضی و بیت المال وطن ما را چپاول میکنند، و ایران را به سرای ویران، و اکثریت مستضعفان ایرانی را به فقیرترین مردم جهان تبدیل نموده، و همه ثروتهای ملی را تاراج و حراج کرده اند- ؛ و خصلت دوم اختاپوس آن است که برای پوشش طرحها و توطئه ها و حرکات خود و استتار کردن خود در میدان مقابله با حریف، به سیاه کردن و ظلمانی کردن محیط اطرافش مبادرت میورزد و به همین سبب در زبان فارسی به اختاپوس "ماهی مرکب" نیز میگویند. و این همان کاری است که علی خامنه ای با استفاده از وسایل ارتباط جمعی و رادیو و تلویزیونی که هزینه گرداندن آن از محل بیت المال مسلمانان تامین میشود، برعلیه اسلامیت و جمهوریت و در دشمنی با مرجعیت انجام میدهد. اینجاست که مرجعیت گرانقدر شیعه، باید با شجاعت علوی به تحریم کامل تصرف این اختاپوس مخوف در سرنوشت وطن و هموطنانمان فتوای اجماعی دهد و در این کار درنگ و اهمال نکند که وقتی آتش فتنه ها زبانه بزند خدای نکرده خشک و تر را یکجا خواهد سوزاند، اساس اسلام را در معرض هدم و انقراض قرار خواهد داد و حوزه ها را طعمه تاراج "عرفانهای نوظهور سرخپوستان آمریکا" قرار خواهد داد که به تازگی احمدی نژاد و حسن عباسی و محمدعلی رامین برایشان پستان به تنور میچسبانند و سنگ به سنیه میزنند


با عرض تبریک و ارادت مجدد
فضلا ، مدرسان و طلاب حوزه علمیه قم
پیروان اسلام ناب محمدی